نون جبهه

خیلیا نون جبهه رو خوردن
سهمشونو توو سهمیه دیدن
هی توهّم زدن جهان آرا
یا نه اصلا حسین فهمیدن!

با یه ترکش رو دست یا پاشون
شیشه ی دینشون ترک برداشت
آینه ی قلبشون تو عصر دروغ
رنگ دنیا گرفت و لک برداشت

خیلیا نون جبهه رو خوردن
تو ازون دسته آدما نشدی
از خدایی که خالق عشقه
واسه یک لحظه هم جدا نشدی

نه رو پیشونی تو مُهر ریاس
نه نماینده ای به برکت ریش
نه مث بعضی آدمای دو رو
بند کردی به ماهواره و دیش

تو طلبکار ملّتت نشدی
راهتو صاف و بی صدا رفتی
از همه ما جلوتری هر چند
با عصا هم به سختی را رفتی

دل سپرده به قلب صادقتم
عاشق اشک ها و هق هقتم
تشنه ی باورای ساده ی تو
عاشق اون خدای عاشقتم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • خوشم اومد. راستشو بخوای تنمو لرزوند مخصوصا یک سوم آخرش. اولاشم بد نبود. ولی کاش ملایم تر میزدی. منظورم اینه که از شیوه هنریت بیرون زده. اون تیکه اولشم چندان قبول ندارم. بحثم بیرون از شعره. بذار بیشتر توضیح بدم: میگی اون ترکشا ترک زد به دینشون. این درسته آیا؟ نه ولی بعدش درسته آینه دلشون تو عصر دروغ رنگ دنیا گرفت و لک برداشت اینو قبول دارم برو پشتتم. ولی اونی که رفته از جونش گذشته بین اونهمه خمپاره و ترکشو تیر. نترس نباشی از جون گذشته نباشی میری جلوی توپ و تانک. حالا طرف عوض شده یه بحث دیگس. غیر از اینها کسی با ماهواره مخالف باشه آدم ریاکاریه؟ آیا ماهواره بر فرض که شما بگی مسائل آموزنده داره مسائل غیر غیر اخلاقی داره؟میدونی ترانت بین یه نقد گزنده و طنز با یه ترانه ی نرم گیر کرده. نمیدونم چطوری باید حرفمو برسونم. ولی یک دستی لازم رو نداره. میتونست نصف ترانت یه ترانه مستقل باشه که خودش به تنهایی خوبه. نصف دیگه از ترانت یه ترانه ی دیگه باشه که خیلی عالیه. البته باید هر کدومش کامل بشه
    • سلام. ممنونم که نظراتتونو در مورد محتوای ترانه بیان می کنید. البته میدونید که اختلاف های فکری با من و این ترانه دارید که بحث مفصلی لازم داره. ولی خلاصه میگم با طرز فکری که داشتن ماهواره رو برای دیگران ممنوع میکنه بشدت مخالفم. اگه کسی مخالف اون هست میتونه برای خودش ممنوع کنه اما تحمیل نظراتش به مردم کاملا مخالف عقاید منه. در مورد کسایی که رفتن جلوی توپ و تانک و تا حالا هم دینشون ترک نخورده باقی مونده این ترانه در تمجید یه همچین فردی گفته شده و بند آخر این ترانه در مورد همون افرادی هست که باورای ساده و خدای عاشقی دارن.
  • سلام خیلیا نون جبهه رو خوردن سهمشونو توو سهمیه دیدن هی توهّم زدن جهان آرا یا نه اصلا حسین فهمیدن!////////به نظر من کاری با این مضمون اگه اسم خاصی توش نباشه بهتره.شما تصور کن این کار قرار بر اجراش باشه.یکم به مشکل برخورد خواهد کرد.میه خیلی راحت بدون اسم این حرفو زد همونطور که تو باقیه ترانه این کارو کردین. با یه ترکش رو دست یا پاشون شیشه ی دینشون ترک برداشت////آفرین آینه ی قلبشون تو عصر دروغ رنگ دنیا گرفت و لک برداشت خیلیا نون جبهه رو خوردن تو ازون دسته آدما نشدی از خدایی که خالق عشقه واسه یک لحظه هم جدا نشدی نه رو پیشونی تو مُهر ریاس نه نماینده ای به برکت ریش نه مث بعضی آدمای دو رو بند کردی به ماهواره و دیش تو طلبکار ملّتت نشدی راهتو صاف و بی صدا رفتی از همه ما جلوتری هر چند با عصا هم به سختی را رفتی///کاش به جای عصا از ویلچر یا همچین چیزی استفاده شده بود تا تمیز بده کهولت سن و جانبازی رو.اما همینم خوبه.فقط میشد بهتر کرد دل سپرده به قلب صادقتم عاشق اشک ها و هق هقتم تشنه ی باورای ساده ی تو عاشق اون خدای عاشقتم به نظرم این کار رو میشه یکار متوسط دونست.دلیل متوسط بودنش شعاری بودن کار هست و اینکه کار دچار موازی نویسی و اطناب شده.تموم حرفی که شما تو کل این ترانه میزنی رو میشه تو یه بند نوشت.نیازی به تکرار نبود.اما بازم برای یک سال و تجربه ی کم شما این خیلی خوبه.تبریک میگم =D>
    • شاید منظورتون از شعاری بودن اینه که کمتر از تصاویر خیال انگیز و شاعرانه و تشبیه ها و صنایع ادبی توش استفاده شده.ولی به نظرم تو بعضی موضوعای اجتماعی سیاسی زیاد مجال شاعرانه حرف زدن پیدا نمیشه و بیشتر باید به اصل موضوع پرداخته بشه. ممنون از نقد خوبتون دوست عزیز. @};- @};- @};-
      • نه خانم جزایری.اصلن منظورم شاعرانه بودن نبود.یه حرفایی وقتی خیلی مستقیم و با اغراق زده بشه بوی شعار میگیره.مخصوصن تو موضوع های اجتماعی و سیاسی.نمیدونم شاید من نمیتونم منظورمو خوب برسونم.اما مجموعن کار قسمتهای شاعرانه ی خوبی داشت.موازی نویسی هم که معنی خودشو داره.مخاطب حرف شمارو تو بند دوم که انصافن به زیبایی نوشته شده متوجه میشه و تو بند های دیگه چیز جدیدی برای گفتن نمیمونه. اینم که عرض کردم تجربه ی کم شما سوءتفاهم نشه.قصد جسارت نداشتم.کاملن جدی گفتم که برای ۱ سال خیلی خوبه.شما کارای خیلی خوبی در آینده خواهید نوشت.اگر با همین سرعت در ترانه پیشرفت کنید بدون شک اسمتون زود خواهد پیچید.موفق باشید @};-
  • سلام دوست عزیز ترانه خوبی ازتون خوندم. خیلی دوستان جوون تر توی ترانه وقتی سمت کارهایی درباره جنگ میرن زود وارد فضای روایت و مبالغه و به قولی سفارشی کار کردن میشن یا یه بند روضه می خونن. اما کار شما و زبان کار شما خلاقانه بود و دوست داشتم البته خیلی مستقیم و ساده بود. به نظرم شاعرانه گی کار کمه. ممنون از شما شاد و سلامت باشید
    • سلام آقا مجتبی. بله یه مقدار شاعرانگی کمه. ایشالا تجربه م بیشتر بشه تو ترانه های اجتماعی خیال انگیز بودن کارامو بیشتر می کنم. ممنون از حضورتون. :-x :-x :-x :-x
  • سلام. @};- ترانه خیلی خوبیه.دست رو شوژه خوبی گذاشتین خیلی وقت بود میخواستم ترانه ای با همین موضوع بگم ولی حوصله و انگیزه کافی نداشتم بعضی بیت ها فوق العاده بود یا نه اصلا حسین فهمیدن---این جمله کنایی خیلی خوب بود ولی چون جمله اول فعل نداره بار اول که خوندم نفهمیدم یعنی چی ولی بار دوم متوجه شدم فعل جمله اول خذف به قرینه شده ولی چون جمله دوم هم "ن"مخفف برای فعل"هستن" شاید یه ذره مخاطب گیج شه که اگه اینطوری شه شاید بهتر باشه "هی توهم زدن جهان آران" این بیت هم فوق العاده بود"خیلیا نون جبهه رو خوردن------------------تو ازون دسته آدما نشدی" خیلی خوبه که وقتی میگیم خیلیا نون جبهه رو خوردن یه مثال نقض که قهرمان ترانه ماست رو هم نشون بدیم وازش بگیم.اینو خیلی دوس داشتم و مثال دیگه ای که تو ذهنم هست ترانه کبوتر عبدالجبارکاکایی هست که گلایه داره از ... ولی قهرمان قصه چترشو میبنده و زیر بارون خیس میشه که اون تصویر سازی که آقای شیخی هم میخوان داره آدما چتراشونو وامیکنن گریه ابرو تماشا میکنن نمی‌خوان مثل درختا تر بشن از دل قطره‌ها با خبر بشن نمی‌خوان بی‌هوا خیس آب بشن زیر بارون بمونن خراب بشن اما تو چترتو بستی کبوتر زیر بارونا نشستی کبوتر ... یه انتقاد لفظی از ترانتون دارم که چون توقعم با ترانه های خیلی خوبی که ازتون دیدم بالا رفته میگم اگه ترانه برای اجرا سروده شده تلفظ بعضی چیزا برای خواننده ها یه ذره سخته یکی از اون چیزا تکرار دو حرف پشته سر همه.مثلا (مُهر ریاس) یا (به برکت ریش) اولی راحت تره ولی به برکت ریشه اولا سخته ثانیا اگه بَرِکت بخونیم و روی "ر"ساکن نباشه از ریتم میفته شاید به همین دلیل آقای جمشیدپور نتونسن این جمله رو روان بخونن ترانه زیبایی بود @};- @};- @};- @};-
    • سلام. خیلی ممنون آقا محسن که حوصله میکنید و هم ترانه رو میخونید و هم کامنتای بچه ها رو.از نظراتتون استفاده کردم. ترانه جبهه ای شما رو هم خوندم و لذت بردم. :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
  • با یه ترکش رو دست یا پاشون شیشه ی دینشون ترک برداشت آینه ی قلبشون تو عصر دروغ رنگ دنیا گرفت و لک برداشت @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم جزایری ترانه خیلی خوبی بود و موضوع پر چالشی داشت اما به نظرم همیشه معرفی پیش قدمه آسیب شناسیه یعنی انسان ها اول باید جهان آرا و فهمیده را بشناسن تا بتونن تفاوت اونا رو با این قشر بفهمن.... اما یه نکته خیلی خیلی کوچولو و پیش پا افتاده این که در بیت«هی توهّم زدن جهان آرا/یا نه اصلا حسین فهمیدن!» کار برد واژه های«یا نه اصلاً » رو متوجه نمی شم معمولاً زمانی از این واژه ها استفاده می کنن که بخوان وخامت اوضاع رو بین دو حالت بد و بدتر بیان کنن مثلاً «ماشین نداره یا نه! اصلاً به نون شب محتاجه» که در اینجا بین جهان آرا خوب و خوب تری وجود نداره @};- @};- @};- موفق باشید @};- @};-
    • سلام آقای حسینی عزیز. ممنونم از حضورتون. راستش منظورم این بود که خودشونو در حد شهید جهان آرا بالا میدونن یا نه اصلا در حد حسین فهمیده می دونن که از نظر من کارش از بقیه شهدا هم قابل تقدیر تر بود و شاید بخاطر همین لقب رهبر رهبر انقلاب رو بهش دادن. ممنون از نظرتون. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • منظورشون اینه که بین دوتا شهید هیچ فرقی از لحاظ مقام نیست هیچکدوم برتری ندارن و درست هم میگن :-)
      • بله سپینود جون. ولی به نظر من کار حسین فهمیده دل و جراتی ما فوق تصور لازم داشت.جایگاه ایشون از بقیه شهدا شاید بالاتر باشه. :-x :-x :-x :-x
      • من اون مصرع حسین فهمیده رو یکی از بهترین مصرع هایی میبنم که تو این چند روزِ آکادمی خوندم نگاه کنید چه ایهامی داره و واقعاً هنرمندانه بود که من و به همچین تشویقی وادار کرد: میشه منظور نزدیک رو گرفت "شهید حسین فهمیده" و معنی دور"امام حسین(ع)" یا که اصلاً حسینِ فهمیدن!؟
      • راستش خودم متوجه این معنی دور نبودم. ممنون از توجه دقیقتون. :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
      • آره قبول دارم اونجور خیلی جالب میشه مرسی آقا امین @};- (قابل توجه خانم پهلوانی پیرو صحبت های گذشته)
      • حامد جان فقط یه مشکل بسیار جزئی هست که میدونم خانم پهلوانی برای گرفتن این لذت از من و تو بیانش میکنه!! امیدوارم اون نکته رو پیدا نکنه!هیچوقت!! چون به هیچ وجه نمیخوام همچین لذتی رو از دست بدم.کمتر ترانه ای رو دیدم که همچین ایهامی رو به کار برده باشه. @};-
      • نه دیگه امام حسین استنباط نمیشه حسین فهمیده حسین فهمیده ست!چیزی که مانع ایهام میشه همون فامیلیشه اگه حسین خالی بود شاید :-) حالا دعاتون مستجاب شد یا نه؟
      • حالا امین جان خودت ایراد و بگو چون من یکی که نجستم :-/
      • نه متاسفانه! گفتم این لذت رو از ما میگیری! ربطی ندار به فامیلی... حسین فهمیدن! حسین رو فهمیدن!! خب فک کنم دیگه مشخص شد چه مشکلی داره!
      • والا من که هنوزم نفهمیدم :-S
      • خی کسیکه حسینو بهمیده مجبوره جهان ارا رم بفهمه!چون باید فعلش به قرینه حذف شه اونوقت مقصد شاعر کلا میریزه به هم پس بیخیال ایهام ;))
      • چقد غلط داشتم! خب.فهمیده.ببخشید
      • این خانم پهلوانی یه چیزایی میدونه ولی لقمه رو میپیچونه حذف "رای مفعولی" در "یا نه اصلاً حسنِ فهمیدن" کا رو خراب میکنه. تو این مصرع به جای "رای" مفعولی برای حسین،اضافه اسمی فک کنم قرار گرفته باشه! یعنی برای برداشت کردن ما: (امام حسین "رو" فهمیدن) به "رو" احتیاج داریم. ولی در اون مصرع فقط یک اضافه میاد برای فامیلی.نگاه کنید چه تفاوتی دارن: (حسنِ فهمیدن) با (حسین "رو" فهمیدن)
      • :-)) اونی که من گفتمم درسته ها هی توهم زدن جهان ارا چی خب؟وقتی این فعل نداره باید بخوره به فعل مصراع بعد دیگه مگه نه؟
      • نه! اینجا حذف فعل به قرینه معنوی انجام شده،فعل "هستن" یا "شدن" حذف شده! ولی ما با توجه به معنی میتونیم حدس بزنیم که فعل چی بوده!یا "هستن" یا "شدن" گاهی به زیبایی اثر و ایجاز کمک میکنه این حذف کردن ها.
      • با سلیقه ی من جور در نمیاد
      • از نظر من این حذف باعث میشه رو اون مصرع یه مکث کوچیک بکنی! نه از لحاظ وزن،از لحاظ مفهوم!
      • البته میشه یه جوری فعل رو بر گردوند به اون مصرع: هی توهّم زدن جهان آرا ن حالا جور شد؟! :-?
      • اره منم پیشنهادم همین بود ولی شکل اولیشو بیشتر دوست دارم
  • سلام خانوم جزایری عزیز..ترانه تونو در بروزرسانی سایت خوندم و تحسین کردم واولین لایکو دادم..بسیار نکته پردازی و جان کلام این ترانه استوار و زیبا بود..حرف تلخو شیرین بیان نمودن از استادی ذهن و زبان وسلیقه ی یک هنرمند ناشی میشه.بسیارهم زیبا و پرمحتوا. آفرین. =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D>
    • سلام آزاده خانم عزیزم . ممنونم که با کلمات زیبات انرژی میدی بهم. از زیبایی ذهن شماست که این ترانه رو زیبا دیدید. ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود انیس جان....ترانه ای بسیار زیبا روان با موضوعیتی بجا بود..لایک به جراتی که تو ترانه ت موج میزد =D> @};- فقط فکر میکنم اینجا : سهمشونو توو سهمیه دیدن = بجای سهمشونو، اگه یه جایگزینی دیگه میاوردی بهتر بود :-) ... خیلیا نون جبهه رو خوردن =D> نه رو پیشونی تو مُهر ریاس نه نماینده ای به برکت ریش =D> تو طلبکار ملّتت نشدی راهتو صاف و بی صدا رفتی =D> لایک موفق باشید
    • سلام مریم جونم. ممنون از حمایتایی که ازم داشتی عزیزم. داشتن دوست خوبی مثل تو باعث دلگرمی آدمه. در مورد سهمیه راستش الانم که فکر میکنم جایگزین بهتری به ذهنم نمی رسه.منظورم از سهمیه رو که می دونی. سهمیه هایی که تو هر مقطع از زندگیمون باهاش روبرو بودیم و همیشه حس تبعیض بهمون داده. ممنون از حضورت عزیزم. @};- @};- @};- @};- :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};-
      • ممنون از لطفی که به من داری انیس جون...باعث افتخار بنده س.. :-x بله خیلی خوب با این قضیه اشنا هستم...قضیه ای که بارها و بارها خودم باهاش مواجه شدم و متاسفانه قسمتی از شایستگی های شخصیمو زیر سوال برده... :< ولی فکر کردم اگه اسم سهمیه رو واقعا سهم و حق بی برو برگرد این دسته آدما بدونیم ، اشتباهه و درحق دیگران احجاف میشه.. ولی اگه منظور این قسمت کنایه ای باشه، باید آخرش یه علامت تعجب بذاریم تا مفهوم بخوبی رسونده بشه(یعنی همچین چیزی که فکر میکنند نیس) ببخشید عزیزم :-)
      • ببخشید منظورم اجحاف بود... ;)) جای آقای سکوت خالی.. همیشه غلط املایی ها رو میگرفت :-(
  • سلام.خانم جزایری. خیلیا نون جبهه رو خوردن تو ازون دسته آدما نشدی از خدایی که خالق عشقه واسه یک لحظه هم جدا نشدی معلومه ذیدگاه باز وتازه ای به موضوع داشتید.یه کار بی نظیر شده که آدم دوست داره چندین باربخونش. موفق باشید @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم جزایری .اول این @};- تقدیمتون. خیلی ترانتون به دلم نشست ،ایده ی نابی داشت واقعا .موفق هستی ، موفق تر باشی . :-)
    • سلام آقای سرمدیان عزیز. خوشحالم از حضورتون پای ترانه م. هر دو ترانه شما رو هم خوندم و لذت بردم. از آشنایی با شما خیلی خوشحالم. @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
  • خوشحالم که در موضوعات مختلف مینویسید. فقط یک نقد به کلیت کار: فقر تصویر سازی تو ترانه تون مشهود بود،یعنی صرفاً یک گزارشگر بودین تو این ترانه و یه جورایی حالت شعاری داشت. موفق باشید @};-
    • سلام آقای شیخی عزیز. ممنونم از حضورتون و نقد ارزشمندتون. فقط باید عرض کنم قرار نیست تو هر ترانه ای میگیم محور توجه رو متمرکز کنیم رو تصویرسازی. گاهی وقتا شما حرف دلتونو میخواید تو ترانه بزنید و از حجم خیال پردازی و آرایه و عناصر دیگه زیبایی شناسی تو ترانه تون کم میکنید تا برید سر اصل مطلب و حرفتونو به صراحت تمام بزنید. اگه بخواید این ترانه رو شعاری بدونید خیلی از ترانه های دیگه سیاسی رو هم باید شعاری بدونید نه شعری.این ترانه هم تصویر سازی داشت ولی نه به اندازه ترانه های عاشقانه.به قول ایمان جان :ترانه می تونه زبان انتقاد و بیان درد و انتقال هر حسی باشه. ممنون از حضورتون. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام مجدد خب شما دیده ی خود به ترانه رو دارید و منم تعریف خودم. امّا برای تحلیل و بررسی هر ترانه ای یه شاخصه هایی وجود داره که اصلی ترینش همین تصویر سازی است که متاسفانه تو ترانه تون تصویری رو ندیدم که توجه م رو به خودش جلب کنه!فک نمیکنم منکر این موضوع باشین.من ترانه های اعتراضی و سیاسی رو زیاد خوندم.ولی نوشتن با این صراحت میتونه قابل ستایش باشه و من از شما بسیار ممنونم که با صراحت"حرف" میزنید.امّا این ترانه با حرف زدنِ عادی چه تفاوتی داشت،به جز اینکه تو وزن "فعلاتن مفاعلن فع لن" قرار گرفته و چند قافیه.من به ترانه تون بی لطفی نمیکنم ولی قصدم این بود که شما رو از اشتباهتون آگاه کنم و بازم میگم شما مختار هستین که بپذیرید یا خیر! با احترام: @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام مجدد خدمت جناب شیخی عزیز. ممنون که وقت میذارید برای این ترانه و این بحث. اول بگم نه قراره شما منو قانع کنید و نه من قراره شما رو قانع کنم که نظرم درسته. فقط تبادل نطری می کنیم و دوستان هم می تونن نظر بدن و از هم چیز یاد بگیریم. راستشو بخواید نمی تونم با نظرتون موافق باشم که این ترانه در حد یه بیانیه سیاسی یا نثری قافیه دار و موزون باشه و با این صحبت ترانه بودن اونو زیر سوال ببرم. دوست دارم نظرتونو درباره این بندهای ترانه آقای ایوبی بدونم. آیا اینها هم با حرف زدن عادی تفاوتی ندارن جز وزن و قافیه؟ حتی اگه اینجور باشه من عاشق این بندها و امثال اون هستم. از قلم‌چی نمی‌گذرم هرگز ، استرس‌های پشت کنکوری بچه‌های تکیده‌ی مجبور ، رشته‌های مزخرف زوری! هم‌کلاسی قرارمون باشه ، کافه‌ی رو به روی دانشگاه خاتمی، عشق، دوم خرداد ، تا خبرهای کوی دانشگاه! ما به هم‌‌دیگه مطمئن بودیم ، فصل تاراج اعتماد اومد همه چی قابل تحمل بود ، که یهو احمدی‌نژاد اومد! یکی خونش فدای خونه‌ش شد ، یکی از چادرش به قصر رسید یکی بی رای ما ریاست کرد ، یکی با رای ما به حصر رسید! یکیمون با گلوله می‌اُفته ، یکیمون تو اسید جون می‌ده هر چی که هست اون‌ور پرده‌ست ، هر کس اون سمتو دید جون می‌ده! درسته که تصویر سازی یکی از پارامترهای زیبایی شعر و ترانه ست.ولی زیبایی سخن فقط بسته به تصویر نیست.به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد. این شعر که قرن هاست تو قلب مردم جا کرده رو میشه شعر ندونست و با حرف زدن عادی مقایسه کنیم؟توانا بود هر که دانا بود.زدانش دل پیر برنا بود تصویرپردازی نشده ولی زیبایی درش موج میزنه. بازم ممنون که این بحثای مفید رو شروع میکنید و ادامه میدید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • در مورد این ترانه ای که از آقای ایوبی نوشتین باید بگم که من این ترانه رو هم ضعیف میبینم و نقد های زیادی برش وارده! ببین: من میگم احمدی نژاد تو مملکت رییییید،خب بخاطر این حرفم کسی هست که بیاد بگه آفرین،شاعرانه گفتی!!؟؟چون نترسیدم و این حرف و زدم یعنی من شاعرم و حرفم شعر؟!شکی نیست که این ترانه ست ولی معمولاً تو هر تحلیلی هر ترانه ای یه جایگاه و رتبه ای داره که این ترانه تو تحلیلات من جایگاهِ در خوری نداره متاسفانه!! روزانه چندین بار ما داریم همین حرف رو تکرار میکنیم که دیشب اومدن ماهواره مون رو جمع کردن،احمدی نژاد بیشتر گند زد و ...پس شاعرانگی کجاست؟! شما حداقل کاری که میتونستید توو این زبان صریح انجام بدین رمز گذاری یا همون کد گذاری بود و یه کم پیچیده کردن مسئله ولی من همین رو ندیدم.حتی قافیه ها خیلی تکرار و کلیشه ای...به جز اون ایهام ظریفی که تو این مصرع "یا نه اصلاً حسین و فهمیدن!" نوشته شده هیچ آرایه ی ادبی ای ندیدم که جلب توجه کنه.دلیل نمیشه که آقای ایوبی همچین ترانه ای نوشته ن؛شما هم بگید بله حتماً این یک ترانه خوبه...من متعجبم آقای ایوبی کارای خیلی بهتری دارن که شما بهش اشاره نکردین!!! به نظرتون کوی دانشگاه؛اصلاً واژه ی "کوی" جایی در این زبان این ترانه داره؟! اصلاً زبان محاور واژه ی "کوی" رو میپذیره؟! دوست عزیز احساس میکنم بحث خوبیه برای ادامه...ولی به شرطها و شروطها که باید حق با جانب نظر داد. @};- @};- @};- @};- @};-
      • یه عذر خواهی: متاسفانه از حمله کوی دانشگاه اطلاعی نداشتم.شاید بخاطر این بوده که سن و سال من قد نمیداده به اون حوادث،یعنی چهار سالم بیشتر نبوده این ترانه آقای ایوبی دارای نوستالژی های یک نسل خاص بود که من نتونستم باهاش ارتباط بگیرم.اما ترانه های جدیدشون رو دوست دارم.
      • چه ترانه با مزه ای بود!!!! منم خداییش از قلمچی نمیگذرم خخخخخ
      • با توجه به حرفای آقای شیخی البته فقط یکی دو بند اولش :-?
      • ممنون آقای شیخی عزیز و مایده جون دوس داشتنی. :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
  • سلام خانم جزایری عزیز. خیلی خوشحالم که یه کار جدید ازتون میخونم. باید بگم که موضوعی جسورانه و متفاوت برای ترانه سرایی انتخاب کردید و انصافا خوب از پس بازی دادن کلمات براومدید. فضا و لحن صمیمی و سادست و راحت می تونه انتقال مفهوم کنه...یه انتقاد ظریف و جسورانه...دست روی چیزایی گذاشتید که شاید واسه بعضیا حرف زدن ازش خط قرمزه در حالیکه یه حقیقته اونم از نوع خیلی تلخش...این ترانه یجورایی پا گذاشتن خفیف روی دم اوناییه که بقول شما طلبکار ملتن...نون جبهه رو خوردن و میخورن ولی بویی از صفا و معرفت مردای واقعی جنگ و ایثار نبردن... این ترانه یجورایی تصویری از الک کردن ظاهر و باطنه...ادعا و بی ادعاییه... کارتون عالی بود =D> =D> این از نقاط کار یه ترانه سراست که جز مضامین عاشقانه بتونه توی حیطه های دیگه هم کار کنه...چیزی که من کمتر توی بچه های آکادمی می بینم.ترانه می تونه زبان انتقاد و بیان درد و انتقال هر حسی باشه...نه صرفا حرفای عاشقانه و احساسی...ترانه لطیف و ظریف هست ولی دلیلی نداره که نتونیم توی چارچوبای دیگه واردش کنیم... البته این نقد اول به خودم وارده ولی من هم چندتایی کار با مضمونهایی اجتماعی و سیاسی گفتم... در کل کارتونو دوس داشتم...راستی من نتونستم مصرع " نه نماینده ای به برکت ریش " رو روون بخونم. به امید موفقیتهای بیشتر شما... @};-
    • سلام آقا ایمان عزیز. خودتون میدونید من عاشق ترانه هاتونم و هر چی یاد گرفتم از خوندن کارای بی نظیر شما بوده. خواهش می کنم هیچ وقت از موضوع عشق تو ترانه هاتون فاصله نگیرید چون شما زیباترین عاشقانه ها رو سرودید و اطمینان دارم بزودی ترانه هاتون با صدای بهترین خواننده های کشور اجرا میشه. من عاشق عاشقانه های شما هستم. کی می تونه به این زیبایی تصویر سازی بکنه که شما می کنید: وقتی که تو نمی خندی نفس ترانه بنده آسمون مسیر اوجو رو کبوترا می بنده تیکه تیکه های مهتاب روی دست شب میمونه ثانیه گردونِ ساعت از همه عقب می مونه وقتی که تو نمی خندی نور تُو پنجره می میره چلچله تموم روزو روزه ی سکوت می گیره خونه متروکه و خالی قاب عکسا نگرونن غنچه ها عزا می گیرن می دونن تنها می مونن از حفظ نوشتم اگه اشتباهی داشت ببخشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- این مصرع هم که فرمودید مثل مصرع قبلش :نه رو پیشونی تو مُهر ریاس وزنش فاعلاتن مفاعلن فعلن هست. نه رو باید کشیده خوند تو هر دو مصرع. نه نماینده ای به برکته ریش. ای بعد از نماینده به معنی هستی هست. شاید بهتر بود میگفتم نه مدیری شدی به برکته ریش. یا بگم نه وزیری شدی به برکته ریش. خیلی ممنون که وقت گذاشتید و با دقت ترانه مو خوندید. وجود شما اعتبار آکادمی رو چند برابر می کنه. :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
  • سلام انیس خانوم :-) چه موضوع بکری انتخاب کردی! اصلن انتظارشو نداشتم ترانه خوبی بود @};-
    • سلام مایده عزیزم. خوشحالم که دوست خوبی مثل تو دارم. سمت پل آزادگان نری. خواستی بری بگو باهم بریم که مواظبت باشم عزیزم. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • پس کم کم آماده باش یه سر بریم! مامانِ ویدا رو هم با خودمون ببریمااا خخخخ
  • خیییلی زیبا بود با یه ترکش رو دست یا پاشون شیشه ی دینشون ترک برداشت آینه ی قلبشون تو عصر دروغ رنگ دنیا گرفت و لک برداشت خیلی هم خوب!همه چیزش سر جاشه تو طلبکار ملّتت نشدی راهتو صاف و بی صدا رفتی از همه ما جلوتری هر چند با عصا هم به سختی را رفتی چه بغضی داره این بند!تا ته ته قلبم رفت :-) مرسی @};-
    • سلام سپینود جونم. خیلی خوشحالم که خوشت اومده. به پای کارای قشنگ شما نمی رسه خانمی. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-