سنگ آسیاب

سنگ آسیاب

اگه سنگ آسیابم اما قلبم پر درده

رنگ من سیاهه اما تنˏ تو سفید وزرده

 

زندگیم چرخه باطل تویˏ دستˏ روزگاره

تن زخمیت نمیتونه تاب این سنگ بیاره

 

صدای خرد شدن تو شده کابوسˏ شبونه ام

گریه هات تقصیربادˏ من اسیر این زمونه ام

 

اگه سرنوشت یه روزی من وحالˏ خود بذاره

ته دره سر خاکم گل یاس باید بکاره

 

وقتی انتخاب نباشه مرگم آزادی میاره

زندگی حاصل دردˏ بی وجودˏ اختیاره

 

عشق زوری توی قلبم منو به ستوه آورده

غم دوری عزیزم واسه من شکوه آورده

 

اگه شیرینی همینه من همون قهوه تلخم

اگه سنگ آسیابم بذارین خودم بچرخم

 

شهرام اسلامی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: