یه دیوونه

از دوس داشتنُ عشق چیزی یادم نیست
دیگه حسّی به زندگی ندارم
فِک کنم چند هفته ای میشه که میخوام
خودمو یه مدتی تنها بذارم
تو سکوتی که اتاقمو خفه کرده
رژه میرن، هنوز حرفات روی مغزم
میپیچه یه جیغِ ممتد، تو گوشم
همه میگن که یه دیوونه ی محضم

به همه مشکوکم از همه دلسردم
هر کی که شبیه تو فکر میکنه میپوشه
من یه دیوونم که عاشقِ سردرده
وقتی یادِ تو تو ذهنِ لعنتیم میجوشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: