اگه گفتم تشنمه،ببخش منو

عمو جون اینجا کجاست،مگه ماها کوفه نمی ریم
اینجا همش بیابونه،می خوای بگی دیگه رسیدیم
چرا دوستای بابا دارن ما رو تنها می ذارن
اون غریبه ها چرا نیزه به استقبال میارن
عموجون مامان میگه زیاد پیش عمو نرو
چون که گفتم تشنمه ناراحتی؟!ببخش منو
علی اصغر قدیما شیر که می خورد آروم می شد
نگام می کرد می خندیدو غنچه لبهاش وا می شد
عموجون عمه قدیم،گوشواره هامو که می دید
می خندید و بوسم می کرد دس رو سر من می کشید
حالا چرا میبینتم،اشکاشو پنهون می کنه
میاد بغل می گیردم،می خواد که آرومم کنه
عموجون از این بالا دنیارو خیلی دوس دارم
با اینکه بابایی میگه هیچ وقت رو دوشتون نرم
عمو جون دوست دارم قول بده پیشم میمونی
مامان که پبش علیه،برام لالایی می خونی؟

«صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)»
التماس دعا/

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام زیبا بود @};- @};- @};-
  • صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) لایک @};-
    • =(( =(( @};- =(( =(( @};- =(( =(( @};- @};- @};- =(( @};- =(( @};- =(( =(( @};- @};- @};- =(( @};- =(( =(( @};- =(( @};- @};- @};- =(( @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =(( =(( @};- =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( @};- @};- @};- @};- =(( @};- =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( @};- =(( @};- =(( =(( =(( =((
  • سلام خوب بود @};- @};- =D>
  • سلام جناب حسینی بسیار زیباست که چنین علاقه ای دارید که برای این ایام نوشته ای داشته باشید.ولی من جسارتا عرض میکنم، با این سبک نوشتن و محتوایی که به کار بردید حقیقتا نه تنها اون اندوه خاص رو نداره بلکه لطمه هم میزنه.نمیخوام ناراحتتون کنم اما در مورد ائمه معصومین نوشتن نیاز به مطالعه و تسلط بسیار زیادی داره و بسیار دقت میخواد.شما یک بار کار خودتون و یک بار کار قبلی آقای پور جمالی رو بخونید . متوجه میشید که سبک و نحوه ی گفتارتون مورد پسند و در شان کربلا نیست.من واقعا از جسارتم عذر میخوام ولی بسیار واجبه به این مسائل بیش از حد حساس باشیم.چون واقعا لطمه میزنه.من دلم نمیخواد الکی به به چه چه کنم و چون شما دوست شریف بنده هستید و وظیفه ی منه اگر جایی دیدم که شما حواستون به بُعد خاصی از موضوع نسیت آگاهتون کنم.
    • سلام درود بر آقای تلیکانی عزیز نظرتون رو چند بار خوندم و خیلی هم بابت نگاه ویژتون سپاس گذارم اتفاقاً من خیلی به سرودن در پیشگاه این خاندان علاقه دارم اما هنوز راه درست رو پیدا نکردم اما شرمنده از نظر شما هم چیزی دست گیرم نشد اگه امکانش هست میشه دقیق تر منظورتون رو بدونم؟
      • علاقه شما کاملا مشخصه اما سروده ی شما خیلی feak و سبک هست.در شان و منزلت عاشورا و حضرت رقیه نیست. و ادبیاتی که به کار بردید مناسب نیست.و ببخشید این جسارتو میکنم اما سرودن این قبیل سوگ ها نیازمند مطالعه و اطلاعات زیاد از واقعه و اتفاقات هست.و تصاویر باید سوزناک باشه.عموجون مامان میگه زیاد پیش عمو نرو چون که گفتم تشنمه ناراحتی؟!ببخش منو من واقعا نتونستم با این سبک تصویر کشیدن اون واقعه ی تلخ کنار بیام.بیشتر بنویسید و تصاویری که میخواید بسازید باید بدونید که با ترانه و حرفای انسان های عادی فرق داره.شما درباره ی یک حماسه نمیتونید به این سادگی حرف بزنید.جسارت شد ببخشید
      • اقای تلیکانی معذرت میخوام بابت دخالتم ولی این ترانه از زبان یه بچه ست! به نظر من غم بچگونش خیلی قشنگ تصویر شده زبانشم بچگونه ست دیگه.خب یه بچه چطور درمورد یه حماسه حرف میزنه؟ چطور برای عمو و باباش اشکارا غصه میخوره؟ چطور دلجویی میکنه؟ اتفاقا من سادگی کلام این سروده رو دوس دارم چون دقیقا حس و حال یه کودک توش موج میزنه همون سادگی همون ابراز احساس بی پرده! حالا بگذریم از ایرادات فنی کار اما نوع گویش و زبانش سبک نیست!ساده و بی غل و غشه بازم معذرت میخوام که با شما به اختلاف نظر خوردم :-) @};- @};- @};-
      • سلام.بیسار عالی.من از احساس زیبای ایشون ایرادی نگرفتم.من از نحوه ی نگارش صحبت کردم.خیلی ها از زبان حضرت رقیه سخن گفتن.اما با رعایت اصول.دو سه جا خیلی زیبا تصویر کشیدن اما چند جا هم در شان نبوده. وجون مامان میگه زیاد پیش عمو نرو چون که گفتم تشنمه ناراحتی؟!ببخش منو واقعا من این بخشو خوندم دفعه اول اصلا بقیه رو نخوندم. عموجون عمه قدیم،گوشواره هامو که می دید می خندید و بوسم می کرد دس رو سر من می کشید در کودکی عمه ی شما بخاطر گوشواره شمارو نوازش و بوس میکرد؟ اتفاق حمله به حضرت رقیه و کشیدن گوشواره بعد از شهادت ها بوده.اما اینجا حضرت رقیه داره از باباش و نشستن رو دوش عمو میگه .میگه عمو قول بده ترکم نکنی.کجای احادیث هست مادر به رقیه گفته پیش عمو نرو؟ شاید حق با شما باشه اما حقیقت امر اینه که من موقع خوندن هیچ حس سوگواری بهم دست نداد. این ظالما منو،با ترکــــــه می زنن تا گریه می کنم،بدتر که مـــی زنن بابا منو ببوس،بیشتر منو نســـــوز! خون لخته رو لبات،تو تشنه ای هنوز؟ یه ناکسی رسید،چی شد؟چشم ندیـد گوشواره هامو از،گوشم گرف کشید این نوشته های آقای پور جمالیه.دقیقا هم از زبان حضرت رقیه.من پای این کار اشک ریختم.شاید من در اشتباه باشم و نظرم درباره نوشته ی برادر گرامی خودم آقای حسینی اشتباه باشه اما من چیزی که حس کردم رو گفتم @};-
      • سلام مجدد آقای تلیکانی من فکر می کردم اگه از شما راهنمایی بخوام شما به جای ایراد ،سبک درست رو بهم نشون می دید شما می گید ترانه من سبکه آخه چرا؟ کجاش؟درمورد گوشواره به نظر من هدف از استفاده گوشواره زیبا شدنه این کجاش گنگه خوب عمه هم از زیبایی دختر کوچک لذت می برده!و اما اونجا که میگه پیش عمو نرو به خواطر خجالت نکشیدن عموه وشما می گید کجای روایت اومده خب شما بگید شعری که شما پاش اشک ریختید کجای روایات اومده! نمیدونم شاید من اشتباه می کنم....
      • سلام جناب.بدجوری سوتفاهم شده.من شیوه ی گفتار شما رو نپسندیدم و اون یکی دو نکته ای که عرض کردم.سبک از لحاظ شیوه ی گفتار و ملودی ای که سروده ی شما در اون ریتم قرار میگیره.سوز و اندوه نداره و اون احساس یک یتیم رو القا نمیکنه.لا اقل برای من اینطور بوده.من جسارت کردم ببخشید.ولی شما سعی نید با ریتم و ملودی بخونیدش متوجه میشید.سبک نوشتار طوری هستش که در ریتم ترانه جای میگیره.ریتمی که اندوه رو جلوه نمیده.من حس زیبای شما رو مورد نقد قرار ندادم.یک جا خارج از روایات بوده که گفتم ولی بقیه صحبت من روی ریتم کتره.ملودی کار.باور بفرمایید چندین بار خوندم ولی باز نتونستم ریتم درخور عاشورا دربیارم.نیت قیاس دو نوشته نیست ولی تمام نوشته ی آقای پورجمالی در روایات بوده و در مرثیه ها قبلا شنیده شده.در اینجا فقط تصویرش فرق کرده. در مورد گوشواره هم عرض کنم که زمانی گوشواره های حضرت رقیه مورد توجه شده که از گوشش کشیده شده.نه قبل از این قضیه. و موضوع دیگر اینکه راستش مصرع نرو پیش عمو برام یه حالت بازدارنده داشت.من قصد ناراحتی شما رو به هیچ وجه نداشتم .دیدید که مخالف هم داره انتقاد من و شاید اکثر نکاتی که گفتم اشتباه باشه و من بد برداشت کرده باشم.ولی میخواستم برداشت خودم رو به یکی از عزیزترین دوستان خودم در آکادمی که شما باشی بگم.من تعریف بیجا نمیکنم و نقد بیجا هم نمیکنم.خیلی راحت میتونستم مثل خیلی دوستان راحت بگذرم ولی برای من مهمه که دوستی که قصد کرده پا در این راه بذاره با نقد با گفتن نظرم کمکش کنم که هرچه زود تر به ایده آل ها برسه.ما دوست داریم آقا حامد.از ما خورده نگیری یه وقت @};-
      • عموجون عمه قدیم،گوشواره هامو که می دید می خندید و بوسم می کرد دس رو سر من می کشید حالا چرا میبینتم،اشکاشو پنهون می کنه میاد بغل می گیردم،می خواد که آرومم کنه اینجارو میگید اره راستش این قسمت یه مقدار تناقض داره ولی اگر بخوایم ربطش بدیم میتونیم بگیم از ابتدا معلوم بوده قراره چی بشه ما میدونیم که وعده ی شهادت و اتفاقات کربلا به خود امام حسین داده شده حتما عمه میدونسته چی قراره سر اون گوشواره ها بیاد دیگه اما در کل کار یه کار دلیه و مناسبتی ببخشید :-) @};- @};- @};-
    • اختیار دارید نه به هیچ وجه از شما ناراحت نیستم اتفاقاًممنونم هستم که به کارای من بها می دید اما بازم نفهمیدم چطور باید از این دست کارا رو خوب انجام داد و برای خودم متأسف @};- باز هم یه دنیا ممنون @};-
      • شما که ناراحتی تو کامنتتون موج میزنه! اقای تلیکانی رو سنگینی ترانه خیلی تاکید دارن یعنی اینکه هرچه میخواهد دل تنگت نگو! که البته منم تا حدودی باهاشون موافقم و این نوع فکر کردنشون رو تو بیشتر مواقع میپسندم(یعنی مواقعی که به ترانه ی خودم خرده نگیرن ;)) البته شوخی بود نظرشون همیشه برای من محترم و کارامده) ولی شما هم حرف دلتونو تو ترانتون زدید که من با اینم کاملا موافقم فقط اون حس کودکانه تو کارتون بیشتر در جریانه درواقع این کار برای گریوندن سروده نشده.فقط یه دلنوشته ست با خوندنش میشه احساس شما رو درک کرد اما نمیشه اشک مردمو دراورد!
      • سلام سپاس از شما خانم پهلوانی.چیزی که باعث پیشرفت میشه همین انتقادات و نظرات صادقانست.نه به به چه چه کردن بی مورد.من همیشه منتظرم هرکدوم از اعضا که میان پای کار من چندیدن خط انتقاد داشته باشن.حامد جان به زبان عامیانه بگم،برای اینگونه موضوع ها باید زبان ترانه رو تغییر داد نباید مثل بقیه موضوعات نوشت.زبان باید تغییر کنه برادر.
      • سلام و تشکر از هر دو عزیز ان شاء الله در کارهای بعد نظر دوستان رو بیشتر جلب کنم @};- @};-
      • سلام اقای حسینی نظر دوستان و خوندم با توجه به صحبتای اقای تلیکانی باید بگم که کارهای قبلی شما بیشتر در چارچوب ترانه بوده و از اصول پیروی کرده اصولا در کارهای تقدیمی سعی میشه که زیبایی اثر دو چندان شه حال که شما برای اهل بیت ترانه ای تقدیمی ارایه دادین این حساسیت چند برابر میشه البته من به قداست افکار شما بی نهایت احترام میزارم و امیدوارم کارهای مناسبتی شما از این پس در بهترین نوع خودش چشمای مخاطب رو درگیر کنه لایک تقدیمت
      • سلام @};- خیلی خیلی ممنون @};- من هم همین امید رو دارم
  • سلام ممنون بابت این کار زیبا و ارزشی @};- @};- @};- @};-
  • سلام زیبا سرودین @};- @};- مرسی
  • سلام آقا حامد @};- @};- @};- لایک =D>
  • @};- @};- @};-
  • عمو جون دوست دارم قول بده پیشم میمونی مامان که پبش علیه،برام لالایی می خونی؟ @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام حامد جان. اجرت با امام حسین.(ع) @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D>
  • درود حامد جان زيبا بود لايك تقديمتون
  • سلام عالی بود. @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
    • :-? :-/ @};- @};- @};- :-S [-(
      • :-? :-? گل دیگه تعجب نداره. 8->
      • آخه اینجا گل گذاشتن یعنی نظری ندارم یا خوشم نیومد ;)) واسه همین ایشون دوست نداره @};-
      • سلام زیبا بود مرسی @};- @};- @};-
      • نه! من منظورم این نبود که خوشم نیومد خوشم نیاد یه عالمه نقد مینویسم ;)) به جای اینکه بگم خوب بود زیبا بود و این حرفا اینبار گل گذاشتم امیدوارم اقای حسینی دلخور نشن :-) :-) @};- @};- @};-
      • =D> =D> =D> 8->
      • ممنونم خانم ملکی گرامی @};-
      • سلام خانم پهلوانی حقیقتش من بیشتر دوست دارم دوستان نظرشون رو بگذارن والا گل هم از سر ما زیاده @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای حسینی راستش ریتم ترانتون دستم نیومد اما موضوعش خوب بود مجبور شدم سه بار خوندم داداشم اما واقعا نمی دونم چرا ریتمش دستم نیومد لایک 1 تقدیمتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-