بارانِ عشق

دیگه خورشید برام ، نور قدیما رو نداره
خبر از درد میاره….
دیگه مهتاب شده جلوه تکراری شب ها
طرح غم ها رو می کاره…..
آسمون پیرهن آبی ، گشاد و بد قواره
واسه ما یکی ستاره
دیگه چشمکی نداره…..
دیگه دفترای شعرم همشون رنگ کبودن
می دونن که دیگه خودکار ، حرفی از امید نداره
قاب عکسای رو دیوار ، پیرهن خاکی پوشیدن
دیگه آخه این دل من…
از گذشته ها بریده….
میلی به فردا نداره….
کِی میشه خدا ، یه بارم
رو کویر خشک ،این من
آسمون عشقو بباره…
آسمون عشقو بباره./

از این نویسنده بیشتر بخوانید: