پرتگاه

پر از حسای سردرگم
پر از روزای تاریکم
بدون نبض تک و تنها
تو یک کوچه باریکم
دلم دنبال تغییره
توی روزای تکراری
نفس حبسه فقط باید
روپرتگاه مرگ و بشماری
از این بالا دیگه دنیا
مثه پایین غمگین نیست
همه مردم شبیه هم
دیگه پلکم سنگین نیست
تو فکرم حس پروازه
همون احساس سردگم
دلم میگه لبه پرتگاه
پر پرواز و باور کن
دارم پایین میرم دنیا
از این احساس پیچیده
دیگه از عشق نخون امشب
از اون رویای پوسیده
دارم آغوش مرگ و با
دوتا چشمام می بینم
دیگه بسه برام تلخی
تقاص چیرو پس میدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: