آخر خط

یه جایی میون هوا و زمین
دارم می میرم توی هر ثانیه

من از متن این زندگی رفتم و
یه عمره نشستم توی حاشیه

یه جایی توی جاده جا موندم و
ندیدم یه دست و به قصد کمک

همه فکر شون سبقت و رفتن ِ
همه آدما غرق دوز و کلک

لباس غرور جذب تن ها شده
یه بارم نگفتیم چرا بد شدیم

دیدیم تابلوی ایست و اما ماها
بدون توجه ازش رد شدیم

کجا می رسیم آخر این مسیر
بهشت یا جهنم کدوم سهم ماست

چقد جاده ی سرنوشت مبهمه
تو یک جاده میریم و مقصد جداست

تو این راه کوتاه و پر پیچ و خم
هدف شد رسیدن به هر قیمتی

باید گاهی یک جا توقف کنیم
شاید دیگه پیدا نشه فرصتی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: