اشتباه…

برای دیدنت هرشب
نمیدونی چه بی تابم
بغل می گیرم عکست رو
وبااون عکس میخوابم
گرفتی قلبموبردی
نگفتی اخه می میره
نگفتی اخه این بدبخت
توی عشقت دلش گیره
اتاقم مثل خوابی تلخ
تمامش حس یک مرگ
دارم جون میکنم کم کم
دلم پاییزی بی برگ
نبخشیدی من ورفتی
منو درگیر غم کردی
نخواستی یارمن باشی
دچارکابوسم کردی
همش تنهایی وحسرت
همش اشکوهمش ناله
واسم تنهایی ودوریت
یک روزش یک سال
خودمن باعث دردم
خودم یک اشتباه کردم
خودم کردم که این جورشد
خودم روروسیاه کردم…..

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی کوثر عابدی

من دختری ازدیار سرسبز سوادکوه هستم کارشناسی ارشد فقه و حقوق، علاقمندبه شعر و ترانه... *من یک تیرماهی هستم احساسی سرشار، خیالی پرازحسرت، وامید به پرواز شکوهمندی دارم... facebook.com/kosarAabedi 2213instagram.me//-.kowsar_abedi_72@https://telegram.me/Kowsar