گاهی وقتا

گاهی وقتا دلش از دنیــــــــا پره
دلخوره غمگینــــــــــو سرد شده
دیگه دنیا برا اون شــــــده قفس
همه زندگی براش درد شــــــــــده

گاهی وقتا هم می خواد دل بکنه
چشماشو ببنده از دنیــــــــــا بره
بمیره از این دنیا جدا بشــــــــــه
می دونه اون دنیا خیلــــی بهتره

دیگه اون دل نمی ده به هر کسی
زخمیه دلش دیگه تنهـــــــــا شده
توی این راه دراز زندگـــــــــــــی
جاده ی غمش بی انتهــــــــا شده

گاهی وقتا دلش از حرفی میشکنه
مـی خواد فریاد بزنه اون بی صدا
شب و روز دیگه یکـی شده براش
چقد(ر) اون دلش گرفتـــه ای خدا

می خواد پنهون کنه راز دلشــــــــو
پشت اون چشمـای خیس و بی گناه
زخمائی که خورده مخفی می کنــــه
پشت یک لبخند تلخ می کشــــــه آه

ای خــداکمــــک بکن تا بتونــــــــــه
درداشــــــو بسپاره اون به دست باد
غــــــــــــم دیگه پا نده توی زندگیش
دیگه تو دلش نباشــــــه بغض و داد

زندگی براش باشه فقط امیـــــــــــــــــد
تـوی این رنج و غم و دل مردگــــــــی
میـــــون این همه راه سوت و کـــــــور
دیگـــــــه پیدا کنه راه زندگــــــــــــــــی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • با عرض سلام و خسته نباشید. در کل از ترانه هاتون نمیشه ایراد زیادی گرفت اما مجموع اثر یه کار معمولیه و خواننده رو تحت تاثیر قرار نمیده. باید سعی بشه از تعابیر زیبا و بیت های تاثیر گذار بیشتر استفاده بشه نه اینکه فقط یک سری حرفا زده بشه.یه کم خلاقیت تو نحوه ی گفتن جملات باید بیشتر بشه.مطمئن باشید استعداد تبدیل شدن به یه ترانه سرای خوب و دارین فقط باید ترانه زیاد بگین و ترانه های خوب رو هم زیاد بخونین. موفق باشید @};-
  • با عرض سلام و خسته نباشید. ترانه ی خوبی بود ولی هنوز نمیشه اون رو ترانه ای دونست که بتونه دیگران رو تحت تاثیر قرار بده. میشه گفت معمولی بود. موفق باشید @};-
  • با سلام خانم وحیدی ببخشید بنده دیر رسیدم ولی چند نکته باید عرض کنم هم در مورد نقد دوستان هم در مورد ترانه ی شما اول در مورد ترانه ی شما صحبت میکنم : ابتدا باید عرض کنم که نقد بنده بیشتر به شیوه ی کار شما بر میگرده تا به نقد جزء به جزء چون عقیده دارم اول باید تفکر و تلاش یک ترانه سرا را مورد نقد قرار داد پس دوستان خواهشا بنده رو به کلی گویی متهم نفرمایند چون این نظر شخصی بنده در نقد هست به نظر شخصی بنده شما بسیار تلاش کردین که قواعد رو رعایت کنید و این نکته ی بسیار با ارزشی هست چون نشان از پشت کار و علاقه به پیشرفت رو در شما نشان میده ولی مسئله ی مهمی که باید با تمرین روی اون کار کینن این هست که در کنار تمرکز در قواعد نباید احساسات خودتون در زمان ترانه سرایی فراموش کنید یا کمرنگ بشه نکته ی بعدی محدودیت دامنه ی لغاتتون هست که این یک مورد با تمرین و مطالعه برطرف میشه نکته ی بعدی وزن هست که هرچه بیشتر بنویسید با وزن و ریتم بیشتر عجین میشین و این هم یک موردی هست که با تمرین به وجود میاد و اما بحث موضوع که بعضی دوستان در نقدشون بود بنده شدیدا اعتقاد دارم که باید به دنبال موضوعات جدید بود ولی نباید فراموش کنیم که تفکر شاعر و ترانه سرا با تفکر ما متفاوت هستش یعنی شاید زمانی که موضوعی برای ما مهم نیست برای ترانه سرا مهم باشه و یا برعکس پس موضوع جدید سلیقه ایی است اما نگاه جدید یک بحث حرفه ایی میشه که از ترانه سرایی که در ابتدای راه قرار دارد نباید انتظار داشت که نگاه خاص یا مدرنیزه به اطراف داشته باشه چون نگاه مدرن شیوه ی بیان مدرن نیاز داره و کسی که در ابتدای راه قرار داره اگر از بیان مدرن استفاده کنه قواعد اصلی رو به خوبی نمیتونه یاد بگیره و در آخر به شما خسته نباشید میگم و بابت این پیشرفتتون تبریک عرض میکنم اما در مورد بعضی از نقد ها با تمام احترامی که برای خانم هاشمی قائل هستم باید عرض کنم که به نظر بنده شما یک انتقاد رو به سمت یک بگو مگوی غیر حرفه ایی پیش بردین و بنده همچین انتظاری رو نداشتم شاید بعضی از نکته نظرات شما به جا بود ولی شیوه ی بیانتون صحیح نبود اینکه آقای کفشگر انتقادی به نقد خانم نقدی پور داشتند یک مسئله ی شخصی بوده بنده ترانه های شما را خواندم و متوجه شدم شما به خانم نقدی پور علاقه ی شخصی یا رابطه ی دوستانه دارید باید عرض کنم که نقد و انتقاد و رد نقد به هیچ عنوان به منظور توهین یا تخریب نیست بلکه تفاوت دیدگاه و نظر و برداشت و حتی اطلاعات هست اینکه شما بخواهید به دفاع از خانم نقدی پور بپردازید به جا نبود چرا چون خانم نقدی پور اینطور که بنده متوجه شدم پایه و اطلاعات ادبی و شعریشون در حد بسیار خوبی هست و نیاز به دفاع نداشتند اما در مورد زمان استفاده ی فعل باید عرض کنم که حتی اگر خانم وحیدی اشتباه هم از زمان افعال استفاده کرده باشند نسبت به شرایطی که دارند قابل قبول هست چون در حال پیشرفت هستند که نظر بنده هم هیچ ایرادی در زمان فعل های ایشون نیست چون افعالی که ایشون استفاده کردند در زمان حال هستش مثلاه ( پره = پر شده ) معنی میده ولی به نکته ایی که دوستان توجه نکردند این بود که مخاطب سخن در ترانه تغییر میکنه ابتدا در مورد شخص ثالث سخن میگه و بعد با خدا صحبت میکنه و مخاطب رو تغییر میده به همین دلیل هم شما نا هماهنگی در افعال مشاهده میکنید و حتی زمانی که در مورد شخص ثالث صحبت میکنه گاهی یک خواسته رو بیان میکنه گاهی کاری که اون فرد انجام میده یا حتی کاری که انجام داده پس چون یک داستان از شخص دیگری بیان میکنه حتی اگر زمان افعال عوض میشد هم ایرادی به آن وارد نبود در انتها از خانم هاشمی درخواست دارم که که سعی کنن احساسی نشند دوستان هیچکدامشون مشکل شخصی با هم ندارند و تنها تفاوت نظر دارند که این هم ایراد نیست و نقطه ی قوت هستش و مطمئن باشید که ترانه سرا در آخر سلیقه ی خودش را مد نظر قرار خواهد داد . موفق و پیروز باشید @};- @};- @};-
  • لذتی بردم بس غمنااااااااااااک.درووووود @};- @};- @};- @};-
  • گاهی وقتا دلش از دنیــــــــا پره دلخوره غمگینــــــــــو سرد شده دیگه دنیا برا اون شــــــده قفس همه زندگی براش درد شــــــــــده گاهی وقتا هم می خواد دل بکنه چشماشو ببنده از دنیــــــــــا بره بمیره از این دنیا جدا بشــــــــــه می دونه اون دنیا خیلــــی بهتره دیگه اون دل نمی ده به هر کسی زخمیه دلش دیگه تنهـــــــــا شده توی این راه دراز زندگـــــــــــــی جاده ی غمش بی انتهــــــــا شده گاهی وقتا دلش از حرفی میشکنه مـی خواد فریاد بزنه اون بی صدا شب و روز دیگه یکـی شده براش چقد(ر) اون دلش گرفتـــه ای خدا می خواد پنهون کنه راز دلشــــــــو پشت اون چشمـای خیس و بی گناه زخمائی که خورده مخفی می کنــــه پشت یک لبخند تلخ می کشــــــه آه ای خــداکمــــک بکن تا بتونــــــــــه درداشــــــو بسپاره اون به دست باد غــــــــــــم دیگه پا نده توی زندگیش دیگه تو دلش نباشــــــه بغض و داد زندگی براش باشه فقط امیـــــــــــــــــد تـوی این رنج و غم و دل مردگــــــــی میـــــون این همه راه سوت و کـــــــور دیگـــــــه پیدا کنه راه زندگــــــــــــــــی @};- @};- @};- درود خانم وحیدی ترانه خوب و ریتمیکی ازتون دیدم امیدوارم به پیشرفتتون در کنار دوستان هم ترانه خوب آکادمی و نقد صحیح از کاراتون ادامه بدید @};- =D>
    • سلام آقای تاج ممنون که وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین آقای تاج شاید از نظری که روی نقد شما میذارم دوستان فکر کنن که من فقط از تشویق خوشم میاد نه من فقط از تشویق خوشم نمیاد اما وقتی کسی بهم بگه ترانه ی من چیز جدیدی نداشت واقعا مایوس میشم شما همیشه به من لطف داشتین اما واقعا از نقدهای ارزنده خوشم میاد نقد های منطقی به هر حال واقعا لطف کردین و وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین واقعا سپاسگزارم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • خانوم وحیدی من قبلا هم بهتون گفته بودم.بازم میگم که شما اول راهی و باید فعلا بنویسی. اولین ترانه های معروف ترین ترانه سراها رو بخون میفهمی که چی میگم همه اولش همین بودن حتی الان خیلی از ترانه سراهای مطرح هم اشتباه میکنن و فقط بخاطر بزرگ بودن اسمشون کسی حرفی نمیزنه پس محکم باش و فعلا بنویس.هرچی بود اشکال نداره فقط کتاب بخون و بنویس تا سبک خودت رو پیدا کنی یا علی @};- @};-
      • ممنون آقای وزیری بابت کامنتتون بله قبول دارم من در همین آکادمی شعر هائی رو می خونم که از واژ های خوبی در ترانه هاشون استفاده نکردن حالا اسم اون کلمات رو نمی برم چون ممکنه به اون دوستان توهین بشه اما همه میان و میگن از کلمات بکر و ناب استفاده کردی واقعا برام جای یک علامت سوال بزرگه @};- @};- @};- @};- @};-
      • ببیند من یه بار توی یه انجمنی یه ترانه رو خوندم که مضمون یکی از مصرع هاش این بود "بدون چشمات خداهم از زندگی سیره" همه بهم ایراد گرفتن و گفتن خیلی بده و نباید مینوشتی.حرفشون که تموم شد یه آقای وارد شد که دکترا ادبیات داشت شروع کرد به خوندن شعر دقیقا همون مصرع منو تکرار کرد و همه گفتم آفرین چه تصری بدیع و بکری من اشکم دراومد بعدش فهمیدم که بعضیها دست به ضعیف کشیشون قوی هست تصمیم گرفتم محکم باشم به من گیر دادن ولی اون آقا صرفا چون دکتر بود نمیشد بهش گیر داد پس محکم باش @};- @};-
      • تصری==تصویر. ;)) ;))
      • سلام آقای وزیری ممنون از حمایتتون بله درست می فرمائید به امید پیشرفت @};- @};- @};- @};- @};-
  • یسری از نظرات دوستان رو خوندم و نتیجه گیری از اون بحث رو میذارم برای اینکه خودت بهش فک کنی. اما در مورد کل ترانه: ترانه چیز جدیدی نداشت برای گفتن.چند جا جابجایی ارکان داشت که از لطافت کار کم کرده بود.چند جا ریتم از دست میرفت و این نشون میده به وزن تسلط نداری و البته همه اینا برای کسی که کمتر از 2 ماه کار کرده خیلی طبیعیه.یاد گرفتن وزن اولین کاریه که معتقدم باید بهش پرداخته بشه.این که میگم وزن رو باید یاد گرفت نه اینکه حتمن نیاز باشه برید عروض بخونید.اصلن نیاز نیست بدونید وزن کارتون چیه.شما ریتم رو یاد بگیرید کافیه.ریتم رو حتی میشه با بشکن زدن موقع خوندن ترانه برای خودت رعایت کنی.به محتوا اهمیت نمیدم تا وقتی کار مشکل ساختار داشته باشه.چیزیایی که گفتم اصلن دلیل بر این نیست که دست از تلاش برداشته بشه.من صرفن مسیر رو از دید خودم نشونت دادم.مسیری که قبلن یکی دیگه به خودم نشون داد.هیچوقت هم نا امید نشو چه با حرف من چه با حرف کسایی که پیر ترانه هستن.شما تازه اول راهی.شایدم هنوز پا تو راه نذاشته باشی.از حالا کلی منتقد خوب و بد سر راهت هست که باید از همشون یاد بگیری.حتی کسایی که مغرضانه کارتو نقد میکنن هم چیزایی برای یاد دهی دارن که فقط باهوش تر ها میتونن اونارو ازشون یاد بگیرن.پس بذار همه حرفشون رو در مورد کارت بزنن و بعد خودت به حرفاشون فک کن و حرف درست رو قبول کن و حرفی که به نظر میاد غلطه رو با روی باز بشنو و از کنارش آروم رد شو. ولی کلن برای کسی که کمتر از 2 ماه کار کرده ترانه حتمن خوب بوده که دوستان رو به بحث وادار کرده و این جای خوشحالی داره. مطمئن باش استعدادش رو داری موفق باشی @};-
    • سلام آقای معظمی ممنون که وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین اما من واقعا درک نمی کنم که وقتی شما میگید ترانه ی من چیز جدیدی نداشت یعنی چی و این باعث میشه که من برای نوشتن مایوس بشم برای خودم و سلیقه و نظر خودم چیز جدیدی بود و اینکه میگید چیز جدیدی نداشت یک نظر شخصیه البته ببخشید که بی ادبی کردم روی نقدتون اما چون از نوشتن مایوس شدم دارم اینو براتون می نویسم به هر حال واقعا زحمت کشیدین و نظرتونو اعلام کردین @};- @};- @};- @};- @};-
  • قربونت برم نسترن جون قابل ندارم ;)) :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام ترانه خوبی رو قلم زدید، به نکته هایی که دوستان ارائه کردند توجه کنید و البته چیزی که من در ترانه ها ( ادبیات منظوم حال حاضر ) کمتر میبینم توجه به مسئله مرگِ مؤلف و نظریه پولی فونی ( چندصدایی ) در نظرگاه باختین ( هرچند در خصوصِ رمانِ اما بر تمامِ ادبیات میشه تعمیمش داد ) و این مسئله هم در پرداختِ شما در این ترانه دیده میشه، جناب آقایِ زرنگران پور در خصوصِ پی رنگِ خوب سخن به میون آوردند اما محتوا و قصه درونی اثر هرچیزی که باشه تا زمانی که مؤلفه هایِ اساسی ماندگاری یک اثر بهش توجه نشه نمیشه از توش جهان بینی خاصِ خالق اثر و عصرشو بدست آورد. بنابراین هرچند که پیرنگ و یا قصه خوبی رو انتخاب کردید اما اگه قرار باشه کارتون یه کارِ ماندگار باشه باید معیارهایِ یک کارِ ماندگارو در نظر بگیرید، دوستان اشاره کردند مطالعه فراوان میتونه کمک حالتون باشه، یقیناً همینطوره، البته بنده کوچیکتر از اونم که از ندانسته هام بخوام به شما چیزی رو یاد بدم، اما اطلاع از مفاهیم عمده چه لغات و چه نظریه هایِ صاحب نظران علوم گوناگون میتونه در زمینه خلق اثر ادبی کمک کنه به خالق اثر و البته بنده پیشنهاد میکنم آثار جناب نجفی و سرفراز که از ترانه سراهایِ بنام هستند رو بخوبی بخونید و واکاوی کنید، البته آثارِ ماندگارشونو هرچند مابقی آثارشونم کمتر از آثارِ ماندگارشون ندارند، اما مسئله ای که بنده میخوام بگم، عمده مسائلیه که میتونه در ماندگاری و قوت یک اثر کمک حالتون باشه. در بحثِ ترانه سرایی اگه با موسیقی هم آشناییت داشته باشید میشه جاهایی که ترانه خارج میشه رو تراز کرد. در پناه حق
    • سلام ممنون از وقتی که گذاشتین و ترانه ی منو خوندین چشم سعی می کنم آثار جناب آقای نجفی و جناب آقای سرافراز رو مطالعه کنم امیدوارم که همیشه شاد باشین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • زیبا بود.. منو برد به ترانه های خاطره ساز گذشته‌ .. واقعیتش این هستش که کار کاملا حسی هست و من فکر نمی کنم نقد کردنش تا حدودی درست باشه! کار حسی ای زیباییه.. موفق باشید! @};-
  • سلام ... خانم وحیدی باید بگم که من اکثر نظرات رو خوندم ، خیلی خوشحالم که اینطور به کارتون توجه میشه / چند تا نکته رو خلاصه وار میگم : 1- در کارتون تصاویر ناب و بکر و خلاقیت نیست (که این با تمرین و مطالعه در آینده ایجاد خواهد شد ) 2 - جابجایی ارکان در چند مصرع اذیت کننده شده / 3- قافیه در ترانه هایی که زبان ساده دارن خیلی تعیین کننده اس ، امیدوارم در کارهای بعدی در انتخاب قافیه سخت گیرتر باشید... بقیه گفتنی ها رو هم دوستان مفصل گفتن ... موفق باشید... @};-
    • سلام آقای ابوالحسنی ممنون از وقتی که صرف کردین و ترانه ی منو خوندین چشم سعی می کنم در آینده شعر های بهتری بگم البته به لطف شما دوستان عزیز @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • زیبا و دلنشین و پراحساس =D> =D> =D> موفق باشی دوست من @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- بسیارزیبابود
  • يكي هست كه بعضي وقتا دلش خيلي پره از زندگي سرد شده اصلن مي خواد توو دنيا نباشه بنده خدا ديگه دل به كسي نميده دوست داره بميره و .... دوستان عزيز عذر مي خوام دخالت مي كنم ولي ما توو زبون محاوره اي و گفتگوهاي رو زمره در يك زمان از آينده و گذشته و حال صحبت مي كنيم توو اين صحبتها بارها به گذشته برمي گرديم كه خواه ناخواه از افعال ماضي استفاده مي كنيم وقتي از امروز حرف ميزنيم بدون اينكه بدونيم مضارع اخباري رو فعل قرار ميديم و در زبان فارسی اغلب از فرم زمان حال برای زمان آینده ای که در زبان دانمارکی بکار میرود استفاده مي كنيم برای ساختن زمان آینده از فعل خواستن در فرم زمان حال باضافه ریشه اصلی زمان گدشته استفاده میشه زمان آینده همچنین تشکیل ميشه از فعل " خواستن " باضافه ریشه اصلی زمان گذشته. پس مي بينيم كه با رفت و آمد توو زمان هاي مختلف يا به اصطلاح پس نما ( فلاش بك ) يا پيش نما ( فلاش فوروارد ) توو ذهن و خيال ناخواسته افعال تغيير پيدا مي كنن كه البته اين مورد توو اشعار و ترانه ها به خصوص ترانه كه با زندگيهاي ما عجينتره امرئ طبيعيه و ايراد حساب نميشه من تموم نقدهاي دوستان رو خوندم ولي با جناب كفشگر موافقم واز لحاظ افعال زماني ايرادي توو اين ترانه نديدم با تمام ارادتي كه به دوستان عزيزم مهسا جان و استاد گلم آمنه ي عزيزم و بقيه ي دوستان دارم نسترن عزيزم ترانه ي زيبايي بود فقط اگه روو وزن تعمق بيشتري داشته باشي عالي ميشي برات بهترينارو آرزومندم @};-
    • سلام فریبا جان ممنون که تشریف اوردین و قت گذاتشتین و ترانه ی منو خوندین ممنون از نقدتون @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام فریبا جون باشه تسلیم اما .... امیدوارم فقط درمورد زمان فعل ها با آقای کفشگر موافق باشید حالا نظرتون را درمورد برچسبهایی که آقای کفشگر به خانم وحیدی زدند می خوام بدونم....... تقلیــــــــــــد + تکــــــــرار + ســـــــــاده نویســــی + پــراکــــــــــنده نویســـــی + بــــــــی هـــــــدف نویســـــــی + بـــــی مـــوضـــوع نویسی + ســـــوژه ناب نـــداشتن +عــــــــدم تــــاثیرگــــــــــذاری حتـــــــی در حد یک مصــــــــراع+ســـــــــوژه خیلـــــــــــــــی خیلــــــــــی خیلـــــــــــــی تکـــــــــــــراری و دستــــــمـــــالی شــــــــــــده حالا که ابراز نظر فرمودین می شه لطف کنید و نظرتون را درمورد موارد بالا بفرمایید :-) آیا حق با آقای کفشگره؟؟ ;))
      • مهسا جون واقعا از حمایتتون سپاسگزارم عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام نسترن جونم @};- به حکم وظیفه نمی شه سکوت کرد. به نظرم به روز نشدن سایت حکمتش این بوده که یه سری تبادل نظر بشه و فضای دوستانه ای شکل بگیره :-) :-x حقیقت را گفتم عزیزم @};- دوستی ها پایدار 8->
      • سلام مهسا جان من با نظر شما موافقم از این جهت که بعضی از نظرات ممکنه که کسی چون من که تازه کار هستم و این شعر ششم و یا هفتم هست رو از نوشتن شعر های بعدی دور کنه و باعث بشه که دوست نداشته باشم شعر بگم چون احساس می کنم تمام شعرهام دچار مشکلن به هر حال بازم از حمایتت واقعا سپاسگزارم من واقعا شما رو نمیشناسم و این حمایتتون نشون میده که واقعا بدون هیچ قصدی طالب این هستی که افرادی مثل من هنوز توی این آکادمی ماندگار باشن واقعا ممنون عزیزم@};- @};- @};- @};-
      • سلام مهساي عزيزم باور كن من اگه ميون بحثتون شركت كردم اصلن قصد جانبداري و حق دادن و حق گرفتن نداشتم نظرات دوستان رو خوندم و حس كردم حالا كه حرفي از زمان و قيدها و افعال به ميون اومده دونسته ي خودم رو كه اول از هرچيز خودم و من نوعي بايد از نظر علمي و آكادميك روش تسلط داشته باشيم رو به معرض نمايش بذاريم ما اگه در مورد مطلبي بخوايم نقدي كنيم و نظريه اي داشته باشيم بايد كاملن روش اشراف داشته باشيم و گرنه حق نداريم ذهني رو دچار انحراف و بيراهه رفتن كنيم البته اينايي رو كه مي گم كلي عرض مي كنم و خدايي نكرد سوء تفاهم پيش نياد كه منظورم شخص خاصيه من وقتي نظرات دوستان رو خوندم با توجه به سررشته ي كمي كه در اين موضوع داشتم وظيفم دونستم كه دونسته مو در اختيار دوستان قرار بدم مهسا جان در ابتدا هم جناب كفشگر و هم آمنه ي عزيز خيلي خوب و حرفه اي نقد كردند كه البته بخاطر برداشتهاي نا صحيح كمي به حاشيه كشيده شد مثلن جناب كفشگر گفتن كه با توجه به نا پختگي و تازه كار بودن نسترن جان بازم خوبه كه مثل خيلي از ترانه سراهاي با تجربه تر تقليد نكرديد راستش اين نقد خوبي بود و مشخص بود كه نسترن رو متهم به تقليد نكرده ولي خوب در مورد بي هدفي و پراكندگي ابيات ترانه شايد اگه ملايم تر بودند و صراحت لهجشون كمتر بود بهتر بود هرچند شخصن با تعارفات معمولي كه در اينجا رد و بدل ميشه موافق نيستم و ميدونم خيلي از دوستان بخاطر همين حاشيه هاي بي مورد عطاي نقد رو به لقاش مي بخشن زماني توو اين سايت البته در حد علم و آگاهيم تمام ترانه هاي دوستان رو مي خوندم و براي تك تك كاراشون نقد مي نوشتم و حتي تا صبح ويرايش مي كردم ( البته به درخواست خود دوستان ) ولي بعد متهم به خودخواهي و خودبزرگ بيني و غرور ... شدم خدا ميدونه كه هدفي جز كمك و همراهي دوستان نداشتم ولي الان آسه ميام و ميرم بيشتر كارهارو هم لايك مي كنم حتي تازه كارهاً چون ميدونم چقدر ذوق دارند وبا چه اشتياقي كاراشونو اينجا منتشر مي كنن به نظر من كار اين دوستان بيشتر بايد خونده بشه و نقد بشه چون كسي كه حرفه اي تره كه ديگه خم و چم كارو ميشناسه و متاسفانه در حال حاضر به نظر شخص بنده اينجا شده محل به رخ كشيدن و گرفتن امتياز و غيره .... منو ببخش كه پر گويي كردم ولي دوست داشتم اينارو از طريقي بيان كنم در كل نقد هر دو دوست عزيزم آيدين و آمنه ي گل خوب بود و فقط كمي تفاوت سليقه ها باعث بحث شد دوستان خوبم بيايم از تعارفات و غرض ورزيهاي بي مورد دست برداريم و مثل اعضاي يك خانواده اين محفل زيبا و شاعرانه رو گرمتر و شاعرانه تر كنيم نسترن جان منو ببخش كه زير ترانه ي خوبت زياده گويي كردم به اميد همدلي و موفقيت
      • =(( =(( =(( =(( =(( =(( درکت میکنم من فریبا جون کسایی که یه منتقد خوبو متهم کنند به خود بزرگ بینی و غیره افراد ناتوانی هستن که چون توانایی برابری با اون ویراستار و منتقدو ندارن سعی در سرکوبی و سرخورده کردن شخص دارن. شما ویرایش کن، نقد کن، نظر بی غرض بده و هیچ نترس،،،،مخاطبینی که میان و می خونن خودشون عقل و خرد دارن و می فهمن که شما کار ارزنده و شایسته ای انجام میدین و صرفا به خاطر حسادت و رقابت یه عده روی زحمت و هنر شما نمی شه خط بطلان کشید/////// خوب شد که درد دل کردین من و امثال من از تجربیات شما استفاده می کنیم و عطای نقد و ویرایش را به لقاش نمی بخشیم چون حالا دیگه مطمئنیم که کارمون درسته و ممکنه به مزاج یه عده نشینه ولی راه درست را باید رفت... من به شخصه این بینش را دارم که فرق بین غرض و بی قصدی را تفکیک کنم// اگه جایی نقدی از شما خانم موسوی عزیز بخونم و هیچ غرض ورزی شخصی نداشته باشین تشخیص می دم، خوشبختانه امروزه افرادی که با ادبیات سر و کار دارن افراد آگاه و اغلب تحصیل کرده ای هستن، و می فهمن که نظراتی که روی یک شعر میاد با چه نیتی میاد. کسایی هم که سعی در تخریب عقاید درست دارند به نظرم به جای اینکه نظر یه کارشناس را زیر سوال ببرن باید با تکیه به علوم مستند و عروض و تئوریای مستدل نظریه پردازی کنند و اگه خیلی فکر می کنن بلدن،،، یه نظر در خور و بهتر بدن. :-) شما هم خانم موسوی،،،، من کوچکتر از اونیم که بخوام به شما راهو نشون بدم ولی وقتی مطمئنین حرفی که می زنین درسته و با علوم فنی و تخصصی مطابقت داره با شهامت حرفتونو بزنین بذا برچسب خود بزرگ بینی بهت بخوره وقتی بزرگ هستی بذا یه عده از بزرگیت رنج ببرن چون فقط افراد بخیل به چنین موقعیتی حسادت می کنن بدترین مجازات هم برای کسایی که چش ندارن از خودشون بهتر ببینن همینه که شما با دانش خودتون عذابشون بدین... شما نباید با اصل خودتون فاصله بگیرین و تبدیلتون کنن به چیزی که خودشون می خوان... [-( من مشتاقانه منتظر حضور فعالت هستم.چون من و امثال من که شاگرد این مکتبیم به وجود استاد تحریف نشده ای مثه شما احتیاج داریم. 8-> نه جوووونم این چه حرفیه شما نقل و نبات می ریزین فریبا جووون :-x چون دوس داشتم نقل و نبات بریزی ازت سوال کردم راسیاتش دلم برا حرفاد تنگ شده بووووود :-x :-x :-x ببخش اگه سرتو درد اوردم...مامانم همیشه بم می گه خیلی وراجم ولی خوب چیکار کنم دست خودم نیس... ;)) به امید عشق :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};-
      • سلام مهسا جان بازم ممنون از حمایتت گرمت عزیزم @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام خواهش می کنم عزیزم واقعا خوشحالم که در باره شعر من نظر دادی گلم @};- @};- @};-
  • خیلی زیبا بود + لایک 9 @};-
  • سلام نسترن عزیز .... من ترانه رو با دو بار خوندن نقد نمیکنم و خودمم هنوز در این حد نمیدونم که بخوام ترانه ی کسی رو نقد کنم به قول مونا برزویی عزیز هرکسی که دوست داره کسی رو نقد کنه بهتره اول خودشو نقد کنه .... ترانت رو خوندم .... کاری بود که نشون میداد کسی که نویسندشه رو به پیشرفته و خدارو شکر که در حال پیشرفتی به امید کارای قوی تر و بهتر .... در اخر یه چیزی من در کل این ترانه نفهمیدم این بود که مخاطب این ترانه کی بود .... « اون » در یک ترانه نمیتونه مخاطب جالبی باشه و روند کار کند و کسل کننده میکنه .... به امید موفقیت های روز افزون @};- @};- @};-
    • سلام آقای جعفری منظور یه شخص سومیه که تو ذهنم اونو میشناسم یک شخصیته خیالیه دارم غمهاشو به تصویر می کشم ممنون که پای ترانه ی من اومدین و وقت گذاشتین
      • آقای جعفری می تونه اون شخص سوم شخص حتی توی ذهنم خودم باشم که دارم پنهون می کنم راز دلمو اما یه جورائی که به بقیه میگم که اون که خودم باشم غم بزرگی تو دلم نهفته هست و از خدا کمک می خوام یک کار زیرکانه همون طور که نوشتم می خواد پنهون کنه راز دلشــــــــو پشت اون چشمـای خیس و بی گناه زخمائی که خورده مخفی می کنــــه پشت یک لبخند تلخ می کشــــــه آه
  • سلام. تو بند اول:گاهی وقتا دلش از دنیا پره-دلخوره،غمگینه" و "سرد شده یا اینجوری:دلخوره،غمگین و دلسرد شده اگه اینطور عوض بشه وزن درست میشه تو جمله اولم اگه گاهی وقتا دلش از دنیا پره تبدیل بشه به:خیلی وقته دلش از دنیا پره به نظرم از نظر معنایی به کل ترانه نزدیک تر میشه. در کل لایک @};-
  • زیبا بود دوست من موفق باشید
  • زیبا بود . موفق باشید @};- @};- @};-
  • سلام نسترن جان... همونطور که دوستان گفتن توو بکاربردن فعل های ترانه کمی به خطا رفتی.. :-) سعی کن فعل های ترانه متناسب با قیدهایی باشه که بکار میبری... و اینکه تساوی هجاهارو در تموم مصرع ها رعایت کن..اشتباهی که خودم به گزاف دچارش شدم ;)) درکل عالی عزیزم...لایک @};-
  • سلام خانم وحیدی عزیز بابت دیر اومدنم عذر میخوام پیشرفت خوبی داشتید آفرین می پسندم پیشرفتتونو @};-
  • سلام نسترن عزیز @};- توواین کارنسبت به کارای قبلی خیلی پیشرفت داشتی بانو... =D> حتمن بهترم میتونی بنویسی..مررسی نازنین @};- @};- @};-
  • درود نسترن جان امیدوارم بیشتر مطالعه کنی و توی انتشار ترانه هات وسواس بیشتری نشون بدی مطئنا هر کاری که اینجا ازت انتشار پیدا میکنه باید قدمی باشه رو به جلو پس لازمه از دوستان بخواهی بیشتر نقدت کنن و از نقدشون هم بیشتر استفاده کنی سبز بمانی دوست من @};- @};-
    • سلام آقای مقدم برای همینه که دلم می خواد دوستان بیاین پای ترانه ی من و ترانه های منو نقد کنن چون خودم احساس می کنم با نقد ارزنده ی دوستانه که می تونم شعر بنویسم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام نسترن خانم نكته هارو دوستان گفتن تصاوير كارتو دوس داشتم هنوزم جابجايي اركان داري و بعضي جاها از وزن مي زني بيرون زياد خوندن بهتر از زياد نوشتنه بيشتر پيشرفت مي كني كما اينكه تا اينجاشم عالي ظاهر شدي و مطمئنم در اينده حرفاي زيادي واسه گفتن خواهي داشت سعي كن شعراتو همينطور عاميانه كه حرف مي زني بنويسي به اميد بهترينها براي شما دوست عزيز @};-
    • سلام آقای عباسی درست می فرمائید اما با زیاد نوشتن احساس می کنم بهتر می تونم توانائی خودمو اثبات کنم واقعا دوست دارم روزی یک شعر بنویسم باور کنید تا یک ماه پیش این حسو نداشتم واقعا ممنون از لطفتون من مشکلی که دارم اینه که اصلا نمی دونم وزن چیه؟ @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام شما استعداد خوبی دارید ادامه بدین شاد باشید @};- @};- @};-
  • نسترن عزیز! پشتکارت و حضورت پای ترانه های اکثر دوستان حاضر در آکادمی واقعا قابل ستایشه. دوستانه بهت میگم سعی کن کمتر بنویسی و در عوض کیفیت کاراتو بالاتر ببری. این کار نسبت به کار قبلیت بنظرم ساده تر اما دارای اشکالات بیشتری بود که عمده ش رو خانم نقدی پور اشاره کردن. بیشتر ماهایی که اینجا هستیم هنوز کارآموزیم و کارای فعلیمون سراسر ایراده. امیدوارم که روز به روز بیشتر و بهتر بشیم :-) @};- لایک پنجم تقدیم دوست خوبم @};-
    • سلام مرسده ی عزیزم واقعا عاشق نوشتن شعرم باور کن تا قبل از یک ماه پیش شعری نمی نوشتم اما انگار احساس می کنم که یاد گرفتم بنویسم و هرچه بنویسم خودم بیشتر می تونم کلماتو تو تسخیر خودم در بیارم درسته که یک کار با کیفیت بهتر از چند کار بی کیفیته اما احساس می کنم اگه بنویسم و دوستان اشکالاتمو بگن بیشتر آگاهی پیدا می کنم برای شعر های بعدیم به هر حال ممنون بابت کامنتت عزیزم @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام،خیلی پیشرفت سریعی کردی آفرین،میتونی از این بهتر هم بشی @};- @};- لایک4
  • حتما تغییراتی که دوستان گفتن و اعمال کن و ویرایشش کن موفق باشی @};- @};- @};-
  • سلام نسترن جان خوب بود به اميد بهترين ها @};-
  • سلام خانم وحیدی ببخشید چن روز نبودم و دیر به کارتون سر زدم @};- @};- @};-
  • سلام نسترن عزيز با آرزوي بهترين ها براي تو می خواد پنهون کنه راز دلشــــــــو پشت اون چشمـای خیس و بی گناه زخمائی که خورده مخفی می کنــــه پشت یک لبخند تلخ می کشــــــه آه =D> =D> =D>
  • سلام.... پیرنگ و موضوع خوبی رو انتخاب کردین که همیشه هم سادگی خاصی دار و هم جای کار زیادی داره فقط به نظرتون یکم طولانی نبود؟ البته این هم میتونه نقطه ضعف باشه و هم نقطه قوت :-) بعضی جاها هم خروج از وزن داشت...که صد البته این پیشرفت نسبت به کارای قبل تحسین برانگیزه در کل من که زیاد نقد کردن بلد نیستم و در حد وسعم نقد کردم.... در کل بهتون بابت کار جدیدتون تبریک میگم @};-
  • سلام نسترن جان ممنونم که دعوتم کردی @};- @};- @};- @};- چون میدونم طالب پیشرفتی یه سری نکات ریز هست که برای بهتر شدن ترانه هات می گم با امید به اینکه تاثیرگذار باشه. به زمان فعلها دقت کن نسترن جان : دقت کن: گاهی وقتا دلش از دنیــــــــا پره دلخوره غمگینــــــــــو سرد شده (دلخور و غمگین و دلسرد میشه)صحیح دیگه دنیا برا اون شــــــده قفس (همه چی براش میشه مثه قفس)صحیح همه زندگی براش درد شــــــــــده (زندگی براش پر از در می شه) صحیح کلمات را به همون صورتی که می خونی بنویس: گاهی وقتا هم می خواد دل بکنه (گاهی وقتا که میخوا دل بکنه)صحیح چشماشو ببنده از دنیــــــــــا بره (چشاشو می بنده از دنیا میره)صحیح سعی کن هجاهای کل ترانه ت مساوی باشه: (( البته منهای جاهایی که ریتم کار عوض میشه)) گاهی وقتا دلش از حرفی میشکنه (گاهی وقتا که دلش پر از غمه) 11 هجا صحیح 12 هجا مـی خواد فریاد بزنه اون بی صدا 11 هجا این قمست ُ دوست داشتم: میخوا پنهون کنه راز دلشو پشت اون چشای خیس ُ بی گناه =D> =D> قافیه هاتو خیلی خوب کار کردی =D> =D> =D> تم و مضمونت هم خوبه دوست داشتم =D> =D> =D> و در کل عالی بود =D> =D> پسندیدم @};- @};- @};-
    • سلام آمنه ی عزیزم ممنون که راهنمائی می کنی گلم چشم سعی می کنم با توجه به مواردی که گفتی تغییرش بدم عزیزم @};- @};- @};- @};- @};-
    • اما به نظر من زمان فعل ها کاملا بجاست و بیانگر حالاتیه که از یه سری اتفاقات بد شکل گرفته... .. . و اما کلیت ترانه! نسترن عزیز بدون در نظر گرفتن سابقه ی نویسندگی در شما کار خوبی ازتون نخوندم..صرفا قافیه چینی به زبان محاوره ی آهنگین بدون پرداخت مناسب و حتی سوژه ی ناب! اما خیلی خوبه که برای به چشم اومدن مثل خیلی از ترانه سراهای حال حاضر به تقلید و به زبان ساده تر اسکی رفتن روی کارهای ترانه سراهایی امثال آقای بمانی نپرداختید..موضوعی که متاسفانه زیاد به چشم می خوره و من حتی بعضا تو همین سایت عینا مصرع مشابه با کارهای آاقای بمانی رو دیدم... قلمتون رو آلوده به تقلیدو تکرار نکنید...ساده نویسیتون زیباست..فقط یه مقدار پراکنده و بی هدف می نویسید..ترانه هاتون اگه موضوعی بشن به نظرم زیبایی کارتون چندین برابر میشه! قلمتون مانا @};- @};- @};-
      • سلام آقای کفشگرعزیز تعجب میکنم از حرفتون!! زمان فعل چه ربطی داره به حالات و اتفاقات بد؟ به نظر شما "گاهی وقتا دلسرد شده" درسته؟؟ ما معمولا وقتی کلمه "گاهی وقتا" را به کار می گیریم که از فعل مضارع اخباری استفاده کنیم. البته ممکنه چیزی که نوشتند یه درصدی درست باشه ولی ما باید موارد بهتر را گوشزد کنیم. من پیشنهاد کردم که کلمه "میشه" بهتره... شما یه چیز بهتر پیشنهاد کن. یه پیشنهاد خوب تر بدین، که شعرشون بهتر بشه. توی این دو مصرع توجه کنید به فعل: گاهی وقتا دلش از دنیــــــــا پره + گاهی وقتا دلش از حرفی میشکنه به نظر شما زمان فعل ها با هم برابر و صحیحه؟ زمان فعل ها در طول کار باید یکدست باشه. من پیشنهاد دادم از فعل مضارع اخباری استفاده کنند چون هم بیانگر حال و هم آینده ست و این "حالاتی" که شما فرمودید را در دو زمان تصویر می کنه. وقتی شما با نظر من مخالفید فقط جبهه گرفتن مهم نیست باید با دلایل منطقی و مستدل یک نظر را نقض کنید. من هم با حرف شما موافق نیستم چون سوژه خانم وحیدی واقعا نابه و با هدف نوشتند. موضوع واحد این ترانه حالت یه شخص ناامیده که خیلی هم خوب بیان شده... نظرها از زمین تا آسمون با هم فرق داره... ممنونم که درباره نظر من نظر دادین. شاد باشید دوست عزیز @};-
      • خانم نقدی پور عزیز! در ابتدا باید بگم شما به بند اول این ترانه اشاره کردید،در صورتی که هیچ مشکلی تو زمان فعل ها دیده نمیشه..اگه به نثر درآریم اینطور میشه: گاهی وقتا دلش از دنیا پره و به خاطر یه سری اتفاقات که هیچ اشاره ای نشده شخص اول ترانه غمگین و دلسرد شده و زنگی براش مثل قفس شده و زندگیش پر درد شده..شما مشکلی تو زمان فعل ها میبینید؟! در مورد مقایسه ی اون دو مصرع هم که خودتون هم میدونید مصرع دوم از وزن خارجه و باید تصحیح شه پس بحثی روش نیست.. و نکته ی دیگه به نظر من در نقد کردن و یا پیشنهاد دادن باید یه سری مرز ها رو رعایت کرد نه اینکه کمپلت ترانه روکن فیکون کرد... اون هم فقط با میل شخصی! نقدی که رو بند اول ترانه و زمان فعل ها داشتید صرفا سلیقه ی شخصی بوده و ایرادی هم که وارد کردید به نظر غیر منصفانه میومد!و در ضمن گاهی در صورت لزوم نیازی نیست زمان فعل ها در کل ترانه یه دست باشه..گریز به خاطرات یه مثاله که ممکنه تو ترانه زمان فعل ها رو عوض کنه! در مورد اینکه گفتم خانم وحیدی سعی کنن سوژه های ناب رو برای ترانه انتخاب کنن هم تعجب می کنم که شما میگید که این ترانه سوژه ی ناب داره و هدفمند سروده شده!منظور از سوژه ی ناب حداقل یک مصراع تاثیر گذاره که ادم رو حتی کوتاه به وجد بیاره!به نظر من این ترانه خیلی کلی به درد های یک فرد در جامعه پرداخته و هیچ اشاره ی جزیی به دلایل درد نداره!البته این می تونه یه مقدار سلیقه ی شخصی باشه چون من روایی سرایی رو دوس ندارم.. و حتی اگه بخوایم بپذیریم که این ترانه سوژه هم دارد باید این رو هم بپذیریم که سوژه ی درد کشیدن خیلی خیلی خیلی به کار رفته و به زبان ساده تر دستمالی شده تو دست ترانه سرا ها! و در آخر یه مثال ساده هست که میگه سعی کنیم به کسانی که دوستشون داریم ماهیگیری رو یاد بدیم تا اینکه بهشون ماهی بدیم.. برقرار باشید @};-
      • سلام آقای کفشگر اینجا هیچ کس به هیچ کس چیزی را تلقین نمی کنه همه نظر شخصی می دن ترانه سرا خودش می دونه کی خیرشو میخواد و نظرش درسته و کی فقط شعار می ده... نظر خانم نقدی پور را در کنار نظر شما قرار میدم اونوقت همه چیز مشخص می شه... _________________________ نظر خانم نقدی پور این موارد بود در جهت بهبود کار که دوستان دیگه هم کم و بیش به این نکات اشاره کردند:::: 1=دقت کردن به زمان فعل ها 2-تساوی هجاها 3-نوشتن ترانه بر اساس خوانش این نکاتی بود که سرکار خانم نقدی پور بهش اشاره کردن در راستای بهبود کار :-) و چندتا پیشنهاد خوب هم دادند،،، خیلیها به خاطر ویرایش یه اثر وجه دریافت می کنند اونوقت ایشون بی هیچ چشم داشت و توقعی یه اثر را ویرایش می کنند به این اصلاحات می گن ((((ویرایش)))) که ترانه سرا در صورت تمایل از شعر ویرایش شده استفاده می کنه اگه هم دوست نداشت ترانه ش رو همونجوری که هست می ذاره باشه و دستکاریش نمی کنه... ویرایش کردن شعر کار هرکسی نیست...مطمئنم شما آقای کفشگر به شخصه در این زمینه توانایی ندارید............. _________________________ و اما نظرات شما آقای کفشگر: 1-قافیه چینی به زبان محاوره ی آهنگین بدون پرداخت مناسب و حتی سوژه ی ناب! 2-قلمتون رو آلوده به تقلیدو تکرار نکنید 3-یه مقدار پراکنده و بی هدف می نویسید. به این نکاتی که شما جناب کفشگر فرمودید در اصلاح نقد ادبی می گن ((((نقد مخرب)))) حتی نقد درست را تخریب می کنید!!!بقیه حرفاتون هم بیشتر جنبه نصیحت داشت. _________________________ من به عینه دیدم افرادی را که خانم نقدی پور نقد کردند خیلی در کارهاشون پیشرفت داشتن نمونه ش خود ِ من پس نقدی که ایشون می کنند سازنده ست.... 8-> جالبه آقای کفشگر من هرجایی که از شما تا حالا نظر دیدم از 10 کلمه فراتر نرفتید ولی اینجا خوب نطقتون باز شده!!! یعنی آمنه جونم غیر از اینکه باعث پیشرفت می شه نطق آدما رو هم باز می کنه ;)) منتظر جوابتون نیـــســتــــم چون با نظری که من دادم خواننده ها خودشون باید قضاوت کنند.... :-)
      • سلام مهسا جان واقعا ممنون که تشریف اوردین و ترانه ی من و انتقاد های سازنده ی دوستان رو مطالعه کردین نظرات همه ی دوستان برام محترمه و به قول شما این ترانه سرا هست که باید با توجه به نقد دوستان در ترانش تغییر بده یا نه اما واقعا خوشحال شدم که برای خوندن ترانه ی من تشریف اوردین لطف کردین @};- @};- @};- @};- @};-
      • اولا من لزومی نمی بینم برای نظراتی که صرفا از روی احساسات بیان میشه ارزشی قائل شم(اینجا آکادمی ترانس پس لطفا اشتباه نگیرید! )..دوما ادبیات صحبت کردن رو لطفا رعایت کنید خانم هاشمی(من سعی می کنم نطقم رو فقط جایی که بهم مربوطه باز کنم! )..در مورد اینکه من زیاد نظر نمی دم هم باید بگم من به دلیل درگیریهای شخصی زیاد وقت نمی کنم به سایت سر بزنم سال های پیش فعالیت بدی نداشتم از قدیمی تر ها بپرسید بهتون میگن!و بخاطر همین درگیریهانمیتونم پای هر کاری نظر بدم..اگر پای این کار نظر دادم چون خود خانم وحیدی دعوت به نقد کردن... و نکته ی جالب اینه که شما خیلی باهوشید که فهمیدینو مصمئنید من توانایی در ویرایش اثر( همون کمپلت کن فیکون کردن!) ندارم..بهتون تبریک می گم! آفرین! @};- =D> :-) ما برای نقد کردن اثار اینجاییم نه ویرایش..مگه اینکه ترانه سرایی نیاز داشته باشه که ترانش ویرایش شه و این نیاز هم فقط در ترانه سراهای بدون اعتماد به نفس دیده میشه وگرنه با نقد اشکالات بارز میشه و ترانه سرا می تونه با یکم پشتکار اشکالات رو خودش رفع کنه! در مورد نصیحت کردن هم باید بگم من در جایگاهی نیستم که بخوام کسی رو نصیحت کنم..صرفا خواستم تجربه ی اندک خودم رو منتقل کنم... :-)
      • جناب کفشگر منکه عرض کردم منتظر جوابتون نیستم حالا که خودت میخوای،،،، حرفی نیس :-) بر اساس گفتار خودت که می فرمایی من فقط جایی که بهم مربوطه نطقم وا می شه عرض کنم که... چرا فکر می کنی نظر خانم نقدی پور بهت مربوط می شه؟ در صورتی نقض دیدگاه ایشون به شما مربوطه که باهاش احساس رقابت کنی وگرنه دلیلی نداره اینقدر زورت بیاد. :< توی جایگاهی که نسترن خانوم بعد از اولین نظر آمنه جان فرمودن:::::: """""سلام آمنه ی عزیزم ممنون که راهنمائی می کنی گلم چشم سعی می کنم با توجه به مواردی که گفتی تغییرش بدم عزیزم """"" :-) ببخشینو من و شما نباید فوضولی کنیم ;)) شما که برای اعتماد به نفس خانم وحیدی ارزش قائلید نباید بهش برچسب ::::: تقلیــــــــــــد + تکــــــــرار + ســـــــــاده نویســــی + پــراکــــــــــنده نویســـــی + بــــــــی هـــــــدف نویســـــــی + بـــــی مـــوضـــوع نویسی + ســـــوژه ناب نـــداشتن +عــــــــدم تــــاثیرگذاری حتی در حد یک بیت و الــــــــــــــی آخر بزنید. و متهمش کنید به اینکه شما روایی سرایی دوست دارید و باب میل شما نمی نویسند. جل الخالق ...منکه چشام باباقوری شد... :-/ :-/ [-( من که هیچ کدوم از این انگ ها روو توی ترانه ی نسترن جون ندیدم. :-S جناب فراستی چشماتون را بشورید و جور دیگر ببینید و اینقدر مخالف نباشید.هی مخالفم! مخالفم!اینهمه اعتراض باید پای یه ترانه مقوایی باشه والا خخخخخ :-)) :-)) :-)) :-)) تماس فــــــــــرت ;)) -------------------------------------------------------------------------- راستی نسترن جون اینقدر این آقای کفشگر منحرفمون کرد یادم رفت لایکت کنم :-) لایکوندمت @};- @};- @};-
      • سلام آمنه ی عزیزم واقعا لطف داری عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام آقای کفشکر واقعا لطف کردین و وقت گذاشتین و ترانه ی منو نقد کردین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • خواهش می کنم خانم وحیدی..امیدوارم روز به روز قلمتون تو نویسنگی قوی تر شه.. @};-
      • خانم هاشمی! نکته ی اول: در جواب نقد خانم نقدی پور من فقط یک جمله ی کوتاه گفتم: "اما به نظر من زمان فعل ها کاملا بجاست و بیانگر حالاتیه که از یه سری اتفاقات بد شکل گرفته…" بازم میگم چون دعوت به نقد شدم نظرم رو در این باره گفتم که مث اینکه زیاد با مزاجشون سغزگار نبود و سریع جبهه گرفتن که این نشونه ی...بماند! در ضمن من بعد از مدت ها به این آکادمی برگشتم و اصلا جز عده ی انگشت شماری مثل جناب ابولحسنی یا خانم سید موسوی کسی و نمیشناسم که بخوام از روی غرض حرفی بزنم! نکته ی دوم: لطفا حرف های منو تحریف نکنید! عین جمله ی من :اما خیلی خوبه که برای به چشم اومدن مثل خیلی از ترانه سراهای حال حاضر به تقلید و به زبان ساده تر اسکی رفتن روی کارهای ترانه سراهایی امثال آقای بمانی نپرداختید..موضوعی که متاسفانه زیاد به چشم می خوره و من حتی بعضا تو همین سایت عینا مصرع مشابه با کارهای آاقای بمانی رو دیدم… و این جمله نشون میده من به هیچ وجه انگ تقلید رو به خانم وحیدی نزدم و اتفاقا برعکس این حرف رو زدم! در مورد موضوعی نبودن ترانه ی خانم وحیدی هم روی حرفم هستم..این ترانه سوژه ی ناب نداره و مصراع کلیدی نداره و فکر نمی کنم این حرف به اعتماد به نفس کسی لطمه بزنه!در ضمن ساده نویسی رو عیب خطاب نکردم! در مورد علاقه ی شخصیم که روایی سرایی رو دوست ندارم هم خانم وحیدی رو متهم نکردم اتفاقا گفتم که این سلیقه ی شخصیه صرفا و هیچ اعتبار دیگه ای نداره... البته بهتون حق میدم که انقدر آتیشی شید و بخواید با هر دلیل غیر منطقی من رو متهم به حرف هایی کنید که نزدم چون گویا احساسات و روابط احساسی شدیدی بین شما و خانم نقدی پور هست و لازم به ذکر که دوباره بگم اینجا آکادمی ترانه است نه مکانی برای تبادل احساسات... @};-
      • جالبه پس هر کی از هرکی دفاع کنه پای احساسات شدید در میونه؟!!! ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) :-)) :-)) :-)) شما به نقد کار دعوت شدین نه به نقد نظر خانم نقدی پور!!!! :-) شما باید نظر مستقل می دادین نه زیر نظر ایشون عقده گشایی کنید. [-( شما اشتباهات خودتون را نمی پذیرید ولی دیگران را به هرچیزی که بخواین متهم می کنید. وقتی به یکی می گین تقلید نکن یعنی داره تقلید می کنه و مرتکب به این کار شده و نباید بی هوا به کسی که مرتکب به خبطی نشده از این دست نصایح کرد. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد :-) مثل اینه که من همین جوری بی هوا و پا برهنه بپرم وسط گود و بگم اوهوووووووی آقای کفشگر فضولی نکن و حسودی نکن چیز خوبی نیست برادر من.... :-)) دیدی چقدر بهت برخورد؟ هرچند حسود نیستینو ولی خوب بهتون برمیخوره پیش خودتون می گین حتما یه حسودی ای کردم که اینجوری می گه. :-S باز هم می گم:::::: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد :-) اصلن چرا فکر می کنید پندهای شما درسته و به خودتون حق هر نصیحت و اندرزی را می دین. از نظر من بحث شما و خانم نقدی پور یک بحث مختومه ست شما فقط با حرفشون مخالفت کردین ایشون هم نظرشون را گفتند و تمام شد. من هم فقط به خاطر انگایی که به ترانه ی نسترن خانم زدین به درد اومدم چون این نقدای مخرب حتی می تونه یه تازه کار را از فضای شعر دور کنه :-S افتاد؟ :-? من تیکه انداز ماهری ام و فرق طعنه و حرف بی غرض را خیلی خوب می فهمم. فقط همین :-)
      • اولا من هیچ انگی نزدم به خانم وحیدی دوما هیچ انگی نزدم سوما هر نقدی هم کردم به خودم مربوطه و خانم وحیدی... شما هم لطفا فضولی نکنید و نطقتون رو جایی که بهتون مربوطه باز کنید! در ضمن من نظر خانم نقدی پور رو نقد نکردم صرفا مخالفتم رو اعلام کردم...لطفا معنی و مفهوم نقد کردن رو تو لغت نامه دهخدا مطالعه کنید! و در آخر هم از خانم وحیدی عذر میخوام بابت جریانات انحرافی پای ترانشون... یا علی :-)
      • عززززززززززززززیزی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • ای بابا چرا اینجا دعواست؟سلام به شما 3عزیز،خانم هاشمی اینجا که مشکلی پیش نیومده بود،خانم نقدی پور با آقای کفشگر فقط داشتن تبادل نظر میکردن،و این بین هر ترانه سرایی پیش میاد،چرا آتیش بیاره معرکه شدین و قضیه رو کش دادین؟خوده خانم نقدی پور دیگه به بحث ادامه ندادن چون لزومی نبود،اینجور بحثا از روحیه و شخصیته ترانه سرا و هنرمندا به دوره @};- @};- @};-
      • سلام به دوستان عزیزم واقعا ممنون که هر کدومتون به نوبه ای می خواین در جهت پیشرفت من صحبت هائی رو ارائه بدین اما واقعا خدایا من نمی دونم چی بگم هر کدومتون جدا گانه برای من عزیز هستین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • به به داش حمیییییییییید 8-> اینورا؟ :-? می بینم توی این گرونیه بنزین با یه گالن بنزین سوپر اومدی روو خاکستر خاموش شده د ِ بریز :-)) مراقب باش این آتیش دامنگیرت نشه ;)) دعوا در فرهنگ ما ادبیاتیا با گوش مالی یوختی فرق داره :-S تا حالاش که دعوا نبوده ولی اگه تو دوست داری آستین همت بالا می زنیم بسم الله. :-)) :-)) :-)) فقط اگه کسی ناکار شد این بار تو مقصری چون بعد ختم قائله اومدی :-) ;)) :-)) ترانه سراها دعوا کنن مابقی باور کنن... راستی حالا چرا فقط به ما سه نفر سلام میدی؟پس بقیه چی گناه دارن طفلکیا :-) خوش اومدی @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام مهسای عزیزم ندیده دوستت دارم عزیزمی گلم ادبیات صحبت کردنت برام واقعا جالبه عزیزم خیلی دوستت دارم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • بله نسترن خانم مهسا خانم یه خورده بانمکه،نه بابا،نمیخوام دعوا شه،اصلا به من چه،فقط شوما مارو نزن دیگه حرفی نیس @};- @};- ;)) ;)) :-)) :">
      • @};- @};- @};- @};- @};-
      • واقعا که حمید من یه خورده با نمکم :-( همه به من می گن معدن نمک ;)) :-)) از لحنمم مشخصه همیشه شوخی دارم البته نه با همه :-) من فقط با کسی که می دونم جنبه داره شوخی می کنم اینقدم باش کل کل میکنم که جنبه اش در حد لالیگا بره بالا :-) ;)) امیدوارم دادش آیدین ازم نرنجیده باشه @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- همین که مثل خودم جوابمو دادی یعنی جنبه داری :-) خوشم اومد @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • قربونت برم نسترن جون :-x :-x :-x :-x قابل ندارم :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};-
  • خوب بود @};- @};-
  • سلام موفق باشید
  • سلام. واقعا وقتی که تو این سایت صرف کردین برای مطالعه ترانه های اعضا ی آکادمی ترانه هاتونو روز بروز بهتر از قبل کرده. تبریک میگم این پیشرفت سریع رو در عرض یک ماه. پشتکار و اراده ی خوبی دارید @};- @};- @};- =D>
    • سلام آقای بهبهانی ممنون از لطفتون البته با توجه به راهنمائی شما وگرنه من اصلا نمی دونستم قافیه چیه وزن چیه البته هنوز هم مفهوم وزن رو به درستی نمی دونم و درک نمی کنم امیدوارم که با راهنمائی شما بتونم به معنای این کلمه هم برسم امیدوارم که همیشه شاد باشین @};- @};- @};- @};-