دلقک

بــازم صحنــه بازم تکرار ایــن نقش
بــرام سـخـتــه ولــی بایــد بتــونم
هـمـه مـیـرن ولــی تـقـدیـر مـیـگه
بــایــد تو این نـمایـــش جا بـمونـم

کــسایی کــه برای خـنـده اینجان
مگه مــیشـه منو فهمیده باشن!؟
شــاید این بدتــرین درد جــهانــه
که تــنها خــنده هاتو دیده باشن

همیشه زنده بودن زندگی نیست
مـــی خــوام امـــا نمــیتونم بمیرم
منم مثل یه ماهی پای هفــسین
بــــرای شـــادی مــردم اسیــــرم

با ایـنـکه شــادیــامـو خــرج کــردم
به هـــر قیــمــت غماشونو خریـدم
ولــی وقـتـی که غـم اومد سراغم
بـجـز تنــهایی هـمـراهــی نـدیــدم

چــطور تـنـها نبـاشــم وقتی حـتـی
یه عـمـره آیـنـه هــم تنـهام میـذاره!
چــرا تنــهـا مــیمــونـــن آدمـــایــــی
که حتی گریه هاشون خنده داره!؟

همیشه زنده بودن زندگی نیست
مـــی خــوام امـــا نمــیتونم بمیرم
منم مثل یه ماهی پای هفــسین
بــــرای شـــادی مــردم اسیــــرم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:
دلم واسه اینکه بینتون باشم تنگ شده بود.ببخشید اگه نیستم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقا رضا.چند تا نکته:بازم دوم در بیت اول واسه پر کردن وزنه.میدونم از این کارا توو ترانه اتفاق می افته اما قرار بهترین رو ارائه بدیم.آفرین بخاطر استفاده از کلمه ی (شاید) در بیت 2 بند دو، چون تعبیرتون رو خیلی قابل پسند تر کرد. در بند دو اما کلمه ی (مگه) این رو نشون میده که هیچ کسی نیست که دردتون رو فهمیده باشه،در صورتی که شما دارین تو ترانتون از نمایشتون صحبت میکنین،حالا با توجه به اینکه قبلش گفتین (کسایی که برای خنده اینجان) ،باز هم آیا کسی از خلق اثر هنریتون(نمایش) نمیتونه دردتون رو بفهمه؟میدونم خاص بودن دردتون رو میخواستین بیان کنین اما اگه از (یعنی) استفاده میکردین در این صورت امید داشتین که یکی بفهمه،چون میشه یه فرد حتی یه فرد رو تصور کرد که واسه خنده هم اومده باشه و با دیدن ارائتون به حرف دلتون پی ببره. آفرین به بند 4 که خوب جمع و جور شد.کشف خوبی تو بیت تکرار شونده ی ترانتون داشتین.اما یه حسی بهم میگه میشه یه ماهی قرمز واسه ناز کردن وقربون صدقه رفتنش و علاقه ی یه پسر بچه و یا شاید فرار از دست یه فروشنده ی سیبیلو،یا قرار گرفتن روی سفره ای که فرهنگ تاریخ یه ملته سر سفره هف سین اومده باشه،شاید دیدش اسیری نباشه.اما کشف خوبی بود. لایک به کل کار.
    • سلام دوست عزیز مرسی که با دقت کارو خوندی یه سؤال شما تا حالا با خودت نگفتی اه بازم اینجوری شد بازم باید برگردم؟این بازم مطمئن باش وزن پر کن نیست.وقتی که لحن خوندنشو میشنوی میبینی که کاملن صحبتای روزانه ی خودمونه.دلقک نمادی از خیلی انسانهاست که اگه خوب نگاه کنی اطراف ما هم هستن.کسایی که همیشه شاد به نظر میان و میخندوننت اما غماشونو نمیفهمی.موقع مشکلات دورشون خالی میشه.کم نیست همچین مواردی برای بند دوم دقیقن میخوام بگم محاله کسی منو فهمیده باشه.یه دلقک برای خندوندن مردم رو صحنست به نظرت کسی غم یه دلقک حرفه ای رو متوجه میشه؟اگه میشه پس من اشتباه کردم.اصلن خاص بودن درد مد نظر نیست.مسئله خود درد دلقکه که کسی متوجهش نمیشه و با اون دردی که داره مجبوره مردم رو بخندونه. در مورد ترجیع بند باید بگم اولن لطف داری دومن ماهی قرمز مطمئن باش نه دوس داره پیش یه آقای سیبیلو باشه نه توی تنگ هر آدم دیگه ای.توی تنگ بودن دقیقن اسارته.کسی رو دیدی از اسارت خوشش بیاد و راضی باشه؟فرهنگ و تاریخ انسانها بعید میدونم موضوع قابل توجهی برای سایر موجودات باشه.مثه اینه که یه نفر از مکه میاد و جلوش گوسفند قربانی میکنن.به نظرت اون گوسفند باید خوشحال باشه و با مرگش برای سایر همنوعانش افتخار آفرینی کنه؟ راستی هیچ ماهی قرمزی رو ناز نکن دوست من.چون یا آبشو آلوده میکنی و یا اگه دستاتم تمیز باشه با اولین برخورد دستت با ماهی بیچاره نصف استخوناشو میشکنی چون بسیار ماهی های آکواریومی حساسن.البته ماهی های کوچیک کلن حساسن. موفق باشی دوست من @};-
      • راستی سوءتفاهم نشه ها.در مورد ماهی کلن گفتم نه اینکه بخوام خدای نکرده شمارو پسر بچه خطاب کنم.اصلن قصدم این نبود وقتی خوندم نظرمو متوجه شدم ممکنه سوءتفاهم پیش بیاد و ناخواسته بی ادبی کرده باشم. فقط خواستم بگم ناز کردن یه ماهی دقیقن شکنجه دادنشه @};-
      • سلام آقا رضا.نماز روزت قبول.ممنون که نظرم رو خوندی و جواب دادی. بازم میخوام چند تا نکته بگم،این که شما از کلام محاوره استفاده میکنی مخصوصا توی ترانه خیلی خوبه چون ما باید با همین زبونی که حرف میزنیم شعر بنویسیم ،اما شما توو پاسخت نوشتی (اه) بازم فلان شد بازم باید فلان بشم،اما توو کارتون از این (اه) خبری نیست.میدونم حذف به قرینه ی معنویه و با لحنی که در عمق کلامه مشخص میشه اما اگه این (اه) رو می آوردین قابل قبول تر بود.اما استفاده ی خوبی از محاوره بود. شما حتما میدونی شاعر بعد نوشتن یک کار میمیره و دیگه نمیتونه و نباید بیاد در موردش توضیح بده مخصوصا اگه کار نمادین باشه ،شما نمیتونی منه مخاطب رو محدود کنی که حتما دلقکت فلان نماد و داره و فلان منظور رو میرسونه،من به عنوان مخاطب هر چی که بخوام برداشت میکنم.این نکته وجود داره که هرچیرو به هر شعری نمیشه چسبوند،اما تو خودت میدونی به اندازه ی آدمای روی زمین از یه شعر ، برداشت و به دنبالش مفهوم داریم و یکی از زیبایی های شعر همینه.و بازم این نکترو میدونی که طنز نوعی از هنر واسه بیان درده،طنزی که بخواد صرفا بخندونه و به نکته ای اشاره نکنه طنز نیس.برای من دلقکی حرفه ایه که خووب منو بخندونه و در کنارش منو متوجه نکته ای هم بکنه و دردی رو حالا دردد خودش یا یه درد متعالی رو نشونم بده. من نظرم اینه و برای خودم دنیایی رو تصور میکنم که یه صندلی که از جنس چوبه بخاطر این که تو کلاس تک و تنها مونده و با رفقاش به سالن امتحانات نرفته،میتونه گریه کنه،واسه همین کشف ترجیع بندتون خووب بود اما برای من به نظر من (اسارت) همه ی نگاه یک ماهی به رفتن توی تنگ نیست.اما بازم میگم ترجیع بندتون خووب بود. من یه عکس دیده بودم که زندان بان به یه زندانی نگاه میکرد که از فکر و خیالش پلی ساخته بود و به جاهای زیبای جهان سفر کرده بود.پس همه چی به طرز نگاه بستگی داره. انصافا لطف میکنی اگه توو آپ بعدی که کاری از من قرار میگیره بهم سر بزنی و نظرای نافذت رو بگی.بازم دمت گرم و تو هم موفق باشی دوست من.
      • سلام دوباره دوست من.عرضم به حضور شما که چشم.من در مورد کار توضیح نمیدم و صرفن چون اینجا آکادمی بود این کارو کردم.خیلی عادت به این کار ندارم و بچه های جلسه های ترانه اینو خوب میدونن.اما کماکان با اینکه نظرت برام محترمه اما باهات مخالم روزگارت خوش
      • سلام.بی بلا. ایول ،چون دقیقا یه شاعر میتونه به عنوان یه مخاطب شعر یعنی شخص سومی درباره ی کارش نظر بده و خوبم هست اینکار که خودش خودش و نقد کنه،منم هدفت رو میدونم کلی عرض کردم.همین اختلاف هاست که باعث میشه ما نظرها و دیدگاه های مختلفمون رو بدیم و یه جورایی تبادل نظر کنیم،تا انصافا من ازت یاد بگیرم دوست من. یه شعر از محمد رضا شیخ حسنی(که بهت پیشنهاد میکنم شعرهاش رو که تو وبلاگ خودش به نام در گوشی های بلند هست بخونی): من پیامبرم معجزه بیشتر از این که از روزگار سیاهم شعر سپید میسازم! یا حق.
  • به به آقا رضای خودمون :-) ارادتمندم @};- @};- @};-
  • شــاید این بدتــرین درد جــهانــه که تــنها خــنده هاتو دیده باشن... بسیار عالی شاعر پسندیدم درود بر شما
  • سلام آقای معظمی زیبا بود واقعا لذت بردم =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • بــازم صحنــه بازم تکرار ایــن نقش بــرام سـخـتــه ولــی بایــد بتــونم هـمـه مـیـرن ولــی تـقـدیـر مـیـگه بــایــد تو این نـمایـــش جا بـمونـم کــسایی کــه برای خـنـده اینجان مگه مــیشـه منو فهمیده باشن!؟ شــاید این بدتــرین درد جــهانــه که تــنها خــنده هاتو دیده باشن همیشه زنده بودن زندگی نیست مـــی خــوام امـــا نمــیتونم بمیرم منم مثل یه ماهی پای هفــسین بــــرای شـــادی مــردم اسیــــرم با ایـنـکه شــادیــامـو خــرج کــردم به هـــر قیــمــت غماشونو خریـدم ولــی وقـتـی که غـم اومد سراغم بـجـز تنــهایی هـمـراهــی نـدیــدم چــطور تـنـها نبـاشــم وقتی حـتـی یه عـمـره آیـنـه هــم تنـهام میـذاره! چــرا تنــهـا مــیمــونـــن آدمـــایــــی که حتی گریه هاشون خنده داره!؟ همیشه زنده بودن زندگی نیست مـــی خــوام امـــا نمــیتونم بمیرم منم مثل یه ماهی پای هفــسین بــــرای شـــادی مــردم اسیــــرم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام . ترانه ی شما فوق العاده زیبا و اثرگذار بود . " کــسایی کــه برای خـنـده اینجان مگه مــیشـه منو فهمیده باشن!؟ شــاید این بدتــرین درد جــهانــه که تــنها خــنده هاتو دیده باشن " به امید بهترین ها @};- @};- @};-
  • من همچنان انتظارم از رضا معظمی بالاتر از اینهاست... چون به علاقه و پشتکارت ایمان دارم ... @};-
    • و من همچنان وقتی واژه "شاعر" به گوشم میخوره شک نکن به یادت می افتم خودمم انتظارم از خودم خیلی بالاست دارم سعی میکنم چند سال از زندگی بی ترانه ی هدر رفتمو به خودم برگردونم تشویقت واقعن تشویقم کرد "پایداری رفاقت"
  • درود رضا جان این ترانت رو قبلا هم گفتم خیلی دوست دارم البته این روزا اکثر کارات رو دوست دارم ;)) اما این ترانه هم موضوع متفاوتش برام جالبش کرده هم شباهتاش به کتابی که دوست دارم " عقاید یک دلقک " از صمیم قلب می پسندم و برات آرزوی به ترین جایگاه ها در ترانه رو می کنم چون بی شک لایقشی @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام معصومه خانوم گلی که باید کلی شیرینی بده!!! ممنونم به خاطر روحیه ای که همیشه بهم دادی الان حس میکنم نمیتونم جواب محبتتو بدم از صمیم قلب ممنونم رفیق @};-
  • بسيار زيباااااااااا @};- لايكي دوست عزيز @};-
  • سلام اقای معظمی عزیز... خوشحالم که دوباره کاری از مشا میخونم... زیبا سرودید مثل همیشه همیشه عالی.. =D> لایک 16 تقدیم شما @};-
    • سلام خانوم سپید خوشحالم که تو جمع دوستان خوبی مثل شما هستم که همیشه به من و ترانه هام لطف دارن خیلی ممنون به خاطر لایک و لطف شما @};-
  • همیشه زنده بودن زندگی نیست مـــی خــوام امـــا نمــیتونم بمیرم منم مثل یه ماهی پای هفــسین بــــرای شـــادی مــردم اسیــــرم درووود .. خوشحالم دوباره ازت خوانش دارم .. لذت بخش بوود @};- @};- @};- @};-
  • ترانه ی زیبایی بود! لذت بردم. @};- :-)
  • سلااام رضا خوبی رفیق؟؟؟ این اثرت رو پیش تر خوونده بودم لذت بردم بیشتر باش @};- @};- @};-
  • خوش بود یاری و یاری بر کنار سبزه زاری / مهربانان روی برهم ؛ وز حسودان بر کناری هرکه را با دلستانی عیش می افتد زمانی / گو غنیمت دان که دیگر دیر دیر افتد شکاری سلام رضای عزیز و گرامی... خوشحالم ازینکه هنوز افتخار هم صحبتی با عزیزی گرانقدر دارم ... این ترانه را از دهان مبارک شنیده بودم و دوباره خواندم و لذت بردم ... شاد زی و همیشه زی
    • در دلم یک صندلی خالیست جایت را بگیر / شعر میخواهم بخوانم....گوشهایت را بگیر سالنی تاریک شاعر خیره بر یک صندلی / آخرین برداشت های این جنایت را بگیر حسن توکلی سلام مهیا خانم گل منم خوشحالم که با بهانه ی دلقک بازم با کسایی مثل خودت هم صحبت میشم بله بله تو خاطرم هست که اون جلسه حضور داشتی ممنونم لطف داری پاینده باشی و شاعر و غرق آرامش دوست من @};-
  • سلام بسیار بسیار زیبا بود =D> @};-
  • =D> =D> @};- بسیار عالی
  • سلام. پس رضا معظمی شمایین؟ همیشه ذکر خیرتون تو آکادمی هست. خوشحالم از آشناییتون @};- میرم ترانه های قبلیتونو بخونم. با اجازه @};-
    • سلام دوست من کوچیک شمام دوستان لطف دارن خیلی منم همینطور دوست عزیز حالا نرفتی اونارم بخونی چیز زیادی رو از دست ندادی محصوصن از اول تا 2 3 تا مونده به آخر :-) اختیار داری.اجازه ما هم دست شماس موفق باشی @};-
  • @};- @};- =D> @};- @};-
  • درود بر رضای کم پیدااا "با ایـنـکه شــادیــامـو خــرج کــردم به هـــر قیــمــت غماشونو خریـدم ولــی وقـتـی که غـم اومد سراغم بـجـز تنــهایی هـمـراهــی نـدیــدم" کااار ریبایی بود....ما هم دلتنگ شما و ترانه هایت بودم عالی اومدی =D> =D> @};-
  • ترانه زیبایی بود موفق باشید @};- :-)
  • سلام آقاي رضاي معظمي كارتون رو خوندم وپسنديدم و متوجه اين شدم كه استادي توانا اونو سروده باشه ترانه هاتون رو هميشه ميخونم ولي خيلي كم پيدا هستيد دوس دارم باشيد تا ازشما بياموزم موفق باشيد هم ترانه @};- @};-
    • سلام فرزاد جان.خیلی خیلی ممنونم اما به کسی که خودش هنر آموزه به هیچ عنوان نباید استاد گفت چون شأن واژه ی استاد پایین میاد خیلی لطف داری فرزاد ممنونم منم دوس دارم اما سعادت ندارم سر کلاسمون باشم همکلاسی شاد باشی دوست من @};-
  • سلام رفیق بالاخره این کارو تموم کردی کار خوبی شده =D> به امید بهترینها @};- @};- @};-
    • سلام علیِ جان خیلی وقته از هم خبر نداریما!این خیییییییییلی وقته تموم شده! رفیق دی ماهی من.جناب همزاد قلبن دوست دارم زیاد @};-
  • سلام رضا جان دل ما هم براي اين ترانه هاي نابت تنگ شده بود واقعا عالي بود و فوق العاده كارت رو دوست داشتم
    • سلام مجید ِ خوب حالت چطوره پسر؟ مرسی برادر لطف داری. شادباشی @};-
      • خوب رضا جان به لطف شما مرسي از محبتت @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • امیدوارم همیشه خوب باشی و همیشه پر از انرژی و احساس و بارون ترانه از آسمون سفید دلت بباره @};-
  • سلام جناب معظمی عزیز مدتیه که از حضور شما بی نصیب موندیم :) امیدوارم بیش از این ها از شما بخونیم ترانه ی زیبایی بود جالبه من هم از تشبیه خودم به ماهی هفت سین و اسارت بین مردم استفاده کردم ** من اون مـــــــاهیِ تنهاییِ که بینِ هفت تا سین گم شد اسیر تنگِ کوچیکُ نگـــــــاهِ سردِ مردم شد @};- @};- @};- شاد باشین و شاعرانه هاتون موندگـــــــــــ @};- ـــــــــار
    • سلام مدتیه سعادت ندارم و سر کلاس نمیام.شاگرد خوبی نیستم شما ببخش همکلاسی خودمم امیدوارم بیشتر باشم زیبا خوندید.نظر لطف شماس بیت زیبایی بود.دستتون درد نکنه روزگارتون غرق آرامش @};-
  • سلام رضا جان خوحالم میخونم ازت کار خیلی خوبی بود میپسندم @};-
  • سلام رضای عزیز کار بسیار زیبایی بود...آفرین... از دیدار دوبارت و خوانش احساس زیبات صمیمانه مسرورم... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام - ترانه ی قوی ای خوندم ازت - مرسی شــاید این بدتــرین درد جــهانــه که تــنها خــنده هاتو دیده باشن
  • خیلی زیبا بود =D> =D> =D> @};-
  • کــسایی کــه برای خـنـده اینجان مگه مــیشـه منو فهمیده باشن!؟ شــاید این بدتــرین درد جــهانــه که تــنها خــنده هاتو دیده باشن =D> احساستون زیبا بود پسندیدم5 @};- @};-
  • خوشحالم خیلی از دوستای قدیمی دوباره برگشتن سلام آقای معظمی عزیز @};- کار خیلی خوبی نوشتید که احساس به نظرم تووش حرف اول رو میزنه... جدن از خوندنش لذت بردم بندآخر قبل از تکرار هم جدا از بقیه بندا به نظرم خیلی خوب بود. =D> مرسی که هستین،همیشه باشین. @};- @};- @};- @};-
  • سلام ..بسیار بسیار هم زیبا آفرین . =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام جناب معظمي خوشحالم كه بعد از مدت ها دوباره ازتون ميخونم و خوشحالم كه هر بار بعد از يه غيبت ميايد با دست پر و ترانه اي ناب تر از كار قبليتون ميايد از خوندن كار زيباتون واقعا لذت بردم همیشه زنده بودن زندگی نیست مـــی خــوام امـــا نمــیتونم بمیرم منم مثل یه ماهی پای هفــسین بــــرای شـــادی مــردم اسیــــرم =D> =D> =D> لايك دوم تقديمتون بيشتر باشيد @};- @};- @};-
    • سلام خانوم دهقانی منم خوشحالم که بعد از مدتها در جمع دوستانم هستم این دید نسبت به من فقط لطف شما رو میرسونه سپاسگذارم موفق باشید @};-
  • سلام جناب معظمی بسیار زیبا
  • سلام جناب معظمی عزیز ترانه زیبا و البته تلخی بود پسندیدم لایک تقدیمتون سبز باشید