فال قهوه

فال قهوه

عذابم میده این تنهایی محض
نمی گم شایدم فهمیده باشی
تو فال قهوه ی لیلای زنگی
ته فنجون چشامو دیده باشی
چجور عادت کنم تنهاییامو
تو شهری که دوتامون چش به راهیم
واسه اینکه به یاد هم بمونیم
توی شب هردومون دنبال ماهیم
عذابم میده این قحطی هرسال
که شالیزارموهای توباشه
توآغوشی که احساسم رو میدید
یکی دیگه بیاد جای تو باشه
بگیرفال منو لیلای زنگی
بذار دیونه آروم شه دوباره
واسه یک لحظه خوشحالی کاذب
دروغ گفتن که اشکالی نداره

ترانه سرا:اسمرشجاعان
یکشنبه ساعت ۷

از این نویسنده بیشتر بخوانید: