دنیای بعد از تو

یه صحنه از..همون روزی که رفتی
همش تکرار میشه توو خیالم
چه پایان غم انگیزیه وقتی
تو میری و منم رو به زوالم

مداد و دفتر و یک طرح از تو
کنار شعرهای پاره پاره
به حال و روز ِ این آشفتگی ها
دارن عکسات می خندن دوباره

میخوام باور کنم رفتی، نمیشه
دل تنگم تورو کرده بهونه
بازم کابوس و تنهایی و تکرار
منو سمتِ خیابون می کشونه
….
یه ایستگاهِ دیگه تا پارک مونده
نفس هام باز رفتن برنگردن
تنم مثل تن ِ آتیش داغه
ولی حس میکنم دستام سردن

بـبـین دنیای بعد از تو
همش درگیر ِ پاییزه
تمومِ شهر فهمیدن
همه دردام یک چیزه…
که دستاتوُ کی میگیره
کی باهات پا به پا میشه
خیالِ خامِ کی هرشب
توو آغوشت رها میشه

سه چارتا صندلی ِ خالیِ پارک
یه تصویری که دائم روی تابه
داری تکثیر میشی پیش چشمام
به هر سمتی برم واسم عذابه
….
صدای پاشنه های کفش هاتو
صدای خنده های آشناتو
ترافیکه تو ذهنم از همه تو
هوس کرده دلم بازم هواتو

منوُ خالی ترین جاهای خالی
یه پارک و ثانیه هایی که برجاست
دارم تکرار میشم مثل دیروز
هنوزم کل دنیای من اینجاست

چقد تلخه مرور این همه درد
نفس هام باز رفتن برنگردن
تو رفتی و تموم سال اینجا
خیالاتت منو دیوونه کردن
..
بـبـین دنیای بعد از تو
همش درگیر پاییزه
تموم شهر فهمیدن
همه دردام یک چیزه…
که دستاتو کی میگیره
کی باهات پا به پا میشه
خیال خامِ کی هرشب
توو آغوشت رها میشه
—————————-
دوستان ببخشید اگه با ترانه ام نتونستم نظرتون رو جلب کنم.
اما سعی خودمو بیشتر میکنم.
از داداش گلم آقای کریمی(عرفا) تشکر صمیمی میکنم و از همینجا بهش قول یه ترانه روی آهنگ میدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی وحید کاوه

همیشه حرف هایی هست برای نگفتن،و ارزش هرکس به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد..* مث یه ستاره، که دنباله داره، به تنهایی هرشبم دعوتی تو- یه جور عجیبی، به هم ربط داریم، که ناراحتم وقتی ناراحتی تو....

  • بهت تبریک میگم چون تونستی کار یکنواختی از نظر روایت بنویسی که خیلی مهمه و بیشتر ابیات هم دارای بار احساسی خوبی بود که این همین کیفیت ترانه رو بالا برده
  • خوب بود @};-
  • سلام وحید جان کارت خوب بود میپسندم =D> @};-
  • سلام آقای کاوه شما با اصول اولیه ی ترانه سرایی آشنا هستید و این خیلی میتونه به شما کمک کنه یه تصویری که دائم روی تابه باید مینوشتید روبروی تابه که وزن این امکان رو به شما نمیده مگر اینکه قبلش عکسی رو در تصویر سازی کارتون میوردید مثلن عکسی که در دست شماس و روی تاب قرارش دادید . @};- @};- @};- پسندیدم =D> =D> =D>
    • ممنون آقای عباسی عزیز.. مرسی از توجهت و نظرت.. @};- @};- @};- @};- اما اگه قبلش رو خونده باشی میره خیابون بعدشم پارک و چیزایی رو میبینه که نیست. یعنی همون تصویرهایی که میاد جلوی چشماش اما دیگه تموم شده و خاطرس. یه تصویری که دائم روی تابه همون تصویریه که بوده و حالا داره هی میاد جلوی چشماش ولی وافعی نیست.. بازم ممنون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام وحید عزیز کار بسیار زیبایی بود...آفرین...ولی خیلی طولانی شده بود و منم که حوصله م زیاده تا میم آخرش رو خوندم... ;)) =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام.. مرسی امین جان.. یه کار احساسی بود و روایی نتونستم کمترش کنم. حق با شماست طولانیه.. ممنونم که اومدی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام وحید جان @};- کارت خوب بود لایک @};-
  • خوشم اومد مرسی. =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};-
    • خوش اومدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی @};- @};- @};- @};- @};- در مورد ترانه هم خوب نظر میدادی آقا :-( @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود الوعده وفا آقای کاوه اول از همه، همونطور که دوستان اشاره کردن، این ترانه نسبت به کار قبلیتون بسیار پخته تر، پرمفهوم تر، خوش آهنگ تر، و عمیق تر هست. و اما چند نکته وجود داره که خدمتتون عرض میکنم: در این قسمت تو میری و منم رو به زوالم این نظر شخصی من هست که سکونی که گاهی بین کلمات ایجاد میشه و روان خوانی رو دچار مشکل میکنه نمی پسندم تصحیح نمیکنم، برای توضیح صحبتم این مثال رو میزنم: تو مییری و منم رو به زوارم ------> تو داری میری و رو به زوالم من حالت دوم رو راحت تر میخونم و ترجیحش میدم. این قسمت میخوام باور کنم رفتی، نمیشه دل تنگم تورو کرده بهونه بازم کابوس و تنهایی و تکرار منو سمتِ خیابون می کشونه بسیار خوب قافیه پردازی شده ،ولی، دل تنگم تو رو کرده بهونه، اون قدر که باقی هم نشینی های این قسمت دلنشین هست، این قسمت برای من دل نشین نیست. و این قسمت رو هم دوست داشتم یه ایستگاهِ دیگه تا پارک مونده نفس هام باز رفتن برنگردن تنم مثل تن ِ آتیش داغه ولی حس میکنم دستام سردن و اما این قضیه که شما در نیمه های ترانه، پیکره ی کارتون رو تغییر دادید، بر میگرده به همون مسئله ی ترانه ی روی کاغذ و ترانه ی همراه ملودی که به خودتون توضحیش رو دادم، اگر این ترانه روی کاغذ باشه من به شخصه از این تغییر ناگهانی، همیشه، لذت نمی برم ولی اگر این ترانه رو روی ملودی گوش بدم امکان داره بسیار غافلگیر و خوشحال بشم از این تنوع در میانه ی ترانه، چه بسا این حرکت برای ترانه ی شما یک امتیاز محسوب بشه. با معنی این قسمت مشکل دارم آقای کاوه، یعنی مفهوم رو میشه حدس زد، ولی به اعتقاد من خوب بیان نشده ترافیکه تو ذهنم از همه تو یک نکته ی دیگه این که کار یک مقدار طولانی بود که باز اون هم بستگی به کاربرد این ترانه داره که دیگه وارد جزئیات نمی شم. و یک نکته ی دیگه هم اضافه می کنم که یک نکته ی کلی هست و فقط برای این ترانه نمی گم. اگر به کارهای هنرمندان گرامی، آقای امیر ارجینی و آقای سیامک عباسی دقت کرده باشین عمومیت کارهاشون باهم تفاوت داره، آقای ارجینی در این مورد گفتن (تا جایی که به خاطر میارم) سعی دارن ترانه ای رو بنویسن که شخصی نباشه و مردم هر کدوم بتونن این ترانه رو به خودشون مربوط بدونن، (البته صحبت هاشون رو دقیق نقل نمیکنم، در حدی که چکیده ی صحبتشون رو توضیح بدم)، و از طرفی آقای سیامک عباسی (که بسیار محترم و معتبر هستند برای من) جایی اشاره کردند تا چیزی رو تجربه نکرده باشن نمی نویسن. چون باید لمس کرده باشند تا به طور شایسته به ابعاد مختلف کار بپردازند. ببینید به اعتقاد من نوع دوم می تونه نوع اول رو شامل بشه ولی نوع اول این قابلیت رو نداره. شما باید ببینید کدوم یکی از این دو رو می پسندید، این که حتما چیزی رو که به عینه دیده باشید، لمس کرده باشید تجربه کرده باشید رو قصد دارید بنویسید و یا اینکه ترجیح میدید عموم مردم این موضوع رو تجربه کرده باشن، حتی اگر خودتون تجربشون نکرده باشید (البته منظورم این نیست که آقای ارجینی صرفا این مسئله رو مد نظر دارن و تجربیات شخصی رو دخیل نمیکنند منظورم این هست که شاید صرفا روی تجربیات شخصی نمی نویسند). من خودم همیشه با عقیده ی آقای عباسی موافق بودم، ترانه ی شما هم الان همین حالت رو داره، یعنی مسائلی که بیان کردید عمدتا شخصی هست و شمولیت نداره، ولی زمانی که این طور می نویسید باید این آمادگی رو هم داشته باشید که با پذیرش صد در صد همراه نشه. البته باز هم میگم مخاطب پسندی همه چیز نیست. البته این رو هم اضافه می کنم که شما می تونید هر دو حالت رو زمینه ی کارتون قرار بدید ولی من توصیه می کنم ببینید به کدوم یکی از این دو عقیده باور دارید چون به اعتقاد من این تشخیص و تصمیم راهِ شما رو در سرودن روشن تر میکنه و به کارتون هویت می بخشه. در کل ترانه ی با احساس و خوبی بود آقای کاوه و در نهایت سپاس
    • سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام شیلا خانوم.. مرس و ممنون از این همه توجه و نقد خوبتون.. خیلی دوس دارم حرف زدنتون و سبک فکر و نگارشتون. ممنونم ازین همه لطف.. با همه نظراتتون موافقم و همه رو توی شعرم استفاده میکنم. یجاهایی رو بقیه دوتان هم گفتم و شما دیقیق تر پرداخت کردی. ممنونم. به نظر من اینکه کار باید ترجیع داشته باشه خیلی خوبه. و توی ذهن خواننده تنوع ایجاد میکنه تا تنفسی بکشه.. در مورد فضای کارم اینو بگم که این کارو احساسی نوشتم و خیلی براش وقت گذاشتم. و با نظرتون موافقم که همه پسند نیست. فضای کاری ترانه ای که من باش آشنا شدم توی کار بعدیم خواهی دید کل نظراتتون رو قبول دارم ولی عقیده ها خیلی زیاده و هزاران عقیده وجود داره شیلا خانوم. شما فقط 2نفرو اسم بردی من با چندین نفر که دانشجوی دکترای ادبیات هستن در ارطباتم.. نظرات خیلی متفاوته و نمیشه یک نظرو کامل دونس و مرجع قرار داد. ترانه ها باید اول حرفی بزنن دوم اتفاقی داشته باشن درونشون و سوم مردم بخوانش.. در کل مرسیییییییییییی ار این همه توجه خیلی زیاد که داشتید و لطف بیش از اندازتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • خواهش می کنم، یکی از وظایف ما این جا نقدکردن آثار هست، این به خود ناقد هم کمک میکنه. بله، من برای توضیح دسته بندی ای که در نظر داشتم این عزیزان رو مثال زدم و الان صحبت های این دو هنرمند در خاطرم بود، گرنه تعداد ترانه سرایان خوب ما بی شمار هست. و این نظرات مرجع نیستند آقای کاوه، عقیده هایی هستند که من در این مورد به یاد داشتم. معتبرترین مرجع ذهن خودِ ترانه سراست. سپاس
      • ممنونم از نظر ارزشمندتون.. فقط یک چیز رو من نفهمیدم.. کارهایی که آدم احساسی می نویسه و به ساخت و اجرا فکر نمیکنه قابلیت اجراشون کم میشه و همچنین مخاطباشون؟ یعنی آدم هم باید احساسی بنویسه هم به عروض توجه کنه هم اجرا توجه کنه هم به عامه بودن هم فن و این چیزا؟
      • نه آقای کاوه، من این رو نمی گم، در دنیای هنر و مخصوصا ترانه سرایی هیچ چیز قابل پیش بینی نیست چون ترانه فقط یکی از ارکان کار هست و ملودی و خواننده و... کار رو تکمیل میکنند پس هیچوقت نمیشه گفت یک کار قابلیت کامل برای اجرا داره یا خیر، این نکته فقط وقتی معلوم میشه که کار منتشر بشه و پذیرش مخاطب مشخص بشه، البته هر کس در حیطه ی تخصص خودش پیش بینی هایی در مورد کار می تونه داشته باشه. آقای کاوه با توجه به هدفی که انتخاب میکنید، این مسائلی که گفتین رو هم باید رعایت کنید، اما جواب سوالتون در یک وظیفه خلاصه میشه : شناخت خودتون و پیدا کردنِ راه خودتون اگر قواعد رو یاد گرفتید و راه خودتون رو هم پیدا کردید، به تدریج می بینید که تمام این مسائلی که فرمودید رعایت میشه، با تکرار، تمرین و مطالعه. و اینکه همه ی این ها نظرات شخصی من هستند و تلاشِ من هم در این راه هست نه اینکه خودم این راه رو تا انتها رفته باشم و به تمام اهدافم رسیده باشم.
      • مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ممنون از نظر پخته و خوبتون.. درسته 1کار اینجا نوشتید ما معلومه که خیلی چیزها رو بهتر از بقیه بلدید بازم مرسی و ممنون.. یکی از حرفاتون اثر کرد. راه و هدفم یادم رفته بود. ایشالا که بهش برسم مرسی از نکته بینی های خوبت شیلا خانوم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای کاوه کارتون خیلی خوب بود هم حس خوبی داشت وهم فضای خوب..من دوست داشتم واز کارای قبلیتون بیشتر پسندیدم. ممنون ترجیعشم خوب بود. =D> @};-
    • @};- @};- @};- @};- سلام فریبا خانوم. ممنون از لطف و نظرتون.. خوشحالم دوس داشتی.. هر شاعری کارای خوب و بد داره اما من سعی می کنم کارام بهتر بشه همیشه. امیدوارم که همه بپسندن @};- بازم مرسی که اومدی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • لایک @};-
  • سلام وحید جان کار خوبی بود فضا سازی خوبی هم داشت فقط طولانی بود یه جا به جایی ارکان هم داشتی که بهتر میتونسی بیانش کنی = دل تنگم تورو کرده بهونه در کل لایک به فضا سازیت @};-
    • سلام فروغ جان. ممنون از توجهت.. طولانی بودنشو قبول دارم. من تازه فهمیدم ترانه چی به چیه. این کارهم یه کار احساسی بود. خیلی توی کارام سعی میکنم همه چی درست و سرجاش باشه. واسه این ترانه هم خیلی زحمت کشیدم. الکی بدست نیومده.خیلی پاش سوختم.. در مورد اون بند بگم که جابجایی ارکان چرا؟ دِله تنگم تورو کرده بهونه.. فک نمی کنم اشتباه باشه.. من یه فتحه کم گذاشتم که شاید دلتنگم خونده بشه.. حیف که نمیشه ویرایشش کرد.. در کل ممنونم از نظرت..مرسییییییییییییییییی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • بسیار زیبا بود @};- @};-
  • سلام از ترانه ی قبلی خیلی بهتر بود. ترانه تون رو دوست داشتم موفق باشید @};-
  • درود بر شما وحید جان @};- @};- @};- کار بسیار زیبایی ازت خوندم و واقعا لذت بردم و خوشحالم از اینکه انقدر سریع و خوب تونستی با فضای ترانه قلمت رو سازگار کنی =D> =D> =D> @};- @};- @};- خودت هم میدونی قرار بود پوست رو بکنم اگه کارت اجرایی نباشه ولی واقعا این کارت قابلیت بالایی برای اجرا داره و ممنونم که اسم منو پای کارزیبات آوردی که من انتظاری نداشتم هر آنچه بوده از هنر و توانایی خود شما بوده @};- @};- @};- لایک @};-
    • سلااااااااااااااام داداشی.. مرسی و ممنون از نظرت. جدی خوب شده؟ دلم همش شور میزد. گفتم امشب در برم نیام ;)) خواهش میکنم شما از کسایی هستی که من ازشون آموختم و خواهم اموخت @};- @};- نمیدونم چقدر خوبه و چقدر اجرایی اما قول میدم کار بعدی رو بیشتر بپسندی @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام وحيد عزيز خيلي زيبا و دردناك خيلي دوسش داشتم لايكم تقديمت @};- @};- @};-
    • سلاااااااااام پگاه خانوم.. ممنون ازینکه زودی اومدی و خوندی. خوشحالم خوشت اومده.. ممنون ایشالا ترانه بعدی کاستی ها رو جبران کنم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-