***تصمیم***

شمالی ترین قطب احساس من
توو سرمای احساس تو یخ زده
درست وقتی رفتی که از بغض من
باید حس می کردی که حالم بده

همش با خودم میگم این شوخیه
نمی تونه از عشق من  رد بشه
 کسی که همه زندگیم بود یه روز
محاله با دنیای من بد بشه

نتونستم احساس  آرامشو
یه لحظه توو این خونه حسش کنم
می دونم که تصمیم گرفتی بری
نمی مونی هرچی که خواهش کنم

تو رفتی و تنها نشونیم ازت
یه عکسو یه جاده پر از ردپاست
دارم رد پاهاتو گم می کنم
دقیقا نمی دونم اینجا کجاست

توو کولاکِ وحشی ترین لحظه هام
بگو از تو چی رو تصور کنم
جایِ خالیِ خاطرات تو رو
نمیشه با یه عکس و شعر پُر کنم

من هرشب همین موقع باعکس تو
میشینم تا صُب دردودل می کنم
تو برگشتنی نیستی اما هنوز
با فکرتو دنیارو ول می کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: