دلم رو به روی تو زانو زده

این ترانه با اینکه سفارشی بود ولی باعث شد حرفایی که روسینم مونده بود، زده شد
امیدوارم مورد توجه قرار بگیره…

دوباره تو دریایِ دلتنگیام
یه موج از وجود تو پهلو زده
بازم از زمین و زمان خستم و
دلم رو به روی تو زانو زده

چشام سمت خورشید گنبد طلات
پر از ابر بارونی ِ ماتمه
به این درد دل بستم و عاشقم
که تنها غریبی ِ تو دردمه

با اینکه خرابم با اینکه بدم
بذار حس کنم سایَتو رو سرم
تموم جهان توی مشته منه
همون لحظه که اسمتو میبرم

یه داغ ِ عجیبی تو سینم دارم
که هر سال این موقع سر میرسه
تو اوج غم و اشک و دلشوره ها
بازم لطف تو بی خبر میرسه…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: