همه دنیا همین جوریست

چقد سکوت این خونه غریب و وحشت انگیزه
یکی هر شب داره تنها تو خونه اشک می ریزه
یکی داره با دیوار و با در حرف میزنه تنها
فقط تاریکی تو خونه ست یه ذره نور نیست پیدا
سکوت هر جا رو پر کرده حتی لای قفس هارو
میشه راحت شمرد اینجا تپش ها و نفس هارو
یکی داره تلف میشه تو این تاریکیِ ناجور
ولی هیشکی به فکرش نیست نگاهش میکنن از دور
کسی اونو نمی فهمه چقد غم داره تو چشماش
همه از پیش اون رفتن فقط تاریکی موند باهاش
همه دنیای اون خونه ست ولی خونه پُر از درده
سکوت وحشت انگیزی همه خونه ش رو پر کرده
چشاش یک کاسه ی خون ِدلش لبریز صد تا غم
نفسهاشم پر از آهِ ،بارون اشکشم نم نم
داره هم رنگِ شب میشه ، داره آروم خم میشه
داره تنهایی میمیره ، داره از دنیا کم میشه
ولی اون دردش از اینه چرا تنها داره میره
چرا هیشکی نمی آد و سراغ از اون نمیگیره
آره اون دردش از اینه چرا هیشکی به فکرش نیست
ولی هرگز نمیدونه همه دنیا همین جوریست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: