***تاریکی***

باور کن این روزا
از خودمم سردم
راهیو رفتم که
نمی شه برگردم

این راه کجا می ره
تهش مشخص نیس
علاج این بن بست
توو دست هیچکس نیس

دنیامو هر لحظه
تو چشم تو دیدم
چشماتو که بستی
از دنیا ترسیدم

روزای تکراری
سهم نفس هامه
سکوت تو سیلی
پای هوس هامه

برگرد نمی تونم
با این که نزدیکی
قدم زدن سخته
توو اوج تاریکی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: