بزن که حقمه

بزن بریز خون منو نمیخوام دلسوزی کنی
نمیخوام روز مرگمو موکول به هیچ روزی کنی
امروز بریز خون منو هی فردا پس فردا نکن
میخای که دستت خم نشه وقت زدن نگاه نکن
من که شکستم قلبتو بی تارف (تعارف) رگهامو بزن
مردن واسم راحتتره از این نگاه کردن به من
بیا و بی درنگ بزن قلبم رو پاره پاره کن
وقتی دارم جون میکنم به دوزخم اشاره کن
من بد شدم این آخرا شاید که مرگ حق منه
اما نگات میگه به من تیغت منو نمیزنه
زود باش بزن نگام نکن دلت واسم به رحم نیاد
من حقمه که زندگیم به دست تو به سر بیاد
زود باش بزن و دیر نکن شاید پشیمونت کنم
چشماتو روی من ببند وقتی دارم جون میکنم
اشکامو هیچ باور نکن تمساعی اَن جون خودم
بزن به این جرمی که من با تو که خوبی بد شدم
دِ لعنتی زود باش بزن خونم حلاله واسه تو
اول یقه م رو پاره کن بعد قلبمو بزن برو
بی میل نباش و زود بزن یک تیغ واسه رگهام بسه
راحت بزن آخه کسی به داد من نمیرسه
محکم بزن که خون من پاشیده شه رو پیرهنت
بزن که میخام خون من قاطی شه با عطر تنت
تیغت رو رو قلبم بکش تا دیده شه زخم تنم
بعد زدن یک کم بمون تا کاملاً جون میکنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: