رویای دور

گاهی نمیتونی خودت باشی!
دلتنگی و با درد میخندی
با اینکه میدونی هوا سرده
درهای قلبت رو نمیبندی

من واقعیت دارم اما تو
درگیر رویای خودت هستی
تو چشم من زل میزنی اما
دنبال چشمای خودت هستی

تقصیر قلب ساده من بود
که از دل سنگیِ تو بت ساخت
این سنگ سنگینو کدوم تقدیر
توو چاه بختِ شورِ من انداخت؟!

تو رفتی و تنها ترم کردی
مثل غروبِ روزِ بارونی
بارون همیشه حس خوبی نیست
وقتی پر از دردی و داغونی

من موندمو این قاب عکسی که
جا مونده روی صورت دیوار
میخوام فراموشت کنم برگرد
این قاب عکس خالیوُ بردار!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: