بازیگر

اشتباهی توی چشمای تو نیس
من همون عاشق سردرگمتم
این همه خوبی و دلجویی بسه
من که آواره دست خودتم

من که بازیچه احساس توام
تو که بازیگر احساس منی
اما توو قصه عشق من و تو
نقش اول رو تو بازی میکنی

تو که رنگ سایه های شب شدی
تا که بی صدا همین راهو بری
کم و کمتر شدی قد یک نفس
تا نشون بدی بهم مسافری

منه ساده با تموم دلخوشی
هنوزم چشم امیدم به تو بود
فک(ر) میکردم که تو هم عاشقمی
این تموم طرز دیدم به تو بود

اون خداحافظ قبل رفتنت
بدترین خاطره هامو زنده کرد
محو نقش بی نظیر تو شدم
رفتنت چه عاشقونه جلوه کرد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: