با سکوتم یه جهان حرف دارم

گه لب تَرکنی من تسلیمم
درِ قلبم تاابد روت بازه
آخه لبخندای تو می تونه
قلب فولادو تَرک بندازه

وقتی دلتنگ منی میفهمم
تونمیگی اینو چشمات میگه
کاش بشه که مهربونتر باشیم
من و تو یه خورده باهم دیگه

همه دنیای منی با چشمات
میشه خورشیدُ به رقص وادارکرد
بایه چشمک منو دیوونم کن
بی تو تنهام نمیتونم برگرد

با یه دنیا تک به تک میجنگم
تاکه برگردونمت این خونه
وقتی نیستی نفسم می گیره
وقتی نیستی خونه یه زندونه

باسکوتم یه جهان حرف دارم
وقتی تنهام با خودم درگیرم
اگه هر ثانیه فکرم باشی
از هجوم غصه ها در میرم

اگه لب تَرکنی تسلیم میشم
با تو تنهایی بی معنی میشه
با تو تا آخراین راه هستم
تازه روزای خوشم در پیشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: