یه چیزی بگو

یه بارم تو احساستو روو کن و
یه بارم بیا پشت این پنجره
یه حرفی بزن تا که آروم بشم
یه چیزی بگو شاید این غم بره

یه لبخند ساده، همین کافیه
همین بودنت خوبه، بسه برام
تو که سهم دستای من نیستی
من از تو به جز دیدنت چی بخوام؟؟!

چه سخته نگام از نگات خالیه
چه تلخه همین بغضِ توی گلوم
یه کاری بکن تا دلم وا بشه
یه راهی بذار لااقل پیشِ روم

زمین و زمانو به هم ریختم
که تسلیم این دلسپردن بشی
که شاید دلت عشقو باور کنه
که شاید یه روز عاشق من بشی

یه روزی که خیلی ازم دور نیس
ببینی نگامو که پر خواهشه
یه روزی که احساستو روو کنی،
که این پنجره روو به من وا بشه

***

یه بارم تو احساستو روو کن و
یه بارم بیا پشت این پنجره
یه حرفی بزن تا که آروم بشم
یه چیزی بگو شاید این غم بره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: