تو قهوه م یکی سم ریخته

همش از زمونه عقب می کشم
از این راه که بیراهه توو قلبشه
به فکر سکوت پر از دردی ام
که می خواد تموم جهانم بشه

همه خاطراتو کنارت بچین
ببین سهم من از تو چی بود همین
همه غصه هام زیر این خنده هاس
چشاتو ببند پسه خنده هامو ببین

جهان از سکوتم عذابم میکشه
ردیف نفس هام به هم ریخته
به من فکر نکن حال من ناخوشه
تو قهوه م می دونم یکی سم ریخته

همه زندگیمو سه هیچ باختمو
فقط بی خودی گرد و خاک می کنم
یه دستی زدم غافل از فکر تو
دارم ذهنمو از تو پاک می کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: