جان لنون علیه تو

رو سرمه هنوزم کلاه مهربونیت

خاطره های خاکیم رنگ کفش کتونیت

شلوار جین پیرم ریشاش همه سفید شد

از قدم زدن با تو امیدش نا امید شد

عینک ذره بینیم ندیدن تو رو دید

حالا چشاش تو چشم یه مشت کاغذ سفید

می خوام یه شعری بگم ، ترانه ای ، یه چیزی

از پشت عینک دودیت جوهر برام بریزی

ترانه ای می گم که یاد همه بمونه

واسه اعتراض به تو جان لنون هم بخونه

دلم چه توپی بودش تو دست چشم خیست

چشام همیشه رنگ پیرهن پرسپولیست

چه روزگاری داشتم ، خوشگل و سرخ و سفید

فتنه ی چشم سبزت قلبو به آتیش کشید

تو خرداد تو بهمن دارم می سوزم هنوز

حکومت سکوتت باید بشکنه یه روز

می خوام به حرف بیارم زبون کاغذارو

شعار بدن علیه ات ، بشکنن این فضارو

ترانه ای می گم که یاد همه بمونه

واسه اعتراض به تو جان لنون هم بخونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: