آخر راه

ببین اینجا تمام من داره از دست من میره
منی که تازه می فهمم واسه تنها شدن دیره
منی که تازه می فهمم تمام ما رفاقت بود
یه احساس عجیبی که نمیشه گفت یه عادت بود
بیبن که آخر راهه اگرچه خاطراتت هست
یه کاری کن دم آخر بدونم کی به کی دل بست
یه کاری کن تو این برزخ برای این همه احساس
یه کاری کن اگه بازم دلت درگیر این دنیاس
چه عهدی با زمان بستی که خط آخرش اینه
تو که میدونی تو قلبم کسی جز تو نمی شینه
برای آخرین باره که میشه عطرتو حس کرد
به هر راهی که میدونی برو اما یه روز برگرد

زمستان ۱۳۹۰

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

796
۱۰

درباره‌ی Artin

می خواهم آب شوم درگستره افق، آنجا که دریا به پایان می رسد و آسمان آغاز می شود ... مارگوت بیکل (ترجمه: احمد شاملو) Email: M.Baratnia@gmail.com