حالم بده

حالم بده حرفی نزن
از حال من چیزی نپرس
دردامو آروم می کنم
با چندتا کپسول و یه قرص

خواستم بهت تکیه کنم
اما دلم راضی نشد
هرکاری کردم غیرتم
تسلیم این بازی نشد

از بس بهت فکر میکنم
مغزم جوابم می کنه
از دست تو ناراحتم
کارات مجابم می کنه
از
از حال من چیزی نپرس
از حال داغون دلم
هربار تسلیم توشد
این غیرت ناقابلم

هر شب باکابوس تو
از خواب خوش بیدارشدم
انقد بهم نارو زدی
از بودنت بیزار شدم

باید بفهمی از چشام
با بودنت حالم بده
حرفاتم از سم بدتره
با حرفات آزارم نده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: