یارب زمن دوری کند ..سبک ایرج

یارب زمن دوری کند دیوانه پندارد مرا
بی لانه وبی خانه و کاشانه پندارد مرا
ساکت شدم بستم زبان ازظلم بیداد جهان
کان آشنا از هر جهت بیگانه پندارد مرا
نزدیک اوچون میشدم سوزد مر ا ازقهرخود
شمع جمالش گوئیا پروانه پندارد مرا
آن بی حقیقت یارمن نا مهربان دلدار من
باشد زحالم بی خبر افسانه پندارد مرا
در نزد آن آرام دل پروانه وافسا نه ام
دیوانه و بیگانه آن جانانه پندارد مرا
بیدل نگو از یار من افسانه شد احوال من
دیگر در این ویرانه ها بیگانه پندارد مرا

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام جناب بي دل خيلي وقت بود غزل نخونده بودم و چه بهتر ميشد غزل ترانه ميسروديد استاد
  • سلام لذت بردم سپاس
  • زیبا بود لذت بردم @};-
  • بیدل عزیز زیبا بود
  • درود بر شما جناب منوچهری بزرگوار لذت بردم ؛ مخصوصا که به سبک ایرج بود خواننده ی مورد علاقه پدرم و صدایی که از کودکی در گوشم طنین می اندازد سپاس از شما و لایک @};- @};-
  • درود بر شما استاد گرامی :) عالی بود موفق باشید
  • @};- @};- :-)
  • با سلام و عرض ادب خدمت شما بیدل عزیز از اینکه این غزل رو اینجا دیدم خیلی حظ بردم فقط کاش تعداد ابیات 7 میشد استاد تا غزل کامل بود و یا 5 که غزلواره محسوب میشد. فکر میکنم بیگانه که دوبار قاقیه شده باعث این موضوع هست. امیدوارم از نقد من دلگیر نشید استاد عزیز. با تمام این صحبتها کاملا لذت بردم از کارتون. @};- @};- @};-
    • سلام به آقا محسن گلم از این که ا سروده حقیرو خوندید ممنونم حق با شماست من نوشته بودم ترانه سبک ایرج بله عزیزم هفت یا پنج میشد بهتر بود اگر بنام ترانه نمیدادم درست میکردم.... ولی حق به جانب شماست قدای شما که انقدر دقیق هستید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- عشقت ای دوست اگر سیل غمش باز کند چشم من چشمه خون دلم آغاز کنذ زلف خم در خم تو در دل شبهای سیاه ببرد قلبم و جانم به تو پرواز کند دل خونبار من وچشمه گرینده شمع تا به هنگام سحر نام تو آواز کند پر پروانه گراز اشگ دلم خون بارد باکیم نیست اگر سوی تو پرواز کند قصه لیلی و مجنون برود از سر من اگر آن شعشه ات قصه ام آغاز کند شرر عشق به آن رشته هجران بند است مگر آن بنده نوازی تو آن باز کند دل بیدل به آن سلسله بستی اما کو مرادی که دل بسته من باز کند
      • با سلام مجدد خیلی ممنونم از بزرگواریتون استاد گرامی واقعا غزلهاتون با روحم عجین میشن خیلی زیبا هستند کاش جایی بود مثل آکادمی غزل تا اونجا روح تشنه غزلسراها هم سیراب میشد من راستش یک مجموعه غزل دارم که بعد از چاپ حتما نسخه ای تقدیم خواهم کرد باز هم سپاسگذارم از این روح بزرگ و منش مردانتون که از دست نقدی که کردم دلگیر نشدید. :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
      • سلام به عزیزم جناب کشاورز این لطف شماست نسبت به این حقیر اگر آدرس بدی دو تا از کتابا مو که یکی غزله ومثنوی ویکی شعر نو که سال 83 چاپ شد وهمان سال فروش رفت دوتا از خود چاپ خانه گرفتم با هزار بد بختی میگفت این دو کتاب باید اینجا باشه شاید با خوندن این غزل ها بیشتر با هم آشنا شدیم زپيكر چون گلت پيچ و تاب ميبارد ز گيسويت بخدا مشك ناب ميبارد تو از تبار كدامين قبيله شرقي كه از نگاه تو سكر شراب ميبارد نگويم اينكه تو الهام بخش شعر مني زهر كلام تو صدها كتاب ميبارد بخنده گر که لب غنچه بگشايي از دهان تو عطر و گلاب ميبارد نگه به به بیدل ميفكن از سر خشم كزين نگاه بي جانم التماس ميبارد نشسته بیدل به تمناي وصالت چه سود زآسمان خيالم هر شب حباب ميبارد
  • سلام اقای منوچهری زیبا سرودی لذت بردم درود بر شما شاعر لایک =D> @};-