هر شب بیدارم

نشستم روبه روت امشب توآروم روی تخت خوابی
توغرقی توی رویاهات ولی من غرق بی تابی

توبالش روبغل کردی ولی من بغض و دردامو
تودنیا روهوس کردی ولی من صبح فردامو

از اول اشتباه رفتم ته این خط رسیدم
توباهام کاری رو نیازام خط کشیدم

زبونم بند یک جمله س نمی تونم بگم پاشو
خدایا سخته اون لحظه که می شمارم نفسهاشو

تو هرشب روی تخت خوابی منم پای توبیدارم
چه دنیایی واسم ساختی ازین غم خونه بیزارم

عذابم می ده حرفایی که روزی عاشقم کردن
با دس دردامو میشمارم بازم دستای من سردن

زدم از خونه ایی بیرون که پیرو بی نشونم کرد
یه بی راهم تو ویرونی نگاهت بی عبورم کرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سلام دوستای عزیزم شرمنده همتون هستم واسه اینکه نمیتونم جواب عزیزاموبدم لپ تاپم مشکل پیدا کرده و فعلا نتونستن درستش کنن و با گوشی وارد آکادمی میشم و نمی تونم جواب بدم و یه نکته اینکه دوستایی که از شکلک استفاده می کنن باید بگم نمی تونم ببینم لطفا نظر تونو تایپ کنید از همتون به خاطر لطف همیشگیتون ممنونم امید وارم بتونم خوبیاتونو جبران کنم. متشکرم. سعید سروی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: