جواهری در قصر

.

«جواهری در قصر»

تنها جواهرِ قصرِ بلندِ شب
یانگوم ترین کسِ رویا های منی
نبضِ منو بگیر،میگویی میزنه
قلبم رو چاره کن با طب سوزنی

از برق صورتت باز گُر گرفته شب
مُصری شده زده به تیر گردنه
از این اپیدمی موهام سفید شدن
این فصل پر تپش ،تکرارِ مُردنه

رو یک گلیمِ سرد دنیامو جمع زدم
گیتار کنارم و یک سایه رو به روم
تو راندِ رَد شد از قبرِ خاطرات
تو چنگِ پله هام تا فتحِ پشتبوم

گیتار برای من یک سمبول از توئه
هر شب به یاد تو من می نوازمش
آغوشِ من اگه کوکش رو زد بهم
فردا با بوسه هام من می ترازمش

از واژه واژه ی جا مونده رو تنت
گل میچینم واسه طعمِ ترانه هام
شامَم ترانه شد با طعم ناب تو
شمع و میاری کِی پس روی میز شام؟

من با تو زنده ام…من با تو روشنم
تو کیمیاگری،اندام من مسه
آغاز تو برام هم لحظه بوده با
از تو طلا شدن با نام وسوسه

…………..
دکلمه:

http://s3.picofile.com/file/7932724294/javaheri_dar_ghasr.mp3.html

از این نویسنده بیشتر بخوانید: