یه کاری کردی که….

یه کاری کردی بامن که خیالم از خودم تخت نیست
که حتی فکر دوربت هم برای ذهن من سخت نیست

تو کاری کردی تو قلبم به هیچ کس هیچ امیدی نیست
که فکر بی تو بودن هم واسه حسم زیادی نیست

تو با من آشنا بودی می دونستی که دلتنگم
می دونستی واسه حسم با کل دنیا میجنگم

تو می دونستی من هرشب دارم عکساتو میشورم
با اشکی که تو چشمامه می دونی غرق دلشورم

نقاب خنده رو اشکام کشیدم تو نفهمیدی
توانقد سنگدلی حتی داری عکسامو پس میدی

تو کاری کردی با گریه برم تا حدی که کورشم
خدا شاهدمه میرم تا جایی که ازت دورشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: