غزلک

غزلک ناز نگات برق چشات
بدجوری آبم میکنه
وقتی اسم تو میاد
یجور عزابم میکنه
غزلک چشم سیات
لرزه به جونم می ندازه
وقتی حرف تو میاد
این دلم آروم نداره
میشه تو یه روز بیایی
اسمتو رو من بزاری
چشاتو هم بزاری
دست توی دستم بزاری
گذشته از یادت بره
نمک رو زخمم نزاری
کاشکی بوی نفست
بهارو همراه بیاره
عشق دیونگی رو
برام یه سوغات بیاره
کاشکی بوی تن تو
دوای این دلم باشه
گرمی دستای تو
شفای این دلم باشه
غزلک ناز نگات برق چشات
بد جوری آبم میکنه
وقتی اسم تو میاد
یجور عزابم میکنه
غزلک چشم سیات
لرزه به جونم می ندازه
وقتی حرف تو میاد
این دلم آروم نداره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: