زیر بارون

دارم آهسته می سوزم

مثِ شمعی که توو باده

مثِ حسیه که الان

می دونم به تو دس داده

یکم حال منو حس کن

هنوز دستای من سرده

نمی دونم خبر داری

غمت دربه درم کرده

من امشب زیر بارونم

چقد این کوچه ها سردَن

فقط این بار تَرَحُم کن

چشات داغونترم کردن

نمی تونم ازت ردشم

نمی تونم که برگردم

همین چن شب جدایی رو

با عکسای تو سر کردم

بیا همراه من بیرون

از این خونه که تاریکه

قدم بردار تو راهی که

مث تار مو باریکه

دارم میلرزم از گریه

دوست دارم تودرکم کن

اگه وابستگیم سخته

برو آهسته ترکم کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: