اظطراری

تا اطلاع ثانوی تعطیله دیگه احساسم
میخام باهات غریبه شم سوء تفاهمی واسم

میخام برم بسه دیگه برای تو گریه شدن
حس تنهایی وقتای کنار تو قدم زدن

بسه نمیخام بذاری آجر رو آجر تنم
انگار برات عادت شده که من همیشه بشکنم

خسته شدم از این که تو فاصله ی جزرومده
سینه ات برای نفسات ؛ بازنفسم امون نده

خیلی دلم تنگه واسه وقتایی که شبو باهم
میساختیمش با بخار نفسهامون بدون غم

میخام که انصراف بدم وضعیت اظطراریه
تا این جا بسه زندگی دیگه واسه من کافیه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: