شبهای بیداری

باید عادت کنیم تو این زمونه

برای گریه هامون شونه ای نیس

تودنیایی که تنهایی یه جرمِ

برای عشقمون هم خونه ای نیس

با اینکه دستامون تودست هم بود

هوای زندگیمون خیلی سرده

کنارم باشی تو از روی اجبار

برای قلب من این خیلی درده

هنوز شبهای بیداری رو دیوار

تموم عکسامونو گل می گیرم

می شینم پای لبخند تو عکسات

برای هرکدوم صدبار می میرم

تموم دلخوشیم این بود که دنیا

تورو از آسمونا واسه من چید

نمیدونم چیشد این سهممون شد

که دنیا عکسِ این زمونه چرخید

هنوزم از تو شعرام میشه فهمید

یه جای زندگیم غرقِ سکوته

شکستم بی اشاره زیربارون

توعکسی که میدونم روبه روته

از این نویسنده بیشتر بخوانید: