پرسه

می ترسم از حالی که تو داری
تردیدت از چشمات معلومه
دل کندی از هر چی که بین ماس
پایان این قصه چقد شومه

چشماتو رو من بستی و رفتی
توو این روزای بی کسیو سرد
توو این شبای هرزه ی بی تو
تا دق نکردم رحم کن بر گرد

کی فکرشو می کرد ازم رد شی نیستیو حال من پریشونه
این پرسه های بی هدف بی تو ازمن فقط ساخته یه دیوونه

توو عمق این دلتنگی بی مرز
دلشوره خوابو از چشام برده
شاید همین روزا شنیدی که
مجنونت از دلتنگیا مرده

شال گردنت رو جا گذاشتیو
عکسات هنوز دیوارو پوشونده
وقتی می دونم برنمی گردی
بیزارم از هر چی که جا مونده

کی فکرشو می کرد ازم رد شی نیستیو حال من پریشونه
این پرسه های بی هدف بی تو ازمن فقط ساخته یه دیوونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: