خونه ی تاریک

توی این خونه ی تاریک
هیچ چراغی سهم من نیست
بعد تو هیچ کسی دیگه
آشنای درد من نیست
جز تو هیچ کی نمی تونه
خنده رو لبم بیاره
رفتی اما خاطراتت
اشک من رو در میاره
قاب عکسی از تو دارم
قلب مو به درد میاره
تازه فهمیدم که هیچ کی
پای عشق جون نمی ذاره
من ساده فکر می کردم
می مونی همیشه با من
بی وفا بودی و رفتی
گم شدی تو راه رفتن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: