معضلات ترانه ی امروز (باید ها و نبایدها )

pen

در مطلب پیشین به ساختار ترانه و اصول آن پرداختیم و در ادامه به اهمیت زیبایی و احساس در کالبد ترانه میپردازیم و با ذکر این نکته که اگر در واژه های ترانه احساس جاری نباشد یک جای کار می لنگد، داشتن احساسی ناب و داشتن قدرت انتقال این احساس یکی از برگ برنده های ترانه سراست. ترانه متنی است که با احساسات سازنده آن ارتباطی نزدیک دارد. بدون احساس ترانه چیزی کم دارد. ترانه سرا باید بتواند احساس درونی خود را در قالب کلمات به خواننده و مخاطبانش عرضه کند. در کنار این حس درونی باید تفکری و سوژه ای در پس فکر ترانه سرا باشد. ترانه سرا باید در کنار احساسات و تفکر، دانش ادبی و موسیقی هم داشته باشد و به وزن های ادبی و نظم آهنگین کلمات آشنایی داشته باشد. موسیقی پاپ به دلیل قرابت و نزدیکی که با عموم مردم دارد ترانه هایش هم باید حرف دل مردم باشد. باید درددل و احساس توده مردم را بشناسد و آن ها را درک کند. مخاطب موسیقی پاپ باید هنگام شنیدن قطعات موسیقی پاپ با آن همذات پنداری کند و کلمات ترانه برایش قابل فهم و درک باشد. ترانه موسیقی پاپ باید برای هر سطح فرهنگی و سوادی نوشته شود و کسی هنگام شنیدن ترانه دچار سردرگمی نشود.

جایگاه ترانه در موسیقی ایرانی:

برای مردم ایران که دارای پشتوانه ادبی قوی و غنی هستند همیشه ترانه جایگاه مهمی در موسیقی داشته است. شاید پرداختن به کلام در موسیقی مساله مهمی در میان مردم کشورهای دیگر نباشد و آن ها بیشتر به ملودی موسیقی توجه کنند نه چیز دیگری، اما از زمان قدیم ادبیات همواره برای مردم ایران مهم بوده و آن ها به کلامی که خوانندگان به کار می برده دیگرتوجه زیادی داشته اند. ایرانیان از روزگار دور به دلیل خواندن و شنیدن اشعار فردوسی، حافظ و سعدی و هزاران شاعر نقش کلام برایشان اهمیت خاصی داشته است. پس ترانه در موسیقی ایرانی نقش مهمی را ایفا می کند و مخاطب ایرانی هنگام شنیدن یک قطعه موسیقی بخش زیادی از توجه خود را به ترانه و کلام معطوف می کند اشعار حافظ را میتوان در زمان خود آهنگین ترین ترانه های زمان خود دانست زیرا از علم موسیقی بهره میبرده است .

در دوران معاصر ترانه به واسطه ویژگی های آن دوره دچار تغییراتی شده است. به عنوان مثال از دوره بزرگانی چون شیدا و عارف تا به امروز در هر دوره به سبک، قالب و زبان خاصی ترانه اطلاق می شده است.رفته رفته و با آمدن موسیقی پاپ و جا افتادن آن بین عموم مردم شکل، ساختار و محتوای ترانه هم دچار تغییر و دگرگونی شد. در سالهای آغازین دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی، با شروع موج نوی ترانه یا همان ترانه نوین و تولد موسیقی پاپ در ایران، زبان به فراخور موسیقی دچار تحول و شکستگی شد و به واقع به زبان محاوره مردم کوچه و بازار نزدیک می شود. در این دوره ترانه از تعاریف قالب های قدیمی و کلاسیک بیرون آمد و در حقیقت تعریف ترانه عوض شد..

بعد از سپری شدن این سال ها و شروع انقلاب اسلامی، موسیقی پاپ کشور به خواندن آهنگ های حماسی و انقلابی خلاصه شد. در روزهای انقلاب به دلیل این که عموم مردم درگیر کارهای انقلابی و مبارزاتی بودند، موسیقی پاپ هم همراه مردم شروع به تولید قطعاتی با مضمون انقلاب کرد و حرف دل مردم را در آهنگ هایش زد. آهنگ هایی که به لحاظ کلام و موسیقی بسیار قوی بودند و بشدت در میان مردم جا باز کردند و شنیده شدند.

در عصر حاضر توجه دوباره به ترانه:

بعد از انقلاب تا اواسط دهه ۷۰ خبری از موسیقی پاپ نبود و دوباره در این سال ها پاپ خوان ها وارد عرصه شدند و کار خود را شروع کردند. هر چند در این سال ها اشعار شاعرانی چون شاملو و نیما توسط بعضی از خوانندگان خوانده می شد اما آمدن چهره های تازه و جدید در این سال ها با استقبال خوب مخاطبان واقع شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. در این سال ها کلام ترانه سرایانی چون نیلوفر لاری پور و مریم حیدرزاده، افشین یداللهی، یغما گلرویی و عبدالجبار کاکایی روی آهنگ های خوانندگان آن دوره نشست و مردم نسبت به آن ها روی خوش نشان دادند. موسیقی پاپ هنوز ظرفیت های زیادی دارد تا ترانه سرایان مستعد، با ذوق و احساس زیادی را به جامعه هنری معرفی کند. شاید امروز ترانه های بعضی از هنرمندان به نوعی تکرار رسیده باشد و دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشد. همان طور که برخی از ترانه سرایان در آثارشان به تکرار حرفهای خودشان رسیدند و گوی رقابت را به دیگر ترانه سرایان باختند. ترانه سرایان امروز باید علاوه بر داشتن دانش ادبی بتوانند بر دیگر جنبه های علوم انسانی احاطه پیدا کنند و با جهان بینی وسیع خود حرف تازه تری بزنند. شاید روزی از میان همین چهره های جدید ترانه سرایی جریان ساز در موسیقی پاپ متولد شود و اما حرف آخر ترانه سرایی به یک دوره رقابت رسیده است و ترانه سرایان برای ماندن در این عرصه باید علاوه بر شناخت ادبی و احساسی ترانه باب موسیقیایی ترانه را هم اشراف کامل داشته باشد و دچار واژه های تکراری و تقلیدی در سرودن ترانه نشوند .و این امر با تلاش و مطالعه و شناخت سبک ها و شنیدن ترانه های بسیاردست یافتنی است .

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

مطالب پیشنهادی