امـــیـــد دارم بــــرگـــــردی!!!

تو قاب عکس دلتنگی… تو این شبای بی رنگی
منو حس قدیمی که امیدواریم تو برگردی
روی دیوار احساسم بازم اسمتو حک کردم
توی بود و نبودن هات همیشه جاتو پر کردم
یه روزایی دلم سرده از این حرفا …ترحم ها
منم دیدم که ردی نیست واسه برگشت این رویا
فقط کارم شده گشتن میون این همه دیوار
دیگه خسته شده چشمم تو این همهمه ی تکرار
دلم داغونه داغونه حواسش پی تنهایی
فقط سایه ی تو بوده که رد شده هرزگاهی
تا کی تقدیر من اینه؟ یه دنیای پر از نیستی
همه دردم شده عشقی که راهش رو بلد نیستی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علي جعفري

راه ارتباط با من : ali.jafari.lyricist@gmail.com ...//... لحظه لحظه ی زندگی من همانند تلاطم دریاییست که ارامش ندارد و این تلاطم فقط با ترانه هایی که هرکدام زندگی و احساس دورانی از زندگی من را بیان میکند ارام میگیرد .