انتظار

پرم از تابو تب تو
زیر این سایه ی مهتاب
چشم براه قدماتم
از پس پنجره ی خواب
زل زدم به پیچ جاده
با چشای خیلی خسته
غنچه ای جز غم دوریت
تو دلم نطفه نبسته
پشت این پلکای خستم
پرسه میزنه خیالت
دنبال نگات میگردم
ببینم چه جوره حالت
کهنه شد کتاب حافظ
بسکه فالت رو رقم زد
انتظار هرشب من
خواب چشمامو بهم زد
تکو تنها موندم اینجا
کنار یه مشت ستاره
کاشکی قاصدک بیادو
خبری از تو بیاره
بیداره ستاره با من
لحظه هارو میشماره
فانوس راه تو میشه
تا تو برگردی دوباره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: