دست خدا

تو رفتی اما یادت توی خونه س       خونه زندونِ این قلب دیوونه س

از اون لحظه که تو پرواز کردی     قناریِ دلم بی آب و دونه س

”گلای باغچه دلتنگ تو مردن      بهار و دست رویاها سپردن

منی که شاه کلید قصه بودم          چه قفلی زد نبودت به وجودم

” ببین معتاد شدم از فرط غصه      سرنگ داره رو بازوهام می رقصه

تمام شب می بارم با خیالت        خماری داره از چهره م می ترسه

من از دوریت تو این بیراهه مردم      من از دست خدا هم سیلی خوردم

تو راه عشق تو بیهوده سوختم         جوونیمو به پات ارزون فروختم

”گلای باغچه دلتنگ تو مردن       بهار و دست رویاها سپردن

منی که شاه کلید قصه بودم           چه قفلی زد نبودت به وجودم”

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • با سلام . خیلی زیبا بود و به دلم نشست مخصوصا از اینجاش "منی که شاه کلید قصه بودم، چه قفلی زد نبودت به وجودم". ولی یه حس بدی بهم دست داده که چه دلیلی وجود داره همش از ناراحتی هامون بگیم. یعنی خدا وکیلی توی این سن هیچ گونه شادی نداری. لااقل شاید مجبور نباشی مثل ما از صبح تا شب سر کار باشی و این بهترین دلخوشیه. یا لااقل 10 موضوع دیگه. تو که خیلی از ما سنت کمتره چرا به چیزایی که روح رو افسرده می کنن پناه اوردی که حتی توی شعرت از اعتیاد بگی. ناراحت نباش حرفامو اینجوری بهت می زنم. منظورم اصلا این نیست که به حست پاکت شاعرانتون جسارت کنم، منظورم اینه که وابستگی و دلبستگی های زیادی وجود داره که یه جوون بهشون پناه ببره . مثل خطاطی، نقاشی، موسیقی و ...این حرفا رو می زنم که سعی کنی از دلِ شادیهایی که داری شعری بگی که سرشار از محبت و عشق باشه. لازم نیست حتما علاقه به یه دختر باشه چون دیگه خیلی کلیشه ای شده اگه هم بود بنویس. علاقه به پدر و مادر و خیلی چیزای دیگه. مهم برای من الان آموزش شاد زندگی کردنه وگرنه الان که سنتون کمه اگه از درد و رنجها بخواید شعر بگید ، سنتون که کم کم زیاد شد و گناهانتون سنگین تر شد(البته ان شاالله هیچ وقت بار گناهانتون زیاد نشه ولی اگه حواست نباشه مثل خیلی از ماها برات اتفاق میفته)، خود بخود فقط از غم و ناراحتی میگی. چون خیلی مهمه که قدر نعمتهای خدا رو بدونیم دوست دارم و برات بهترین ارزوها رو دارم @};-
  • منی که شاه کلید قصه بودم چه قفلی زد نبودت به وجودم” =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> سلام برادر خوبم... لذت بردم از خواندن ترانتون! مانا باشيد @};- @};-
  • سلام نخست ممنون از دعوتتون و شرمنده برا ی تاخیرم و بعد ترانه ی زیبای شما را خواندم و پیشرفت ان کاملا چشم گیره =D> =D> =D> اما همانطور که بقیه دوستان هم گفتند هنوز مشگل قافیه است :-( امیدوارم هر روز ترانه های عالی تری را از شما بخوانیم. موفق و پایدار باشید. @};-
  • سلام مجید جان ” ببین معتاد شدم از فرط غصه سرنگ داره رو بازوهام می رقصه تمام شب می بارم با خیالت خماری داره از چهره م می ترسه ارتباط هارمونی با ترانت نداشت و کاش توی این ترانه استفاده نمیکردی 8-> 8-> منی که شاه کلید قصه بودم چه قفلی زد نبودت به وجودم این یعنی اتفاق جالب تو ترانت و ممنونم بابت احساسی که ترانه کردی @};- @};- @};-
  • مجید عزیز درود و سپاس از دعوتت پیشرفتت کاملا محسوسه . چند تا قافیه ها مشکل دارن مثل = سپردن و وجودم یا خوردم و فروختم مصرع های زیر هم زیاد جالب نیست بهتره اصلاح کنی = - چه قفلی زد نبودت به وجودم - خماری داره از چهره م می ترسه ولی با همه ی اینها خوشحالم که رو به بالا می ری موفق باشی =D> @};-
  • مجید جان کارت خیلی روی لبه اس یعنی تو فلسفه میگن ظن بین قبول کردن و رد کردن برای خواننده بوجود میاری ظنی که حس تفتیش رو از کارت میگیره یعنی خواننده میمونه با این ظرفیت بالا چرا تلاش بیشتروبشتری نمیکنی برای رفع مشکلات جزیی کار ودر همین سوال میمونه وخوندن کارتو ادامه میده دوستامون به قافیه و غالب اشاره داشتن که مورد نظر منم بود ” ببین معتاد شدم از فرط غصه سرنگ داره رو بازوهام می رقصه سکته در این بیت اذیت میکرد سعی کن از لحاظ ویژگی آوایی هم که اتفاقا گاهی مشکل منم هست وازدوستان یاد گرفتم از واژه هایی که سخت خونده میشن پرهیز کنی مثلا تو همین کار اوردن پشت سر هم ت و ت خوندن رو سخت کرده نسبت به کارت سخت گیری بیشتری کن از این هم خیلی خیلی بهتر میشی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • از اون لحظه که تو پرواز کردی قناریِ دلم بی آب و دونه س مجید عزیز مثل همیشه با احساس وزیبا بود لایکی
  • دوست خوب من کار نسبتا خوبی بود... یکی دو جا به ساختار قافیه ها خوب دقت نکردی دوستانه میگم.. بوی تازگی نداشت...جدید نبود...بین این همه ترانه که تو اکادمی ارائه میشه کمتر کارهایی رو دیدم که با مخاطب ارتباط برقرار کنه میدونی مشکل کجاست...اشکال اینجاست که ماداریم هر روز حرفای همو تکرار میکنیم اونقدر حرفامونو ساده به واژه میکشیم که گاهی فراموش میکنیم ترانه میگیم تا شنونده یا خواننده با تلنگری کوچک او رو دچار غافل گیریه شاعرانه ای کنیم که پیش از اون باهاش اشنا نبود... به قول روزبه بمانی سخترین نوع نوشتن ساده نویسیه... پس افق احساساتتو فدای واژه های پیش پا افتاده نکن به قلمت اعتماد کن...طوری بنویس که من باخوندن کارات پس از پایان فکمو از روی کیبورد رایانم جم کنم(شوخی) سعی کن ذهنتو رو مسائل مربوط به موضوع پیش گرفته متمرکز کنی...نه روخود موضوع...اونوقت نا خوداگاه معناها و کلمات تو جلو روت صف میکشن...کارتو این میشه که بهترینارو دست چین کنی... با ارزوی موفقیت
  • ببین معتاد شدم از فرط غصه =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • زیبا بود موفق باشی دوست عزیز @};- @};- @};- @};-
  • درود مجید عزیز بسیار زیبا بود رفیق، تبریک میگم موفق باشی لایک =D>
  • سلام مجید جان نسبت به کارهای قبل قوی تر شده اما بازهم سعی در پرداخت و ایجاد تصاویر بهتر داشته باش @};-
  • بند اول عالي بودجدا جاخوردم بقيه بيت ها متوسط بود مشكل وزن وقافغيت خيلي بهترشده كم كم بايد رومفهوم بيشترتمركز كني تاكارت قوي بشه =D> =D> @};- @};-
  • @};- @};- @};- منی که شاه کلید قصه بودم چه قفلی زد نبودت به وجودم =D> =D> @};-
  • سلام داداش اهل نقد کردن نیستم فقط میگم خوب بود یا بد بود باحال نوشتی دمت گرم روون بود
  • سلام آقای قیطانی عزیز .به قول حافظ شیرازی ": غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است / در سراپای وجودت هنری نیست که نیست"نیست که نیست : نیست که نباشد=همه ی هنر را داری آقای قیطانی عزیز و ارائه هم دادی بسیار هم خوب.اما سلیقه و عقیده و دلم در مورد بیت پنجم ترانه ات همراهیم نکرد .شخصا" وضمن احترام به قلم و ایده تون این بیت رو دلنشین نمیدونم و موافق با عبارات و اصطلاحاتی که تجسم ویرانی انسان رو از رهگذر شرح و تفصیل ماوقع میدهند ابدا"نیستم چون معتقدم با ترانه باید فضایی برای بازگشت به عالم برتر ایجاد بشه حالا می تونه از دریچه ی احساس و عشق باشه یا از دریچه ی عبرت و..با کنایه و اشاره معتقدم که صد البته میتوان راه مقصد پیمود و با ظرافت مسائل را رسوند و اعتقاد من اینه که این هنر است ..ولی این نظر شخصی وسلیقه ی رسمی منه @};- دیگه قلم دست شماست ما هم به احترام قلمتون از جا برمی خیزیم و سر تعظیم فود میآریم .خسته نباشید و بسیار خوب بود @};- @};-
  • سلام دوست عزیز ترانه ی قشنگی بود افرین =D>
  • نه خوشم اومدترانه خوبی بود امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا براییی هــــــــــــــــــــــــــــــــــــزارمین بار قافــــــــــــــــیـــــه جاش کجاست؟؟ :-S :-S :-S :-S :-S اول به غزل ترانه رفت بعد به کجاکشوندیش مگه این قافیه ها چه دمنی باتون دارن آخه هان؟؟ :-S :-S :-S اما ترانه قشنگی بود منی که شاه کلید قصه بودم چه قفلی زد نبودت به وجودم @};- @};- @};-
  • سلام با نظر خان موسوی موافقم و اینکه باز میگم نسبت به نوآوری بی میلی نشون میدی. @};- @};-
  • سلام مجیدعزیز زیبابود ومهمتراینکه ازکارقبلیت زیباتربود موفق باشی @};- @};- @};-
  • ” ببین معتاد شدم از فرط غصه سرنگ داره رو بازوهام می رقصه تمام شب می بارم با خیالت خماری داره از چهره م می ترسه کاش این قسمت تو ترانت نبود..البته نظر شخصیه:) بقیه قسمت ها رو واقعا دوست داشتم..مخصوصا این قسمتو: ”گلای باغچه دلتنگ تو مردن بهار و دست رویاها سپردن منی که شاه کلید قصه بودم چه قفلی زد نبودت به وجودم” =D> =D> =D> =D>
  • .
  • سلام مجید جان مفهوم زیبایی داشت و خیلی قشنگ بود. ولی چرا تو قافیه دقت نمیکنی ------* ------* ------- -----* ------+ ------+ ------x -------x همچین سبکی رو تا حالا ندیده بودم ولی در کل از نظر معنایی کار خیلی قشنگی بود راستی چرا از کتاب عروض و قافیه استفاده نمی کنی؟ :-? موفق باشی دوست خوبم @};-
  • درود دوست گرامی. @};- ترانه نسبت به قبل بهتر شده...جایی که خانم سید موسوی عزیز و دیگر بزرگان نظرشون پای ترانه هست، من به خودم اجازه ی نظر دادن نمیدم/با اییشون کاملا موافقم، دایره ی لغاتتون رو زیاد کنید و دقت بیشتری برای قافیه ها داشته باشید حتما کارهای بعدیتون زیباتر میشن.موفق باشید @};- @};-
  • آفرین جناب قیظانی .نسبت به ترانه های قبل خیلی پیشرفت کردید و هم رونتر شده و هم پرداخت بهتری داره ولی بازم به قافیه ها بیشتر توجه کنید مثلن سپردن و وجودم قافیه ی خوبی نیست در کل خوب ود وبرای پیشرفت خوبتون می پسندم =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • سلام جناب قیطانی عزیز توی این سروده داری به طرف چند آهنگی و استفاده از ترجیع بند پیش میری. اما خوب یک سری قواعد رو برای زیبائی باید در نظر بگیری. تو رفتی اما یادت توی خونه س خونه زندونِ این قلب دیوونه س از اون لحظه که تو پرواز کردی قناریِ دلم بی آب و دونه س ”گلای باغچه دلتنگ تو مردن بهار و دست رویاها سپردن الان ای سه بیت اول شما در یک راستا از نطر معنا و ادامه هستن. اما مشکل در دوبیت ابتدائی شما قافیه رو در قالب غزل داری و باید میداشتی اما در بیت سوم از اون قالب خارج شدی که نباید میشدی و بعد ترجیع بند منی که شاه کلید قصه بودم چه قفلی زد نبودت به وجودم این آهنگ سه بیتی رو باید بعد از ترجیع بند حفظ میکردی در صورتی که تبدیل به پنج بیت شده و خوب این تا حدود زیادی از زیبائی کار کم میکنه فعلا بحثی در باره قافیه ها ندارم که البته مشکل زیادی نداشت و جزئی بود ولی کل مشکل رو این مطالبی که عرض کردم میبینم منو عفو کنید پایدار باشید @};- @};- @};-
  • سلام معنی این مصرع رو نفهمیدم خماری داره از چهرم میترسه بقیه ی ابیات به نظرم خوبه
  • خیلی زیبا بود . به نظرم این از تمام شعرات قشنگ تره. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • پیشرفتت کاملا محسوسه مجید عزیز سعی کن با هر ترانه یک قدم ره به جلو برداری به پشتکارت افرین میگم @};-
  • زیبا بود مجید جان موفق باشی @};-
  • من از دست چشاش سیلی خوردم. احساس میکنم از این بهتر هم میتونی بنویسی .کرتیم
  • سلام. ترانه ی زیباییست. از دست خدا سیلی خوردن بیشتر شبیه مضامین غزل پست مدرنه. موفق و شاعر بمانی....لایک ممنون از دعوت
  • منی که شاه کلید قصه بودم چه قفلی زد نبودت به وجودم =D> =D> از کارهای قبلیت خیلی بهتر بود مجید جان و این سیر صعودیت جای تبریک داره ، لایکی @};- @};- @};-