منو قرصای مسکن

بغـضِ تلـخ و نشــکن من ، دوباره ـیاد تو افـتاد
اگه می موندی با دستام، نمی بردیم تو رو از یاد
توی کافــه هـا نشسـتن شـده کار شـب و روزم
بـه خـیال دـیدن  تو چـشمامو به در می دوزم
توی  دودِ پـک سیگار دنبال چشات می گردم
توی این توده ی دودی کجا دنبالت بگردم؟
تو دوباره بر می گردی من چقد احمق و ساده م
منو قرصای مسکّن . . . می دونم که بی اراده م
تو نباشـی توو جـهانم جاذبـه معـنی نداره
شب و روزم قاطی می شن تو روزام میاد ستاره
بیا برگرد بی تو تنهام ، بگذر از خیر جدایی
نذاری به من بخندن هی بگن تو بی وفایی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: