شال و کلاه

شالو کلاه نکن بهونه ی من
بمون نرو دلم که با تو بد نیست
ببین هوا دوباره گرگ و
میشه
کسی به جز تو راهمو بلد نیست

تنهاییاتو باز کجا میبری
دوباره دلواپس لحظه هاتم
من که خودم رو از خودم گرفتم
من که بخاطر خودت باهاتم

یه ردپای ساده ام کنارت
که با تب نگاهت همسیرم
کلافه گیج میخورم نباشی
پر از گلایه های سر به زیرم

تبر نشو تو سرنوشت این باغ
که کفر اسمونو در میاری
صدا شو با سکوت تو غریبه ام
اگه به من هنوز امیدواری

شالو کلاه نکن بهونه ی من
با تو گره خورده همه نفسهام
هر جای دنیا که بری میدونم
تو بی منو من بی تو خیلی تنهام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: