وقتی که نیستی…

رفتی و بی تو آینه
تصویراشو شکوندو مُرد
بی تو هوای ِ عطرِتو
پاهامو به جاده سپرد

واسه آهنگِ صدات
جون و دلم پر میزنن
نیستی و عکسات بامنن
به لبهامم سر میزنن

کوچه از رفتنِ تو
پیر شدو یخ زدو مُرد
گل فروشِ کوچه هم
گلاشو به دریا سپرد

بی تو روزای زندگیم
ترانه ی غم می خونن
عقربه های ساعتم
از زندگی جا می مونن

خیابونایِ شهرمون
محکومه دیوونگین
توو هجمِ دردِ رفتنت
به سمتِ ویروونگین

قهوه ی تلخِ کافه چی
غذایِ باغچه ها شده
صندلیِ همیشگیت
دریایِ غنچه ها شده

توو حسرتِ داشتنه تو
مثله درختِ پیر شدم
درست توو این جوونیا
از نفسامم سیر شدم

بی تو روزای زندگیم
ترانه ی غم می خونن
عقربه های ساعتم
از زندگی جا می مونن

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: