غم

میدونی بی بی دلم غم داره امشب

چشای ابری و پرنم داره امشب

گریه شد کار دلم آخه  قراری ندارم

سیل اشک منو هردم داره امشب

من دیگه خسته شدم تومیدونی

دل من تو سینه ماتم داره امشب

دیگه میرم بی بی من ازاین خونه

دل دیوونه یه محرم داره امشب

زخمه زخمه شده هرتای دلم

اشک وآهی که دمادم داره امشب

میرم اونجایی که عاشقا باشن

این دل من غم عالم داره امشب

بس کن (عرفان) دل عاشق میدونی ؟

بی بی دردام دیگه مرهم داره امشب

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی معصومه عرفانی ( عرفان )

من ازکودکی علاقه زیادی به شعر گفتن داشتم و این باعث شد که همیشه از خداوند بخوام که کمکم کنه سالها در انتظار چنین روزی بودم که من هم بتونم شعر بگم مدت 14سال هست که شعر میگم دوبیتی تک بیتی رباعی غزل ترانه سپید نیمایی طنز مناجات نوحه شعر شیرازی و داستانهای کوتاه من همیشه شاکر خداوند هستم که این لطف بزرگ رو بمن داشته و در حال حاضر باز خونی آخر اشعارم هست برای چاپ که امیدوارم خداوند کمکم کنه بتونم کتابم رو چاپ کنم من عاشق شعر هستم بخصوص اشعار خودم واولین اشعاری رو که گفتم این بود چشم چرا چشمم به چشمش دوختم من بزد آتش به قلبم سوختم من نباید دل به هر کس نا کسی داد که خاکستر شدم آموختم من ://msmerfani.blogfa.com/ تخلص (عرفان)