عاشق ساده

عاشق ساده

من از شبهای تنهایی نمی ترسم

از این سرمای طولانی نمی لرزم

بجز آغوش پر گرمای تو مهری؛

به آدم های این دنیا نمی ورزم

 

می خوام تا صبح فردا منتظر باشم

که توی قلب پر احساسِ تو جا شم

غمِ سنگینِ تو بر روی این شونه؛

یه کاری کرده تا من از کمر تا شم

 

بیا من رو ببر تا لمس فردا ها

به دنبالت میام تا پشت دریاها

اگه دیوارِ البرزم جلوم باشه؛

نبینی از رمق افتاده این پاها

 

نمی خوام تا بگم من مثل فرهادم

یا اینکه بوسه ی خنجر به رگ دادم

خودت میدونی از طرز نگاه من ؛

که تنها عاشق و دلداده ای سادم..

پائیز ۸۷

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و عرض ارادت و احترام زیبا بود @};- + خصوصی
  • من ترانه ای رو دوس دارم که در عین سادگی واژه ها ،جوری کلمات کنار هم چیده بشن که خواننده رو تو فکر ببرن و آدم نتونه ازش رد شه!این هم شامل این دسته از ترانه هاست!آفرین @};-
  • به به چه پیجی شده این پیج :-) نگاهی کلی داشتم به ترانه مهدی صفا و همینطور نظراتی که داده شده بر این ترانه . به صراحت و به عنوان یه کوچیکتر تو این سایت / عرض میکنم که به هیچ وجه ترانه دوگانگی زبان نداره. به شروع ترانه نگاه کنیم من ار شبهای تنهائی نمیترسم // اگه شاعر بگه من از شبای تنهائی نمیترسم/ اونوقت یعنی ترانه محاوره تر هستش اما نمیشه گفت این ترانه / شعر بود/ در حالی که خیلی هم محاوره نبود @};- @};- @};- دوستای گلم که در جواب نقدای دوستان دیگر /خودشون را کمی با حواشی در گیر کردن را هم تا حدودی با نظراشون موافقم و اما در جواب جناب خلیفه خانوم پهلوان کاملا بی تجربه پاسخ دادی و خب جناب خلیفه نگفت که براشون بیت های توانای تصویر را ذکر کنی و ایشون بیت های کمی ناتوان تر را مورد نقد قرار داده بودن @};- @};- @};- دوستای گلم میدویند که جناب صفا منتقدی توانا هستند در زمینه شعر کلاسیک و خب در ترانه هم بسیار خوب نقد میکنن و این را به یاد بسپارید که قرار نیست که مولف از ترانش به وضوح دفاع کنه و نقد همینه که مثلا // حامد روی نقد من نقد کنه یا مهربان بیاد و نقد حامد را نقد کنه تا ترانه کاملا نقد بشه :-) برای همه آرزوی موفقیت دارم @};- @};- @};-
    • سلام مجید جان خیلی خوش اومدی / اخلاق من رو میدونی مجید جان و من در این پیج و هیچ ترانه و شعر دیگری از کارم دفاع نکردم من از دستور زبان دفاع کردم چون تا جایی که من یاد گرفتم تا حرف ربط هست و دوسداشتم بهم ثابت بشه که نیست که کار رو ناشیانه به حاشیه خواستن ببرن که در نهایت موفق نشدن/ من هرگز از نوشته هام دفاع نمیکنم چون اعتقاد دارم اب میره تا به چاله برسه و کار هم مخاطب خودش رو پیدا میکنه و گواه گفته هام رو در تمام ترانه هام میشه دید/ و هر کسی ندونه تو میدونی که چقدر در مقابله توانا هستم اما من فقط از دستور زبان دفاع کردم کار من رو اصلن اتیش بزنن مهم نیست اندیشه من رو نمیشه سوزوند/ ممنونم از لطفت در مورد جواب خانم پهلوان هم من نبودم وگرنه حسین خلیفه هیچ حرف خطایی نزده و برای من عنوان دوست رو داره @};- شاعر باش رفیق
  • درضمن خوشحالم که این بحثها ،لااقل برای امثال من (اگر صرفا جهت نقد مفید وسازگار باشند)فرصت مناسبیه برای یادگیری:-)
    • سلام مرضیه جان ممنونم از محبتی که نسبت به من داری این اتفاقات همیشه هست/ با ساحل بگو صفا گفت هر چه زود تر کار های مربوط به نت رو ردیف کنه منتظرشم @};-
  • سلام مهدی جان من مثه همیشه آخر از همه پیدام میشه.حقیقتن ترانه زیبایی بود زیبا به این معنی که همه چیز داشتو من لنگ چیزی نموندم .مفهوم احساسی بسیار بالایی داشت به دور از همه حاشیه ها ،به شعرتون، نه به این خاطر که یه استاد اونو سروده بلکه برای اینکه استادانه سروده شده نمره بالا میدم.ودر حد دونسته های خودم ،متوجه نقصی لا اقل از بابت علمی نشدم. قبلا هم گفته بودم که شما از کمترین وساده ترین کلمه بهترین استفاده رو میکنید.نه اغراق میکنم ونه مغرضانه نظر میدم(بدون جسارت به کامنت خاصی) دراین آکادمی خیلی از اعضا رو میشناسم که به خوبی وقدرت شما ترانه میگن.وشاید گاهن خیلی بهتر از همه نامها. و خوشحالم که در چنین جمعی حضور دارم. حال و هوای ترانتون منو به دورها... برد. موفق باشید. =D>
  • سلام مهدی جان کار خوبی بود =D> =D> =D> دوست دارم نظرت درباره ترانه جنون خودمم بدونم منتظرتم
  • مهدی عزیز خیلی لذت بردم...دست مریزاد
  • كار با حالي بود من از شبهای تنهایی نمی ترسم ولي من خيلي از تنهايي ميترسم مخصوصا شباي تنهايي قلبم درد ميگره @};- =D>
  • درود برشما مرد با صفا. سوال : اگه دیوارِ البرزم جلوم باشه؛ نبینی از رمق افتاده این پاها نبینی از نظر زمانی درسته؟یا قشنگه؟ نمی خوام تا بگم من مثل فرهادم فک نمیکنین تا توی این مصرع اضافه باشه.جسارته جنبه آموزشی داره
    • درود برشما مرد با صفا. سوال :=سلام کاوه جان ممنونم از حضورت منتظرت بودم امیدوارم کارات روبه راه باشه اگه دیوارِ البرزم جلوم باشه؛ نبینی از رمق افتاده این پاها نبینی از نظر زمانی درسته؟یا قشنگه؟ جواب=بله از نظر من و اساتید فن هم درسته و هم قشنگ چون این شعر در خلاء هست و زمان شامل حالش نمیشه وکاملن به این بستگی داره که نبینی رو چطور ادا کنی نمی خوام تا بگم من مثل فرهادم فک نمیکنین تا توی این مصرع اضافه باشه.جسارته جنبه آموزشی داره = من اصولن کار هامو ادیت نمیکنم وگرنه به راحتی میشه از حرف ربط مناسب تری استفاده کرد/ تا هم در اینجا حرف ربط هست نه حرف اضافه/میتونست /که /باشه یا اصلن میشه بگم رو بگی کرد اما من دست بهش نمیزنم چون هیچ ایرادی بهش وارد نیست/این به خوانش ما ارتباط داره برات از مولانا یه بیت مینویسم تو مپندار که من شعر به خود می گویم تا که هوشیارم و بیدار یکی دم نزنم....... فدای قدمت دوست من
  • تعریفی جدید مونده من بگم؟ =D> =D> =D> =D> خسته نباشید
  • سلام جناب استاد صفای عزیز خواستم نقدی بزنم بعد از خواندن نقدها احساس کردم این شعر خیلی نقدهایش شلوغ شده است که البته باید این چنین نیز بود چون کاراموزان میخواهند ترانه ها اساتید محترمی که در سایت مشغول اموزش ونوشت مطالب مفید هستند رو بیشتر ومو شکافانه تر بررسی کنند من از شبهای تنهایی نمی ترسم از این سرمای طولانی نمی لرزم بجز آغوش پر گرمای تو مهری؛ به آدم های این دنیا نمی ورزم شاید اولین ایرادم به استفاده از قافیه هایی که خیلی در شعر امروز ویا حتی دیروز نیز کار برد زیادی ندارند می لرزم و می ورزم نه موسیقی زیبایی داشتند ونه بدل نشتن از نظر معنی نیز شعر حرقی برای گفتن نداشت من اگرچه شعر رو محاوره نزدیک میدونم ولی زبان محاوره هم پر از اندیشه های ناب میتونن باشند مانند ضرب المثل ها من از شبهای تنهایی نمی ترسم از این سرمای طولانی نمی لرزم من پس خواندن این بند وبندی بعدی نتوانستم حرف تازه ای یا اندیشه جدید پیدا کنم حرفهای شاعرانه نبود ونه تصویر سازی عالی جسارت بنده رو ببخشین
    • درود جناب خلیفه... با اجازه ی آقای صفا لازم دونستم یه دفاعیه از کار زیبای دوست خوبم داشته باشم هرچند تمام نظرات قابل احترام است... دوست من..کاش به باقی بیت ها و باقی بند ها توجه میکردید...در سه بند بعدی در هر سه تصویر سازی داریم که توی قلب پر احساسِ تو جا شم/یه کاری کرده تا من از کمر تا شم که خودتان میدانید چقدر به تصویر کشیدن اتفاق «تا شدن کمر» سخت است و بند سوم اگه دیوارِ البرزم جلوم باشه؛ یه تعبیر زیبای دیگه برای تمام سختی هایی که در این راه وجود دارد و در بند چهارم یا اینکه بوسه ی خنجر به رگ دادم که این شاهکاره از نظر من... و اما من ماندم در اینکه دیگر چه توقعی میشد از یک ترانه ی زیبا داشت... نکته ی دیگری که باید عرض کنم این است که میتوانم برای شما به صورت مستند چند ترانه از همین آکادمی بیاورم که پر از تصویر سازی های بی ربط و بی وزن و بدون قانون هستند... باز هم عذر خواهم از شما و مهدی صفای عزیز...بامهر.پهلوان @};- @};-
      • سلام مهسای عزیز در جوابتان باید عرض نمایم که مهترین ابیات یک شعر مطلع خوب است وقتی من ابیات اولیه را نقد کردم دست رو مهمترین ابیات شعر گذاشتم ونکته دیگر شما ومن ودیگران که با تصویر سازی در شعر مشکل نداریم ؟ اینکه ترانه هایی پر از تصویرهای بی ربطند بخدا تقصیر تصویر در شعر نیست تصویر یکی از ارایه های که به زیبایی شعر کمک بسیاری میکند واینکه تصویر ها قشنگ نیستند می تونه چند دلیل داشته باشه یکی اینکه تصویر بکر نیست ووام گرفته از دیگرانست ودیگر انکه تصویر رسا نیست یعنی انچه به تصویر کشیده شده تا انچه در ذهن شاعر است فاصله زیادی داره اما من بیشتر از تصویر که شما فرمودین بحث اندیشه رو در ترانه دارم وگاه ترانه های ساده مثل گنجشکک اشی مشی پر از اندیشه های ناب هست این مسیر ترانه که پیش رو ماست سرانجام خوبی نداره تا اندیشه در ترانه ها جاری شوند تا ماتدگار باشند جسارت منو ببخشیم ومعذرت
    • سلام حسین جان عذر خواهی میکنم از اینکه نبودم تا خودم نظر اول رو به نقدت بدم/ حتمن این کار از نگاه تو کار خوبی نبوده که نتونستی باهاش ارتباط بگیری و من کاملن به نظرت احترام میذارم دوست من و هیچ ایرادی نمیبینم که کسی بیاد و بگه من این کار رو دوست ندارم / امیدوارم روزی بتونم کاری بنویسم که با تمام سلیقه ها ارتباط معنایی بگیره و واژه ها رو دور بریزه /خیلی از حضور دوبارت خوشحالم و امیدوارم بیشتر به بچه ها سر بزنی @};-
      • سلام استاد صفای عزیز جسارت منو باز ببخشین
  • سلام خب چی بگم دیگه NO COMMENT خیلی زیبا بود مرررررررررررررررررررررررررسی @};- @};- @};-
  • سلام بسیار روان و زیبا بود منکه لذت بردم شاد باش و شادزی @};-
  • و اما ترانت رو خیلی دوست داشتم .چون مثل اسمش ازسادگی طبع خاصی برخوردار بود و خیلی به دلم نشست . راستی یکمی این بحث ها رو هم دنبال کردم و برام گاهی عجیبه که همه ما فکر می کنیم باید تو ترانه حتما "من رو " "منو " نوشته بشه تا ترانه ترانه بشه .اگر از خاتون بپرسی اینو بهت می گه که من حتی تو مکالمات رو زانه و خیلی معمولیم هم نمی گم" منو " یا "آما" مثلا می گم" من رو با آدم های دیگه مقایسه نکن!!!" و به نظرم این شکل صحیح تلفظ و ادای کلمات هست که امیدوارم نقص شناخته شدنش در بعضی جاها از بین بره و عادت کنیم هر چیزی که صحیح هست رو بپذیریم بدون ایجاد قانون ... واز همه مهم تر وقتی ساختار صحیح واژه معنی و مفهوم سالمی رو به مخاطب می رسونه بحث و چانه زدن از نظرم بی مورده با احترام به نظر همه ی دوستان . و تو مهدی عزیز موفق باشی @};-
    • امل جان چی بگم/ با مدعی مگوئید اسرار........میدونی که؟ من دلم میخاد طرف راهشو تصحیح کنه میان برای من علم تیکه پاره میکنن @};-
  • سلام .شررررررمنده بی اجازه می خوام شعرت رو بذارم شعری که برام خاطره داره .... پشت تاریکي و تنهاییِ شب های دلم دشتِ سبزیست که رز های کبود به تماشای کسی منتظرند که شبی می آید اندکی دور تراز دشت اساطیری من چشمه ساریست که از گوشه ی چشمانِ ترم می جوشد کلبه ی کوچکِ تنهایی من که به اندازه ی خورشید حرارت دارد همچنان منتظر است وبه من می نگرد و من از شرمِ نگاهش همچنان می سوزم هیچ کس جز لاله ها ی وحشي این دشتِ سبز جان فدا ی عشقِ پاکِ من نکرد سرِ تعظیم به پا ی تو نهادند و شبی همگی از غمِ تنهاییِ ما پژمردند و وصیت کردند که به اندازه ی خورشید بتابم بر تو تا تو احساس کنی می شود از پنجره ی عشق به دنیا نگریست
    • سلام /وای امل =D> چقدر این کار رو دوست دارم اگه تمام کارامو بخان میدم اما اینو نه اینو نه @};- خودمم رفتم توی خاطرش چقدر زود دیر میشه بعضی وقتا @};-
  • بیا من رو ببر تا لمس فردا ها خوشحالم که ترانه زیبات رو خوندم مهدی جان لطفا من و هم با خودت ببر تا لمس فردا ها =D> =D> =D> =D>
  • درود @};- ممنون جناب صفا ترانه ی زیبا و احساساتی بود لذت بردم @};-
  • =D> مهداص عزیز بسیار زیبا و با احساس سرودی سرشار از تصاویر ناب دلدادگی
  • زیر ترانه ی به این قشنگی آخه چرا همچین کامنتایی می بینیم ...اولین بار که خوندمش به این فکر کردم که این ترانه برای آهنگ سازی فوق العادس چون من تو یک گروه نوپای موسیقی فعالیت می کنم و همیشه اعضای گروه این جور ترانه ای از من می خوان ----با این سبک که هر بندش سه تا قافیه داشته باشه که کار بسیار سختیه و اکثرا کار به طرز عجیبی به 6 و 8 نزدیک می شه ---- در مورد یکی دیگه از کامنتا می خواستم مطلبی رو عرض کنم ...خیلی از ما تو مجالس شعر بودیم و کسایی مثل من که جزء تازه کارها به حساب میام همیشه از کارهامون به شدت نقد می شه و یکی از انتقادهایی که همیشه به ترانه هام می شد همین مسئله ی حذف کلمه ی " من " یا "تو" مثلا تو مصرع "یه کاری کرده تا من از کمر تا شم " بود .که به نظر شخص بنده اصلا ایرادی نداره ...شاید اون آقایی که از این قسمت ایراد گرفتن هم تحت تاثیر همچین نقدهایی قرار گرفتن شما به بزرگی خودتون ببخشید و از تک تکتون عذر می خوام که جسارت کردم چون واقعا ترانه رو قوی دیدم
    • سلام اسیه جان ممنونم از نظرت/ من جواب محسن رو دادم چون دوست هم اکادمی ما هست و نمیخام با ایراد رشد کنه/نفر دوم هم چون به حامد توهین کرده باید جوابش رو میدادم چون من میزبان این صفحه هستم و اجازه نمیدم هر کسی هر حرفی به دهنش میاد رو بریزه بیرون/هر چند در حد پاسخگویی هم نبود/ @};- مرسی از لطفت @};-
  • سلام مهدی جان @};- می دونی اگه روزی قسمت بشه نقد جامعی بر سروده های تو بنویسم از چه عنوانی استفاده می کنم؟! معمای انارهای نچیده! واژه های مورد استفاده تو به محض خونده شدن مث انارهای لهیده و آبگیری شده پیش پای آدم می افتن اما بعد از خوندن شعر،وقتی دوباره به اولین سطر برمی گردیم با کمال تعجب دوباره انارهای سرخ و آبدار و هوس انگیزو سر شاخه ها؛سالم و دست نخورده مشاهده می کنیم...!واژه هایی که دوباره به محض خونده شدن از جلوه می افتن در حالی که شهدشونو به کام ما سرازیر کرده ن...! یا بهتره بگم واژه هایی با ظاهر حبابِ سرشار از هوای ناب... مخاطب به راحتی از این پوسته نامرئی عبور می کنه و به اکسیژن مورد نیازش می رسه... شعر(یا ترانه) تو شعریه که می شه واژه ها رو توش ندید و به معنا رسید...!برای نقد باید فراسوی کلام تو رو کاوید و سایه های زنده رو جست و جو کرد...برای خوندن شعر تو نباید ظاهربین بود... استوار و پیروز باشی دوست خوب من @};-
    • سلام شهاب جان /شک نکن که تمام بر گه های نوشته ها ی من فرش زیر پای تو در این باغ خواهد بود. کلاغ های پلشت تصور کرده اند با عقاب های جگر خواره یکی شده اند غافل از اینکه با ریگی میتوان انها را پراند @};-
  • حناب سعیدی اولا که ندیدم وکالتی بکنم من ازت آموزش خواستم اگر توان آموزش دادن رو ندارید بگید توان ندارم و بودو ادله حرف زدم دلیلی نمیبینم بیاید و موضوع رو منحرف کنید قطعلا یک نفر آشنا به امر اجرا بهتر میتونه نظر بده و منم همین کار رو کردم ----------- خانم مهربان آقایی رو هم خصوصی مراتب ناراحتیم رو خدمت شون عرض کردم چون فکر نمیکنم سابقه شوخی داشته باشم با ایشون ---------- اما درباره محسن احمدی دوست داشتنی محسن جان علیرغم اینکه روی سخنم با شما نبود اما لازم میدونم برات بگم دوست گرامی من... ترانه ی محاوره قسمی از ترانه هست و به هبچ وجه دلیل نمیشه که همه ترانه ها باید محاوره باشند من بی سواد و بی درک وفهم... اوکی حسن علیشیری رو قبول داری؟ در این ترانه علیرغم اینکه موضوع حول قافیه میچرخه در قسمتی به وضوح میگن که اکثر ترانه ها محاوره هستن و نه همه... https://www.academytaraneh.com/4306/%D8%A8%D9%85%D9%88%D9%86-2/ اما فارغ ازین موضوع دوگانگی دوست من در چند حالت دوگانگی اتفاق میفته استرداد غلط ضمیرها استفاده از کلمات چند دهه قبل مثا چونانکه و پریشون بودن تصویر سازی و ….. با تبدیل شدن بشه به باشه دوگانگی بوجود نمیاد اما اگر بشه تبدیل بشه به باشد اونجاست که دوگانگی ایجاد میشه... از طرفی دو گانگی زمانی پدیدار میشه که شنونده رو آزار بده من در هر دو ترانم درون اکادمی کاملا تعمدی از دوگانگی استفاده کردم لطف کنید بیاید و با سختگیرانه تران نوع ممکن نقد کنید اگر سر بلند کردم و غیر از دست بوسی حرفی زدم بعد... اینجا هم اصلا بحث مهدی صفا نیست هرکس دیگم بود میومدم نظر میدادم و توضیح میخواستم من از مهدی دفاع نمیکنم... هیمن که خانم راد که توی محاوره یقینا استاد هستند دوگانگی ندیدند برای من نوعی کافیه من دارم از اندیشه ی خودم دفاع میکنم... همین فکر نمیکنم جرم باشه من به نظر شما احترام میزارم اما این حق رو هم دارم که اموزش بخوام از شما دوستان تا بفهمم این نظر پشتوانه علمی داشته یا فقط برای خودنمایی بوده @};- دوستدار شما هستم و فراموش نکنید من با شما دو نفر فقط اندیشه های مخالف هم داریم و فارغ ازین بحث هر دوی شما تاج سر منید @};- من در اصل خواننده و اهنگ ساز بودم یکی از دلایلی که باعث شده به شاعری رو بیارم نبود ترانه های مناسب برای سبک کاریم بود خیلی از سبک ها نمیتونند محاوره بخونند و خیلی صدا ها اگر محاوره بخونند موجب خنده میشه شما به عکست میخوره احمدی جون که وکالیست باشی و بهتر میتونی درک کنی حرف من رو که محاوره جامعیت نداره در دنیای موسیقی نا رفیقانه ورق خورد دفتره گذشته ی ما قد کشیدیم توی بن بست با هم اما تک و تنها اگر به هم اندیشه های شما بود میگفتید باید بگه : نا رفیقونه رقم خورد دفتره گذشته مون بام میگم من به هردوس شما علاقه مندن و مخالفتم با عقیدتون دلیل بر دشمنی نیست من این حق رو دارم که سوال مطرح کنم و پاسخ بگیرم نمیدونستم حق سوال کردن رو هم ندارم و فکر میکردم شما توان پاسخ دارید جناب سعیدی ببخشید که سوالی سخت از شما کردم خب این اولین کامنت شما در اکادمی بود و قطعا با حضور بیشتر توان علمی افراد رو بدست میارد @};- اما هرکس به توان علمی در موسیقی شک داره میتونم در خصوصی پاسخگو باشم @};- کاش افراد رو بشناسیم و بعد... بگذرریم من هیچی نیستم....
    • ارتباط لینک سخن جناب علیشیری عزیز رو با این قضیه متوجه نشدم چون اون بحث در مورد قافیه بود و کاملا هم درست بود ولی اینجا بحث دیگریست در موردی هم که فرمودید که من برای خودنمائی این کار رو کردم هم باید عرض کنم احتیاجی به این طور خود نمایئ ها ندارم و ابزار بهتر و مناسب تری در اختیار دارم و نمونه کوچک اون هم پروفایل های بنده در فیسبوک هست که میتونید مراجعه کنید و مشاهده بفرمائید !! ***************** اینکه گفتید به تازگی به شاعری رو آوردید ناگفته پیداست ! در زمینه آهنگسازی و خوانندگی نیازی نمیدونم که بیوگرافیمو شرح بدم کارهائی که از بنده پخش شده رو با یک سرچ ساده میتونید گوش کنید و اظهار نظر کنید. در مورد شناخت افراد هم باید بگم کاری به گذشته و سمت کسی ندارم و اون چیزی رو که خودش رو باهاش معرفی میکنه و درحال حاضر هست رو میبینم من اگه اظهار نظری کردم چون بنا به فعالیت هنری خودم هم ریتم رو میشناسم و موسیقی کلام رو هم وزن و هم مسائل مربوط به اینها باز هم با قاطعیت تمام میگم که این ترانه دوگانگی زبان بسیار زیادی داره و اگه قانع نشدید میتونم شخصا از اهالی سرشناس ترانه در مورد این شعر نظر بخوام و منتشر کنم ! در مورد حرفای شما در باره زبان محاوره هرچی خوندم چیزی دستگیرم نشد و فقط میگم که : ترانه از نظر من یعنی جملات با مفهوم ، موزون و قابل اجرایی که به زبان مخاطب عام نزدیک باشه و بتونه براحتی باهاش ارتباط برقرار کنه هر چه زبان نزدیکتر ارتباط راحت تر مراجعه کنید به ترانه های یغما گلرویی ، مونا برزوئی ، روزبه بمانی و ..... در پایان شما رو به این ترانه زیبا از روزبه بمانی عزیز مهمون میکنم و دیگر هــــــــــــــــــــــــــــــیچ ! @};- برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس می کشم برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی تماشای تو عین آرامشه تو زیباترین آرزوی منی منو ازین عذاب رها نمی کنی کنارمی! به من نگاه نمی کنی تمام قلب تو به من نمی رسه همین که فکرمی برای من بسه ازین عادت با تو بودن هنوز ببین لحظه لحظم کنارت خوشه همین عادت با تو بودن یه روز اگه بی تو باشم منو می کشه یه وقتایی انقدر حالم بده که می پرسم از هر کسی حالتو یه روزایی حس می کنم پشت من همه شهر می گرده دنبال تو
      • برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم.......این تو چرا اینجاس؟ در مصرع قبلی معلومه تو کیه همین از تمام جهان کافیه...تمام؟؟؟؟؟وامصیبتا اقا تموم ما تو محاوره میگیم تموم همین که کنارت نفس می کشم برام هیچ حسی شبیه تو نیست///نیست؟؟؟؟؟؟ما میگیم نی تو پایان هر جستجوی منی................ملمیگیم پایون تماشای تو عین آرامشه تو زیباترین آرزوی منی منو ازین عذاب رها نمی کنی کنارمی! به من نگاه نمی کنی تمام قلب تو به من نمی رسه.............تموم بهتره نه؟؟؟؟ همین که فکرمی برای من بسه ازین عادت با تو بودن هنوز......................... ما میگیم هنو ببین لحظه لحظم کنارت خوشه همین عادت با تو بودن یه روز اگه بی تو باشم منو می کشه یه وقتایی انقدر حالم بده.........................ما میگیم اونقد که می پرسم از هر کسی حالتو ........... به هرکسی میگیم هرکی یه روزایی حس می کنم پشت من همه شهر می گرده دنبال تو من روزبه رو خیلی دوست دارم امیدوارم شما با اجازه از ایشون این کار رو کرده باشی هرچند من پیشاپیش از روزبه عزیز عذر خواهی میکنم و میدونم که درک میکنه این کاری که با ترانه ی بسیار زیباش کردم.... خوب اقای احمدی مرجع چی شد؟ من از شاعری خسته شدم نجاتم بده/ اما دوست من بهت پیشنهاد میکنم این حاشیه سازیتو تموم کنی برای وجه خودت بده. به من فقط توهین نمیکنی به 500 باز دید کننده داری توهین میکنی/مردم شعور دارن در همین نمونه شما شاعر از 9تا تو استفاده کرده اما کلام اونقدر گیراست و غنی که گم شده این ایراد/ضمنن این کار که داری میکوبیش از صبح اهنگ سازیشو کردن و 1ساعت قبل برای من ماکت ارسال شد/.بدون اینکه من بدونم / حتمن میگین اونا دیوانه بودن؟؟؟؟ زشته محسن جان من دوست دارم با طناب پوسیده ی بورژوا ها تو چاه نرو تو جوون خوبی هستی @};-
      • خیلی ممنون جناب صفا عمدا این شعرو انتخاب کردم و دقیقا انتظار چنین نقدی بر روزبه رو داشتم ولی این کجا و ..... =D> بگذریم ازین بحثهای بیهوده شما برادر بزرگ من هستید و بزرگوارید :-) فقط چیزی که شدیدا در عجبم ارتباط این موضوع با پاک شدن یکی از ترانه های اجرائی بنده به نام "تنهام نذار " تو این سایت هست که همین امروز پاک شده ! :-? اگر شما ارتباطی بین این دو موضوع یافتید به من هم بگید وگرنه که ..... [-(
      • سایت مدیر داره از مدیر بپرس/ اما روزبه بمانی خیلی بزرگتر از اونیه که تو بخای خرابش کنی میدونی از کدوم دسته ادمایی؟تو که تویی گنده تر از تو نمیتونه منو به حاشیه ببره/ ضمنن اینکه این پست دفتر رسیدگی به شکایات نیست/
      • بله جناب صفا متوجه اشتباهم در این باره شدم و به آقای بهاری هم عرض کردم از این بابت صمیمانه از شما عذر خواهی میکنم در مورد شعر روزبه بمانی هم به نظرم سوء تفاهم شده من به هیچ وجه قصد خراب کردن ایشون رو نداشتم و به قول شما در حدی نیستم که بخوام خرابش کنم و شک نکنید! روزبه بمانی به جرات ترانه سرای درجه اول فارسی زبان هستش و حتی به قول یکی از اساتیدم حتی یک سروگردن از آقای جنتی عطائی هم بالاتره قصد من از آوردن اون ترانه با صدای فوق العاده احسان که زمزمه هر روزه من هست چیز دیگری بود و نه این برداشتی که شما کردید ! ولی بگذریم :-) لحن برخوردتون هم دور از انتظار بود دیگه این بحث را ادامه نخواهم داد با آرزوی قبولی طاعات و عبادات ارادتمند شما برادر کوچکترتان محسن :-)
      • خیلی ممنون جناب صفا عمدا این شعرو انتخاب کردم و دقیقا انتظار چنین نقدی بر روزبه رو داشتم ولی این کجا و ..... =D> بگذریم ازین بحثهای بیهوده شما برادر بزرگ من هستید و بزرگوارید :-) فقط چیزی که شدیدا در عجبم ارتباط این موضوع با پاک شدن یکی از ترانه های اجرائی بنده به نام "تنهام نذار " تو این سایت هست که همین امروز پاک شده یعنی این یه اتفاقه ؟ ! :-? اگر شما ارتباطی بین این دو موضوع یافتید به من هم بگید وگرنه که .....! [-(
      • درود به همه ی حاضران از دوستان خواهشمندم آرامش سایت را دست خوش حواشی و لحن تند کامنت ها نکنند. جناب احمدی آیا شما ترانه ی نامبرده (تنهام ندار) را خودتان ویرایش نکرده اید؟ امیدوارم صادقانه جواب بدهدید . چون شخص شما خوب این مساله را میدانید که ترانه ها بعد از ویرایش توسط ارسال کننده مستلزم تائید مجدد مدیران می باشند و پس از بررسی و تائید مجددا منتشر میشوند. ترانه ی شما که به صورت غیر مستقیم قصد داشتید حذف آن را به جناب صفا نسبت دهید و به قول معروف از آب گل آلود ماهی بگیرید ویرایش شده است و منتظر تائید مجدد بود که بنده مجددا تائید کردم . پس فقط سوال اول مطرح میشود که آیا خودتان ترانه را ویرایش نکردید؟
      • بله جناب بهاری عزیز درسته من این از این قانون ویرایش مجدد اطلاعی نداشتم و متوجه اشتباهم شدم :"> و فقط در مورد این قضیه رسما از جناب صفا عذر خواهی میکنم @};- با آرزوی موفقیت :-)
      • فکر نمیکنم جایی گفته باشم که تازه کار هستم اما اگر از ترانه هام اینطور بر میاد قطعا از ناتوانی من در امر سرایش هست همه مانند شما شاعر خوبی نیستند ! ان شا الله در این جمع همه رشد میکنیم و مث شما شاعر توانمندی میشیم راستش به فیس بوک هم زیاد سر نمیزنم اما اگر اومدم حتما میام و می آموزم شما هم اگر سفری به شرق کشور داشتید و اگر بی مایه هایی مثل ما رو لایق شرفیابی دونستید به عنوان سلطان موسیقی ایران خوشحال میشم من و سایر هم گروهی هام که اکثر اعضای سابق ماد هستیم رو در چند جلسه تمرین مورد عنایت خودتون قرار بدید حضور پر مایه شما ما بی مایگان رو مسرور خواهد کرد استاد ! این بحث تمام شدست چون نه من پاسخی گرفتم و پاسخ هایی هم که به شما دادم شما رو قانع نکرد هیچ مشکلی نیست تضاد هاست که به رشد میرسونه افراد رو بازم میگم مشکل شخصی با هم نداریم و اختلاف عقیده ای بیش نبود و امیدوارم کدورتی از من نداشته باشید !!! دست شما رو میفشارم و خوشحالم که وقت گذاشتید و برای یه آدم تازه کار که با ساز به دنیا اومده و مدرس ساز هست ترانه به رخ کشیدید بله قطعا من بی تجربه و ضعیف هستم از موسیقی هم چیزی نمیدونم در این شب های ماه مبارک برای من دعا کنید تا روزی در خور همکلام شدن با شما باشم دوست عزیزم... برای شما بهترین ارزو هارو دارم شاد باشید و پیروز و سر بلند باز هم میگم امیدوارم از من بدل نگرفته باشید قطعا من شان هم کلام شدن با شما استاد گرانقدر رو ندارم و باید از قبل میدونستم که نشونه ی توان در موسیقی و اجرا اکانت فیس بوک هست از شما خواهشمندم به این بحث ادامه ندید و اجازه بدید افکار عمومی قضاوت کنه... از اینکه وقت شمارو گرفتم پوزش میطلبم @};-
      • سپاس
  • عالی بود.لایک =D> =D> @};-
  • سلام و درود.این ترانتون بیشتر به دلم چسبید.مرسی @};-
  • باتشكرازهمه دوستان اول اينكه وقتي انتقادميكنيم قصدي توش نيس وهدف اينكه ازهم يادبگيريم من بين شماكه استادين يه تازه كارم ولي قبول كنيد يه جاهايي زبان گفتارتغييركرده وازبون محاوره خارج شده وميشه ساده ترنوشت به نظرمن روي اينكاريه خواننده بهترميتونه نطربده ودوما اينكه ازنويسنده اثرخواهش ميكنم درموردنظرات دوستان نظربده نه اينكه شخص ديگه اي بيادونقش وكيلوبازي كنه به اميدقبولي طاعات شما موفق باشيد
    • سلام دوست عزیز/ خوش امدید/ عبادت ما عشق به همراهان هست و مقبول/ اینجا ما همه نسبت به نوشته های هم احساس وظیفه میکنیم و اون اقا که وکیل من هستن خودشون یکی از بهترین خواننده ها و نوازندگان بولوز هست / و زبان شعر من/ لطفن برای من بنویسید ابیاتی که زبان از دست من در رفته ممنونتون میشم و معنای ترانگی رو هم برام بگید/ البته امشب همه معنای ترانگی رو خواهند فهمید اما مایلم شما شخصن بگید
  • بسیار قشنگ در عین رعایت تمام اصول پر از خلاقیت های چشمگیر می خوام تا صبح فردا منتظر باشم که توی قلب پر احساسِ تو جا شم غمِ سنگینِ تو بر روی این شونه؛ یه کاری کرده تا من از کمر تا شم اینجارم خیلی دوس داشتم @};-
  • سلام. ممنون ترانه تون زیبا بود @};- @};-
  • با سلام نمیدونم این همه تعریف دوستان برای چیه !! کجای این ترانه ترانه روانی بود ؟!! من که اصلا احساس نکردم که دارم ترانه میخونم و ترانگی خاصی تو این کار ندیدم دوگانگی زبان بسیاااار زیاده بدون شک شما غزل سرای خوبی هستید این کاملا پیداست امیدوارم از سخن من ناراحت نشید :-) @};-
  • salam besiar aaaaaaaaaaaaaaalliii jenabe safa movafaq bashid @};-
  • جناب صفا... :-) @};- حقيقتش من با اين ترانه نتونستم ارتباط بگيرم شايد به اين دليل كه يه احساس كاملن شخصيتو نوشتي ...تو بيت اول به آدم هاي اين دنيا نميورزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟يعني چي؟ :-? قافيه هارو ضعيف ديدم...باز بيت اخر خوب بود.. @};- @};- ببخش جسارتمو ... بنده هم منتظر ترانه هاي تابستاني تان هستم... 8-> 8-> 8->
  • سلام جناب صفا کار منسجم و زیبائی بود =D> ولی عادت ندارم زیاد تعریف کنم تو این ترانه کاملا مشخصه که سراینده یک کلاسیک کاره و دوگانگی زبان کاملا مشهوده به طوری که خیلی جاها احساس میکردم دارم یه کار کلاسیک میخونم جسارتا به چندتا نکته اشاره میکنم چون شما خودتون از منتقدای خوب این سایت هستید امیدوارم که به حساب دوستی بذارید :-) بجز آغوش پر گرمای تو مهری؛ به آدم های این دنیا نمی ورزم ---> تو محاوره نمیگیم آدم ها و میگیم آدما ! نمی خوام تا بگم من مثل فرهادم ------> "تا" اینجا چه نقشی داره ؟! حشو نیست؟ بیا من رو ببر تا لمس فردا ها ------> من رو هم توی محاوره استفاده نمیشه و منو درسته بازم عذر میخوام که اینارو مطرح کردم :-) @};-
    • سلام اقای احمدی/ عرض کنم خدمت شما که من معمولن به نقد هایی که دوستان شاعرم میکنن فقط زمانی که لازم بدونم جواب میدم اونم نه برای خودم بلکه برای اون کاربر تازه کاری که شاید مثل شما ندونسته از گفته های دیگران کپی بگیره و در ذهنش نقش ببنده. کاش روی کار خودم نبود اما مجبورم به پاسخ گویی تمام کسانی که 2 صفحه شعر خونده باشند متوجه میشند که من کارم کار جدی هست یعنی به اعتبار کلاسیک دست به خلق ترانه های مردمی میزنم/ ادما. ادمها منو من رو ببخشید مانیفست این نظریه شما از کدام مرجع صادر شده یا کدام سبک هنری در شعر چنین فتوایی داده؟ نمیخوام تا بگم من مثل فرهادم شما اصطلاح حشو رو از کجا و توسط چه کسی شنیدید که به حرف ربط ساده میگید حشو؟ براتون معنی حشو رو با تمام گرفتاریهام مینویسم تا دنباله روی افکار بزرگان بی دانش امروز نباشید و حرف من رو هم برید تحقیق کنیدو همین طوری قبول نکنید حشو حشو کلامی زاید در میان جمله است که از نظر معنا احتیاجی به آن نیست (اعتراض الکلام) حشو قبیح حشو قبیح : مثل کلمات کاملن زاید در عبارت "رمد چشم" (رمد = درد چشم) و "صداع سر" (صداع = سردرد در این بیت : گر نرسم به خدمتت معذورم زیرا رمد چشم و صداع سرم است. حشو ملیح حشو ملیح استفاده از کلمات زاید به شیوه ای دل پسند است مثل جمله ی "ذکرش به خیر باد" در بیت: دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب خور که غم دل برد ز یاد در تعریف ابتدایی هم کلام میدرخشه کلمه با حرف ربط ساده خیلی تفاوت داره و این به عدم توان شما در برداشت معانی وبیان ارتباط داره که تا رو حشو میبینید من عذر خواهی میکنم امیدوارم که این رو یک کار دوستانه بدونید از طرف من چون دلم نمیخواد جایی در دنیای غیر مجازی این حرف ها بزنید و ........ پاینده باشی @};-
      • جناب صفا از اینکه مجبور شدید جواب تازه کاری مثل من رو بدید شرمنده ام در بدترین حالت هیچ سابقه ای ندارم و لازم هم نیست تا سوابقم رو اینجا ذکر کنم اینم بگم خدمت شماکه حرف کسیرو کپی نکردم و نتیجه سالها شرکت در جلسات نقد ترانست! این حرف از شما بعیدبود که با دید حقارت به کسی نگاه کنید تا اونجائیکه من میدونم ترانه یعنی به زبان محاوره و ما باید تمام سعی خودمونو کنیم که تا حد ممکن نوشته ما به زبان محاوره نزدیک باشه من تابحال نشنیدم که یکی تو گفتار روزانه مثلا بگه من رو دوست داری ؟ معمولامیگن منو دوست داری؟ و من رو تو ترانه ها اکثرا برای پر کردن قافیه استفاده میشه شکی هم ندارم اگه شما تو محاوره روزانه تون من رو استفاده میکنید حرفی نمیشه زد ولی من از کسی نشنیدم ! همچنین آدم ها -- مثلا ما میگیم عجب آدمائی پیدا میشنا !! هیچ وقت نمیگیم عجب آدم هائی پیدا میشنا !!! آدم ها شکل نوشتاری هست و تو مکالمات روزمره استفاده نمیشه خیلی جالبه که شما خیلی خوب توضیح داداید که حشو یعنی چی !!! حشو کلامی زاید در میان جمله است که از نظر معنا احتیاجی به آن نیست (اعتراض الکلام) میشه به من بفرمائید که اگر تو مصرع شما " تا " حذف بشه چه مشکلی پیش میاد ؟!! حالا گذشته از جابجایئ ارکانی هم که الان متوجهش شدم و "من " آخر جمله آورد شده ! صورت معمولش میشه این : من نمیخوام بگم مثل فرهادم ! یا من هم حذف بشه باز معنی داره : نمیخوام بگم مثل فرهادم وقتی میگیم نمیخوام خوب مشخصه من نمیخوام ! نمیشه بگیم تو نمیخوام و حتما منی پشت فعل هست و نه چیز دیگری یا به شکل نوشته خودتون نمیخوام بگم من مثل فرهاد م تا حذف شد ! حالامیشه بفرمائید چه مشکلی پیش اومد برای این مصرع ؟! معنای مصرع چقدر عوض شد ؟ بازهم عرض میکنم که جسارت منو واقعاببخشید :">
      • جناب صفا از اینکه مجبور شدید جواب تازه کاری مثل من رو بدید شرمنده ام در بدترین حالت هیچ سابقه ای ندارم و لازم هم نیست تا سوابقم رو اینجا ذکر کنم اینم بگم خدمت شماکه حرف کسیرو کپی نکردم و نتیجه سالها شرکت در جلسات نقد ترانست! این حرف از شما بعیدبود که با دید حقارت به کسی نگاه کنید تا اونجائیکه من میدونم ترانه یعنی به زبان محاوره و ما باید تمام سعی خودمونو کنیم که تا حد ممکن نوشته ما به زبان محاوره نزدیک باشه من تابحال نشنیدم که یکی تو گفتار روزانه مثلا بگه من رو دوست داری ؟ معمولامیگن منو دوست داری؟ و من رو تو ترانه ها اکثرا برای پر کردن قافیه استفاده میشه شکی هم ندارم اگه شما تو محاوره روزانه تون من رو استفاده میکنید حرفی نمیشه زد ولی من از کسی نشنیدم ! همچنین آدم ها -- مثلا ما میگیم عجب آدمائی پیدا میشنا !! هیچ وقت نمیگیم عجب آدم هائی پیدا میشنا !!! آدم ها شکل نوشتاری هست و تو مکالمات روزمره استفاده نمیشه خیلی جالبه که شما خیلی خوب توضیح داداید که حشو یعنی چی !!! حشو کلامی زاید در میان جمله است که از نظر معنا احتیاجی به آن نیست (اعتراض الکلام) میشه به من بفرمائید که اگر تو مصرع شما " تا " حذف بشه چه مشکلی پیش میاد ؟!! حالا گذشته از جابجایئ ارکانی هم که الان متوجهش شدم و "من " آخر جمله آورد شده ! صورت معمولش میشه این : من نمیخوام بگم مثل فرهادم ! یا من هم حذف بشه باز معنی داره : نمیخوام بگم مثل فرهادم وقتی میگیم نمیخوام خوب مشخصه من نمیخوام ! نمیشه بگیم تو نمیخوام و حتما منی پشت فعل هست و نه چیز دیگری یا به شکل نوشته خودتون نمیخوام بگم من مثل فرهاد م تا حذف شد ! حالامیشه بفرمائید چه مشکلی پیش اومد برای این مصرع ؟! معنای مصرع چقدر عوض شد ؟ من حاضرم این کار رو بدون نام به چند نفر "ترانه سراها ! " نشون بدم و نظراتشونو برای شما بفرستم بازهم عرض میکنم که جسارت منو واقعاببخشید :">
      • شما لطف کنید اول منبع و مرجع رسمیتون رو اعلان کنید در مورد نظریاتتون تا با هم بتونیم صحبت کنیم/ اما باز بهتون میگم چیزی رو ادعا نکنید که بعدن مجبور بشید بگید اشتباه کردم/ کدام جلسات نقد؟ یدالهی؟کاکایی؟ کی؟؟؟؟شما اصولن میدونی شاعر مختار هست که جابجایی ارکان کنه؟ نه شما مرجعتون رو معرفی کنید من شاعری رو برای همیشه کنار میگذارم @};-
  • سلام اگه دیوارِ البرزم جلوم باشه.. فدا مدا @};- ..
  • سلام آقامهدی پشت تک تک ترانه هایی که تاحالا ازتون خوندم یه احساس تردوزیبا هست وبه سادگی وزیبایی به تصویرکشیده شده ومن ازهمه ی اونها لذت میبرم موفق وسربلندباشیدولایک @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام جناب صفا بسیار زیبا و دلنشین بود @};- پر از احساس... با آرزوی بهترین ها
  • سلام جناب صفا ی بزرگوار @};- ترانه خوب کلید خرده بود و خوب به پایان رسیده بود ، هر چند که من دنبال یه بند دیگه تو این کار زیباتون بودم ! کار خیلی پر احساسی بود که بر خلاف ترانه ی قبلیتون احساس لطیفی رو به هم منتقل کرد و منو درگیر کرد @};- خب به قدیمی بودن ترانتون کاری ندارم ولی این برام مهمه که فهمیدم قلم شما در محاوره هم چقدر میتونه توانا باشه و واقعا راغب شدم کارای جدیدتونو بخونم =D> می خوام تا صبح فردا منتظر باشم که توی قلب پر احساسِ تو جا شم غمِ سنگینِ تو بر روی این شونه؛ یه کاری کرده تا من از کمر تا شمthats fantastic قلم روون و سادگی بیانتونو در این ترانه واقعا میپسندم چرا که قابلیت اجرایی یه بالایی م داره و در عین حال ساختار محکمی پیکره ی ترانتونو ساپورت میکنه و تبریک میگم @};- @};- @};-
  • می خوام تا صبح فردا منتظر باشم که توی قلب پر احساسِ تو جا شم غمِ سنگینِ تو بر روی این شونه؛ یه کاری کرده تا من از کمر تا شم سلام مهدی جان احساس کاراتو دوست دارم و این کارت هم به دلم نشست موفق باشی عزیزم @};- لایک :-x
  • سلام آقاي صفا مرسي كه بازم يه كار زيبا از خودتون گذاشتين سادگيه بيان دلنشين بود و منم مثه بقيه ي بچه ها مشتاق كاراي جديدتونم موفق باشيد @};-
  • hi dear @};- amazing @};- the best wishes @};- >
  • درود مهدی نازنین/خوب بود و گیرا/خوب کارم قدیمیه دیگه بحثی نمیشه کرد/پایدار باشی داداش @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام جناب صفای عزیز زیبا و روون با واژه هایی ساده و دلنشین... برقرار باشید در سایه خداوند
  • سلام جناب صفا دوست خوبم به تاریخ ترانتون کاری ندارم اما میتونم ترانه ای که ازتون خوندم رو به یه ساختمون ضد زلزله تشبیه کنم باور کن تعریف نیست استخون بندی ترانه هاتو دوست دارم چون محکم و مقاومه... ضمنا با این بیت بیشتر حال کردم من از شبهای تنهایی نمی ترسم از این سرمای طولانی نمی لرزم بجز آغوش پر گرمای تو مهری؛ به آدم های این دنیا نمی ورزم مرسی =D> @};-
  • بسيار زيبا ...ممنون از ترانه قشنگتون...لايك @};-
  • خیلی زیبا بود آقا مهدی عزیز... =D> @};- من از شبهای تنهایی نمی ترسم از این سرمای طولانی نمی لرزم بجز آغوش پر گرمای تو مهری؛ به آدم های این دنیا نمی ورزم :-) لایک @};-
    • سلام مهدی جان/ممنونم/چرا برای کار جدیدت خبرم نکردی؟ فردا نظرمو برات مینویسم/ اما چون سرم شلوعه از این به بعد باید خبرم کنی @};-
  • درووووود بیا من رو ببر تا لمس فردا ها به دنبالت میام تا پشت دریاها اگه دیوارِ البرزم جلوم باشه؛ نبینی از رمق افتاده این پاها @};- @};- @};-
  • قشنگ بود حس زیبای مردون رو به ارامی و سادگی در معنای شعرتون انتقال دادین
  • مهدی جان حس خوبی داشت حسی که به راحتی به آدم منتقل میشد آفرین میرقصه عاشقونه پروانه توی پیله بارون قشنگه حتی پشت حصار و میله @};-
    • به /حامد جون سلام/کار خودته داداش... دارم به اون برنامه رسیدگی میکنم ختم انعام ;)) مرسی از احساست/راستی اون جریان حذف شده امروز دلم گرفته بود رفتم بخونمش دیدم حذف شده
      • آره دوست داشتم موضوع باشه تا ببینم " استاتید جیره دستش " کیا هستن که ترانرو انقد کودکانه میبینه اما خب بچه ها میگن چن نفر اعتراض داشتن که این نوشته پرستیژ اکادمی رو تحت شعاع قرار میده برا همین حذف شده کلا بعضی غوره نشده مویز میشن... ---------------------- همیشه بهت زحمت میدم برادر... @};- جز دردسر چیزی برات ندارم
  • خوشحالم که می تونم خواننده ی احساسات زیباتون باشم،لایک شد استاد! :-) @};-
  • سلام جناب صفا.خوندن یه ترانه خوب آخر شب.خستگی هارو در میکنه.مرسی که ترانتونو خوندم @};- @};- @};- با مهر
  • کار ساده ولی زیبایی بود اما خب پختگی الآن شما رو نداشت!! مشتاق کارهای جدیدتر هستیم... :) هرچند که ترانه با 3 قافیه در هر بیت به جای دو تا اصلن آسون نیست!! لایک ، با مهر... @};-
    • سلام اقای اسماعیل زاده/خیلی خوش امدید به تماشای این نوشته/ممنونم از نظر بزرگوارنتون/ @};- امید وارم به زودی بشه این کار رو کرد @};-
  • درود بر این عاشق ساده و مهربان ترانه ی عاشقانه ی دلچسب و شیرینی بود مرسی از کار قشنگتون واقعأ لذت بردم و لایک @};-
  • درود به اخساس و قلمتون جناب صفا @};- @};- بیا من رو ببر تا لمس فردا ها به دنبالت میام تا پشت دریاها @};- @};- بی نهایت لذت بردم..
    • سلام فرشاد جان/خوشحالم که لذت بردی/ به ما دوباره کی لذت میبخشی با کار های متحول شده ات؟ @};-
      • ممنونم از تعریفتون جناب صفا.. امیدوارم بتونم چیزی بنویسم که واقعآ لذت ببرید.. همش از زحمات شماست که واسه همه ما میکشید. خدا کنه شاگردِ خوبی باشیم @};- @};- @};-
  • میخوام تا صبح فردا منتظر باشم که توی قلب پر احساس تو جا شم @};- واقعا" زیبا بود آقای صفا =D> =D> =D> لازم به تعریف نیست @};-
  • درود جناب صفا واژه های ساده ی ترانه هاتون همیشه دلنشینه بزرگوار. مانا باشید...با مهر @};-
  • سلام جایز نیست چیزی جز این بگم که ساده ترانه ی دلنشینتون رو دوس داشتم @};-
  • سلام و درود... بسیار عالی..ممنون بابت خلق چنین احساس و ترانه ی زیبایی که سرودید @};- به یزدان رحمان می سپارمتون @};- بدرود @};-
  • سلام آقای صفا....... بازم یه حس ناب و بی نظیر رو به من منتقل کردید...... که تنها عاشق و دلداده ای سادم...ساده و زیبا و پراز احساس. همیشه لایکید.....
  • سلام ترانتون و قشنگ احساس کردم و معنیه یه ترانه ی خوب رو فهمیدم سپاس @};-
  • مهدی عزیز @};- @};- @};- همیشه قلمتون محکم ...منطقی ... جذاب و در عین حال پر احساسِ @};- احساس ناب ترانتون رو دوست داشتم @};- تصاویر عالی و کلام روون و دلنشین @};- بی نهایت لذت بردم--لایک @};-
  • سلام جنابِ صفای عزیز چقدر ترانتون به حال و هوای این روزام میخورد :-) مگه میشه ترانتونو دوست نداشت ...مرسی لذت بردم @};- @};- @};-
  • خیلی خب مام که دوم شدیم :-S بسیار زیبا بود ،اصلن حس نکردم که ترانه مربوط به چند سال قبله و هنوز به نظرم تازه میومد ....باز هم ممنون برای قسمت کردن شاعرنگی هاتون با ما @};- @};- @};- @};- @};-
    • به به خانم ملکی/ افتخار دادین خانم ملکی/ ما الان :"> اینجوری شدیم/ ممنونم میناجان زنده باشی و شاعر همیشه منتظر نظراتت هستم @};-
  • مرسیــــــــــــــــــــــــ جناب صفا...افتخار این و دارم برای اولین بار اولین خواننده ی ترانه زیباتون باشم...عاشقانه ی زیبایی بود...منتظر نوشته های تابستایتان هستم..تابستانی 91 :-) بیا من رو ببر تا لمس فردا ها به دنبالت میام تا پشت دریاها اگه دیوارِ البرزم جلوم باشه؛ نبینی از رمق افتاده این پاها @};- @};- @};-
    • ممنونم خانم پهلوان شما لطف دارید و خوشحالم که حضور دارید پای این نوشته/ کار های جدید خیلی دوست دارم بذارم اما معذورم با خودم عهد کردم اول مثنوی ها و غزل هام رو در دنیای مجازی منتشر کنم/امیدوارم بخش شعر خیلی زود اضافه بشه تا براتون کار های جدید تری به نمایش بذارم/ضمنن فصل شاعری من خزان هست و معمولن در 90 شب پائیزی برای تمام سال مینویسم @};-
      • امیدوارم به زودی شاهد این اتفاق در سایت باشیم تا با شعر های شما سیراب شویم..من و تمامی دوستانم...حالا یه کار تابستانه بنویسید... چه میشود مگر؟ :-)
      • کادر مدیریت به تمام قول هایی که داده عمل کرده ومطمئن باشید به این هم همل میکنه چشم من هم یه کار تابستانه رو برای این اتفاق فرخنده بنام اکامی ترانه تقدیم میکنم @};-