فصل ســــــرد…

فصل ســــــرد…

ما مال هم نبودیم
این عمق یک سرابه
کابوسه واقعیت
رویام توی خوابه

من از تو دور میشم
این فصل دیگه سرده
اما بذار بباره
اشکی که بغض کرده

سنگینه این جدایی
وقتی نمونده با تو
این عاشق غریبه
می فهمه حرفهاتو

واسم نیار بهونه
از دست سرد تقدیر
دستات که سرد باشه
دنیا نداره تقصیر

ما مال هم نبودیم
اصرار من بجا نیست
من بچه بودم و عشق
هم مال بچه ها نیست

اما هنوز نگاهت
تو چشم من اسیره
ترکم نکرده عادت
این درد ناگزیره

سنگینه این جدایی
وقتی نمونده با تو
این عاشق غریبه
می فهمه حرفهاتو…

نوروز ۹۱

ممنون که با نقدهاتون بهم کمک می کنید… :)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: