خواب عروسک میبینم

این روزا مثل بچگی دنیامون کاغذی شده

حرف خیال و قصه نیست دنیا عروسکی شده

زمان داره میگذره و من و تو غرق بازی ایم

نذار بازی تموم بشه ما به همینم راضی ایم

بازم صدام کن مثل اون روزای گرگم به هوا

بذار شب ارغوانی شه از اخرین بازی ما

تموم دلواپسیام تو این بازی انتهاشه

اونی که قصرو نوشت نگفت اخرش کجاشه؟

سوت و کورم مثل چشات وقتای اخر بازی

دنیامون خیلی کوچیکه مثل روز خاله بازی

ترسی نبود از رسوایی بچه بودیم رنگ صفا

فاجعه معنی نداشت وقت عبور از کوچه ها

این ولی بچه بازی نیست میگن باید جدا بشیم

انگار ته بازی رسید نمیشه هم صدا بشیم

عروسک قصه من تو بازی قسمت نداریم

این زندگی کاغذی نیست میبینی؟فرصت نداریم

قصه دیگه تموم شده من ولی فکر بازی ام

خواب عروسک میبینم حتی به خوابت راضی ام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: