تنهایی

یادش نمیاد که دقیق از کی

چن وقته که دیگه نمی خنده

رو گوشی سایلنت هم خونه ش

چشماشو خیلی ساده می بنده

روزش خلاصه س توی چاردیوار

رو گرد جامونده به روی قاب

از شهرو آدم هاش جدا می شه

با پرده ی صاف اتاق خواب

هی تیکه تیکه می کنه فکرو

هی پرت می شه توی حواس پرتی

تیزی بغض چشماش و می بره

تنهایی و گریه ش شده شرطی

یادش نمیاد کی بود از دستش

خوشبختی افتاد و ترک ورداشت

از وقتی که چشماش و گریه برد

با خط خیس آخرین یادداشت

یا شایدم وقتی که دست عشق

سیلی می شد رو صورتش بی عار

رو بی پناهی تن خسته ش

خاموش می شد آتیش سیگار

به قرص های خواب روی میز

سنگینی چشماشو مدیونه

بعضی شبا از فرط تنهایی

تا صب (ح) به یه کابوس مهمونه

یادش نمیاد کی بود از دستش

خوشبختی افتاد و ترک ورداشت

از وقتی که چشماش و گریه برد

با خط خیس آخرین یادداشت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام مهربان جون خیلی قشنگ بود.عزیز مرسی که ترانمو خوندی.
  • مهربان عزیز یکی از کسانی هستی که ترانه رو میفهمی....لذت بردم...عالی بود
  • یادش نمیاد کی بود از دستش خوشبختی افتاد و ترک برداشت مهربان عزیزم مرسی از این ترانه زیبا لایک @};- @};-
  • یادش نمیاد کی بود از دستش خوشبختی افتاد و ترک برداشت مهربان عزیزم مرسی از این ترانه زیبا لایک @};-
  • تو و ترانه هات فوق العاده این مهربان...همین به ذهنم رسید فقط =D> =D> =D> =D>
  • سلام مهربان حس و حال اکادمی این ترانه رو می خواست گفتنی هارو مجید گفت مرسی @};-
  • سلام مهربان عزیز احترام به دردهای یک دوست و انتشار الام درصد زیادی از زنان امروز جامعه ی ما که هنجار ها را به دست فراموشی میسپارد کاری بزرگ و ستودنیست ترانه ای روائی را مشاهده کردم که 6 بند ان را تشکیل میدهد / بندها به هم از نظر معنا متصل هستند و قصه ای را برای ما اغاز میکنند.فقط از نظر زیبایی شناسی در توانایی سرایش میشه برای این شعر صحبت کرد و نه نکته ی دیگری به اعتقاد من استعداد شما در حال اغما به سر میبرد / ما زنی داریم که یادش نمیاد چند وقته نمیخنده و چشمش رو به تماس ها میبنده/روزش در چهار دیواری میگذره و خاک روبی از قاب شاید و با پرده اتاق خواب از ادما جدا شده/همش توی فکر و خیال هست و گریه و تنهاییش مخلوط شده/یادش نمیاد کی خوشبختی رو از دست دارده و ارتباط از زمانی که با دیدن یه نامه نمناک (چرا نمناکه و کار کی هست)گریه چشماشو برده/ یا شاید هم اینا بخاطر کتک هایی هست که بخاطر عشقش محکوم به خوردنش بوده و روی تنش سیگار خاموش میکرد شخص مجهول/خواب رو مدیون قرص هست و بعضی شبا از تنهایی تا صبح کابوس میبینه/ این شخصیت چرا رها شد ؟ پیامت چی هست ؟ حرفی زدی که ذره ای از درد این زن کم کنه؟ مهربان عزیز تو شاعر خوب و توانایی هستی اما اونقدر خام و بیتجربه که طرح کار رو در خود کار نابود کردی از وزن کارت نمیگم که متلاشی هست از امروز شما فقط به موضع جناب شرافت فکر میکنی و شعری خوب مینویسی و وزن هم نمیخوام رعایت کنی فقط موضوع رو دسمالی نکن و کنار ننداز. تا تلاش کنیم و قلمت رو از این پله عبور بدیم/ هر نوشته ای را هدفی تحریک میکنه و ما هیچ هدفی در اینهمه تصویر خوب ندیدیم/
  • زيبا بود مرسي =D>
  • سلام خانم آقایی گرامی نمیدونم الان باید از دستتون عصبانی باشم یا ... کارتون خیلی خوب بود اما یه جاهایی کارتون رو با استفاده از ترکیبهای نامانوس و شعاری دور از دسترس کرده بودید و از حالت واقعی روایت در آورده بودید "تیزی بغض چشماش و می بره"و "دست عشق" اصلاً خوب نبودن "هی تیکه تیکه می کنه فکرو" معمولاً برای فکر کردن از ذره استفاده میشه نه تیکه البته نمیدونم واقعاً برای فکر میشه واحد سنجش در نظر گرفت یا نه اما چیزی که توی زبانه محاوره هست ذره است (نظر شخصی) در ثانی جابجایی ارکان جمله دارید و این خوب نیست "هی پرت می شه توی حواس پرتی" ی باعث میشه از وزن بیفته باید حذف بشه در ثانی هیچ ایرادی هم کار پیدا نمیکنه و... این کارو بیشتر از کارهای دیگه اتون دوست داشتم حتی از اونی که برگزیده شده شاید به خاطر اینکه بیشتر با حال و هوای نوشتاری من سازگاره تلخ نوشتن رو واقعاً دوست دارم موفق باشی با احترام @};-
  • مهربان جان سلام ببخش چند وقتی نبودم کار برگزیدتم هنوز فرصت نکردم بخونم @};- راستی یه عالمه تبریک بابت اینکه ترانت انتخاب شد @};- @};- @};- عزیزم ترانت به دلم نشست و ممنون @};-
  • چن وقته که دیگه نمی خنده؟
  • سلام خواهر روشای مهربووووون نیستیاااااااا منم نیستم البته عالی بودی به خاطر اون ترانتم تبریک میگم فدا مدا
  • خیلی قشنگ بود عزیزم موفق باشی خانومی @};- @};-
  • روشا جون..این چیه نوشتی ؟ آلمانی نوشتی؟
  • سللللاااامممم... بابا کولاک..اینکاره... تیزی بغض چشماشو میبره... بابا تصویر ساز.... خیلی خوشم اومد.. عالی بود عالییییی.... شروعش چقد لطیف و شاعرانه س... خیلی حظ کردم... هیپ هیپ هورا...
  • خواهر عزيزم فكر كنم اين كارت جزء شاه كارات بود... =D> =D> =D> پر از تصوير هاي ملموس... =D> =D> =D> =D> از شهرو آدم هاش جدا ميشه با پرده ي صاف اتاق خواب عالي بود...چه تصويري.. @};- @};- @};- نميدونم كدوم بيتشو بگم همش عالي بود... رو بي پناهي تن خستش...خاموش ميشد آتيش سيگار...danke....محشر بود... @};- @};- @};- لايك
  • سلام و درود.گفتنی هارو دوستان گفتن منم از این ترانه زیبا لذت بردم.
  • مهربان عزیز....ممنونم اما ترانه ی دردناک خشنی بود...در اکثر بند ها دلتنگی و غصه با خشونت در چشم خواننده مینشست.لایک دوست خوبم.بامهر.پهلوان @};-
  • می پسندم بسیار آفرین داره کار قشنگ شما @};-
  • سلام مهربان عزیزم کارت مثل همیشه فوق العاده زیباست و لبریز از تازگی و تفاوت.... گوشی سایلنت و چشم بستن رو این قضیه بی تفاوتی رو خیلی خیلی عالی به تصویر کشیده و واقعا باید مرحبا گفت به این همه تیز بینی و ریز بینی =D> مدیون بودن خواب به قرص که در اینجا از سنگینی چشم براش استفاده کردی واقعا عالیه ... همینطور سیلی خوردن از عشق... مهمون کابوس شدن... بریده شدن چشم توسط تیزی بغض...و افتادن خوشبختی که ترکیبات واقعا دلنشین و معرکه ای هستن =D> =D> =D> اما چن تا نکته هم به نظرم می رسه که دوس دارم برات بنویسم :-) دلم می خواست به جای دقیق از "درست" استفاده میشد. شاید چون خودم از دقیقا بیشتر استفاده می کنم به همین خاطر "دقیق" خوب تو دهنم نمی چرخه :-) رو گرد جامونده "به" روی قاب.... حس می کنم "به" نقشی نداره. و "روی " معنارو کامل منتقل می کنه. در مورد بندی که دوبار در کار تکرار هم شده با جناب عیار موافقم مهربان خوبم. البته اولین باری که خوندم با بیت ایینترش چفتش کردم و به نظرم مشکلی نداشت یادش نمیاد خوشبختی کی از دستش افتاد ، از وقتی چشماش با دیدن آخرین یاد داشت خیس شد ، یا وقتی که از عشق با بی عاری سیلی می خورد؟! ... اولشو به این صورت خوندم و به نظرم خیلی هم زیبا اومد... چون این سردرگمی در به خاطر نیاوردن اصل قضیه رو با آوردن دو انتخاب که با "یا" از هم جدا شدن خیلی عالی به تصویر کشیده بود. اما در آخر کار که دوباره اون بیت ِ "یادش نمیاد..." تکرار شد و اینبار بدون بیت قبلیش، تصوری که جناب عیار کاملا توضیحش دادن برای منم به وجود اومد. از اینکه نوشتم سته ت کرد خیلی خیلی معذرت می خوام. و امیدوارم همیشه در اوج باشی. دوباره میگم از کار عالیت خیلی خیلی لذت بردم واثعا مرسی =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • سلام مهربونم واقعا قشنگ بود =D> لاییییییییییییییییییییییییییییییک ولی احساس میکنم تموم نشد!!!!! :-S
  • سلام مهربان جان مهربون..همیشه کاراتو دوس داشتم و دوستان هم حرفهارو گفتن..ممنونم +لایک @};-
  • سلام مهربا جون کاذت زیبابودعزیزم دوستان نقدکردن @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام مهربان عزیز از این ترانه ها میذاری فکر قلب ضعیف و زخم خورده ی ماهم باش :-) مثله همیشه قشنگ بود و دوس داشتم @};-
  • سلام ، بسیار زیبا بود ممنونم
  • مهربان سلام . كفتنيا رو دوستان گفتند . در كل كارت عالي بود . لايك
  • خيلي قشنگه...آفرين... =D> نمي خوام كلمه هاي بزرگونه بگم...اما تصوير سازي دقيقي داره، به نظر من :) @};-
  • سلام مهربان خانم آقایی لذت بردمو ازتون یادگرفتم @};- @};- @};- مرسی بابت ترانهزیباتون @};- @};- @};-
    • سلام ممنون که وقت گذاشتی من هنوز یه بچه ام ساده ی ساده همه ی دنیا سوار و من پیاده. من هنوز یه شاگرد تنبل و دست و پاچلفتی ام که باید خیلی خیلی زیاد یاد بگیرم. ممنون از حضورت دوست خوبم @};-
  • سلام مهربان جان...... زیبا بود. لایک.
  • سلام. زیبا بود دوست من @};- @};-
  • به قرص های خواب روی میز سنگینی چشماشو مدیونه لذت بردم.درود @};- @};-
  • مهربان دوست داشتنی من :-x :-x مثل همیشه عالی --و گفتنی هارو دوستان گفتن @};- @};- موفق باشی گلم لایک @};-
  • سلام خیلی زیبا بود لذت بردم =D> =D>
  • مثل همیشه یه حس قوی تو کار موج میزنه که خیلی خوب به خواننده منتقل میشه، تصاویر زیبایی رو تونستی شکل بدی و بسازی اما یکی دو جا وزنت لغزید که شاید به خاطر اشتباه تایپی بود یا نوع خوندن من!! مثل: "هی پرت می شه توی حواس پرتی" "تیزی بغض چشماش و می بره" اما جاهایی که به دلم نشست: رو گوشی سایلنت هم خونه ش چشماشو خیلی ساده می بنده به قرص های خواب روی میز سنگینی چشماشو مدیونه =D> یادش نمیاد کی بود از دستش خوشبختی افتاد و ترک ورداشت تو اوج بمون و سعی کن بهتر بشی... @};-
    • سلام عباس جان. آقا در مورد وزن مصرع اول ه فرمودی باهات منم هم عقیدم البته فکر کنم اشتباه تایپی باشه. اما فکر نمیکنی وزن مصرع دومی که گفتی درست باشه؟ فقط باید (بغض) رو به جای هجای کشیده هجای بلند خوند. با احترام دوست من @};-
    • در مورد مصراع حواس پرتی من هم به همون صورتی که نوشتین بیشتر می پسندمش اما اینطوری که نوشته شده هم درسته. فقط باید هی پرت میشه، سر ی هم خونده بشه. و در مورد مصراع بعدی هم اگه "ر" رو در "می بره" مشدد بخونین ، در ادامه ی توضیحات جناب عیار، کاملا روون خونده می شه. تیزی بغض ، چشماشو می برّه
    • سلام عباس عزیز .وزن مشکلی نداره فقط باید پرت و سریع بخونی الیته اون جوری که شما می گی ام میشه یعنی بخونیم پرت می شه تو حواس پرتی مرسی که خوندی و خوشحالم که نظرت و جلب کرده @};- @};- ممنون امیر و ودیعه ی عزیز
      • خب من هم منظورم همین سریع خوندن و خواننده رو وادار به هموار کردن آوا ها و هجاها برای خوندنه که به نظرم هرچی کمتر تو کار وجود داشته باشه بهتره که با یه کم جابجایی و تغییر کلمات خیلی راحت بهش میرسی. ممنون از دقتی که دوستان عزیزم دارن... @};-
  • سلام مهربان عزیز. لذت بردم از خوندن ترانه ات. قلم شیوایی داری و وزنی که انتخاب کردی به محتوای ترانه خیلی خوب میشینه. شاید منم برای کار بعدیم همین وزن رو انتخاب کردم. ممنون که بهم ایده دادی @};- @};- اما بریم سراغ نقد با اجازت: ۱. یک جا رو یا من دارم اشتباه میخونم یا خودت اشتباه تایپ کردی. چون به نظرم وزن رعایت نشده اونجا. (هی پرت می شه توی حواس پرتی). من (پرت) رو هجای کشیده میخونم. اگه اینطور باشه (توی) باید تبدیل بشه به (تو). البته ممکنه اشتباه کنم فقط گفتم که چکش کنی دوست من @};- ۲. در کورس کارت که (یادش نمیاد کی بود از دستش خوشبختی افتاد و ترک ورداشت از وقتی که چشماش و گریه برد با خط خیس آخرین یادداشت) فکر میکنم (از) در مصراع سوم خوب نتونسته ارتباط معنایی رو که شما میخواین رو بر قرار کنه. یعنی به مخاطب این رو درست منتقل نمیکنه که میخواید بگید ( با اینکه یادش نمیاد و از اون موقع بود). به نظرم برای وصل کردن مفهوم دو مصرع آخر با دو مصرع اول به کلمات دیگه ای یا بیان دیگه ای نیاز دارید. البته این ها نظر من بود. مرسی بابت ترانه ی زیبات مهربان عزیز کلی لذت بردم :-x @};-
    • اصولا درست نیست وقتی شعر نقد می شه سراینده توضیح بده . در هر حال ضعف از منه که نتونستم مفهوم و برسونم نه از نوع خوانش شمای خواننده. ولی اجازه بده بگم توضیحی که خانوم ودیعه دادن درسته شخصیت ترانه داره فکر میکنه به این که کی خوشبختی از دستش افتاده زمانی که آخرین یادداشت و خونده یا وقتی که دست عشق رو صورتش سیلی شده یا زمانی که تنش با سیگار سوزونده شده . مرسی از وقتی که گذاشتی و لطفی که داری @};- @};-
      • مهربان جان مرسی از پاسخت. درباره ی مصرع آخر کورست یک پیشنهاد دارم ببین نظرت چیه: اگه (با) رو به (یا) تبدیل کنی شاید بهتر بشه. یه حالت شک رو نشون میده توی تصمیم گیری. البته صرفا پیشنهادی بود که به ذهنم رسید گفتم باهات درمیون بذارم دوست من @};-
  • مهربان گرامی @};- چه شورشی در احساس خسته ی این روزهام به پا کردین @};- @};- @};- قلمی که همیشه من را راضی میکنه و این اعتراف را بار ها کردم :-) تمام ترانه را دوس داشتم و مخصوصا شروع کار را @};- تعبیر جدا شدن از شهر و آدماش را خیلی دوس دارم .................................. هی تیکه تیکه می کنه فکرو هی پرت می شه توی حواس پرتی تیزی بغض چشماش و می بره تنهایی و گریه ش شده شرطی(پرت و شرط چه قد مناسب :-) .................................. یادش نمیاد کی بود از دستش خوشبختی افتاد و ترک ورداشت از وقتی که چشماش و گریه برد با خط خیس آخرین یادداشت(ور داشت و یاد داشت کمی ضعیف تر از قوافی دیگرتون بود ) اما محتوای بند زیبائی خودش را داشت. ............................................... در ادامه وقتی پای سیگار و قرص های خواب به میان میاد ترانه به کلیشه نزدیک میشه و قرص و سیگار دیگه کمی تکراری شده @};- @};- @};- پایان ترانه کمی ضعف داششت و من انتظار داشتم مشخص شه که چه کسی را خطاب دادی :-? و میتونستی بهتر ازین تمام کنی @};- @};- @};- تصاویر کار را دوس داشتم و میشه گفت تازه بودن و این خصوصیت اغلب ترانه های شماس @};- موفق باشید ...لایک @};-
    • مجید عزیز خیلی ممنون از این همه لطفی که به من داری . من تا حالا تو ترانه از سیگار استفاده نکردم چون جزو دارو دسته ی no smoking ها هستم به دلیل مشکل تنفسی که دارم این ترانه رو براساس زندگی زنی نوشتم که باهاش ارتباط دارم و توسط همسرش آزار داده شده بود با سیگار. اما در مورد قرص چون طاقت درد و اصلا ندارم تا دلت بخواد مسکن خور حرفه ای ام حتا وقتی پام یه پیچ کوچولو می خوره سریع یه مشت مسکن. دیگه بی خوابی و خواب آور که قصه خودش و داره. منظورم اینه چون باهاشون نزدیک هستم خیلی میان تو ترانه هام. بازم مرسی که خوندی@};- @};- @};-
  • سلام خانم آقایی ... احسنت به شما ...خیلی زیباست... @};- =D>