فکر بارون

تو پر از شهوت بوسه
تو پر از حس غروری
واسه این کویر تبدار
مثه چشمه بی حضوری

تن من داغی لوته
تن تو برف کوهستون
دست شرجیه خلیجه
روی سرمای زمستون

یه جزیره هستی در من
بر سرت جهانی جنگه
تو تفنگه سربازامون
یه ترانه جا فشنگه

مثه یه سکوی نفتی
پر تنهایی و تهدید
سر خون تو قرارداد
مافیای عشق و تردید

مثه اروند دل گرفتم
مثه تالابی که مرده
مثه آخرین غزالی
اما گرگی تورو خورده

نسلمون در انقراضه
ببر زخمی شمالی
آخر قصه همینیم
طعمه ی دسته شغالی

پری از حس یه بوسه
تو پاهام حس فراره
توی دستت پر زنجیر
واسه آخرین قراره

مثه دریاچه ی شوری
اشک تو درنای جونم
شورزار چشمای ما
میمیرم اگه بمونم

فکر بارون، تو و کوچه
فکر بارون، تو و سیگار
فکر بارون، تو و پرسه
فکر بارون،… خدانگهدار!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: