قله

نفس هاتو نگیر از من / هوای خونه بی روحه
دلم مثل صدایی شد / که درگیر دل کوهه

شدم یک قله تنها / که افتادم تو این پستی
که هستیمو به این بستم / بدونم تا ابد هستی

بدون تو سرازیرم / به اون عمقی که میدونی
من از رو قله افتادم / منو از چی می ترسونی؟

به جای رود رو کوهم / هجوم اشک رو خاکه
صدای دوستت دارم / فقط تأثیر پژواکه

نفس هاتو نگیر از من / که بی تو بهمن سردم
بذار از این سراشیبی / به سمت قله برگردم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام. ترانه تون کوتاه اما زیبا بود @};- =D>
    • هیچ وقت دوس نداشتم به زور ترانه رو طولانی کنم چون وقتی چیز زیادی برای گفتن ندارم دیگه خوب نیس بخوام ترانه رو به 7 یا 8 بیت برسونم... ممنون از نگاه مهربانت... @};-
  • سلام.. منو از چی میترسونی؟ براوو داری..کلن از ترانه ت لذت بردم.. ممنون......
  • دلم مثل صدایی شد / که درگیر دل کوهه @};- تصویر جونداری بود باید تشبیهات رو به روشنی مسترد کنی به شخص و ضمیر لایک
  • سلام عباس عزیز. ترانه ی بسیار زیبایی بودو لذت بردم. لایک @};-
  • سلام عباس عزیز......خوش اومدی عزیزم.....زیبا بود..... لایک @};-
  • سلام دوست من ترانه ای بود که خوب جمع شده بودو این را میخوام بگم که دوستان هم توجه کنن... لزومن این نیست که وقتی احساس نوشتم دست میده و ما شاید بیت های زیادی بنویسیم اما همه ابیات توانا نمیشن و من از دوستان ترانه هائی میخونم که به 20 بیت هم میرسه و خب تمام حرفشون در 8 بیت خلاصه میشه و شما دوست عزیز هم به خوبی در 5 بیت که البته کوتاهتر از معمول بود حرفتون را زدید و من هم احساس کار را دوس داشتم @};- @};- @};- موفق باشید و ماندگار
    • ممنون دوست عزیز @};- با نظرت به شدت موافقم زیاده گویی قدرت ترانه رو از بین میبره ترانه های قدرتمندی رو مثلاً از روزبه بمانی و مونا برزویی (به خصوص روزبه) دیدم که تو 4-5 بند اونقدر زیبا حرفشو زده بود که تفسیرش چندین ورق میخواست!!! این ترانه هم چند بیت و بندش حذف شد تا این از آب در اومد، چون من اصولاً تا حس نکنم بیتم به نظر خودم خوب شده اونو تو ترانه قرار نمیدم! اما اینکه کوتاهتر از معمول بود رو زیاد باش موافق نیستم، چون معمولاً تو آهنگ ها یک یا دو بند تکرار میشه و گاهی حتی ترانه دو بار خونده میشه و این خیلیم کوتاه نبود به هر حال متشکرم که نظر دادی @};-
  • سلام خوش اومدین دوست من..ترانه ی خوبی وبد..با نظر دوست عزیز و بزرگوارم جناب صفا موافقم..سپاس @};-
  • سلام جناب اسماعیل زاده خوش امدید الان دیگه در مورد شعر شما نوشتن لذتی نداره /شاعر ..بذارید اول حامد رو موردخطاب قرار بدم... حامد جان شاعر نباید هیچ کلیدی رو در جایی بجز درون شعرش قرار بده و من هرگز دوست ندارم تا زمانی که نوشته ای رو در اندازه ی درک خودم فهمیده باشم با شاعر برخورد کنم / تو حرفه ای هستی حامد جان و این مساله رو هیچ وقت فراموش نکن که گاهی شاعر خودشم نمیدونه چیکار کرده. در این انجمن از نوشته ای دفاع کردم .شاعر امد و تایید کرد که بله و من همین نظرم بوده . بدون رودربایستی گفتم چه کسی از شما نظر خواست ؟ اینطوری شاعر یاد میگیره نقد بشه و سکوت کنه. اما جناب اسماعیل نژاد/شما چه لزومی دیدی که در اولین بازدید بیایی و کارت رو تفسیر کنی؟این کار شما خیلی اماتور هست/ در سایتی خانمی شعری نوشته بود و در بخشی از شعر راز گونه ی خود نام بلوط دریایی را بکار گرفته بود. منتقدین پر ادعای ان سایت کذایی برای چند شب این نوشته را بازیچه ی متلک گوئی ها ی خود کرده بودند در حالی که شاعر اصلن حضور ظاهری نداشت. یک روز قبل از پایان نقد که تمام صاحبنظران ایراد سخن کرده بودند برایشان از بلوط دریایی نوشتم و هرگونه که دلم خواست بر انها تاختم. حال شما هم شک نکنید اگر من کارتان را کشف نکنم جامد هست او نکرد علیشیری هست او نکرد شمس هست و و و اگر همه نتوانستیم یا کار ایراد دارد یا شما منتطق را رو میکنید و ما میفهمیم ایراد از ماست/ موفق و سبز باشی.. کار هرچه بود لذت بردم که در 5/6 بیت حرفت را زده ای ممنون
    • والا من اولین بار هست که کار میذارم و شاید رسم گروه رو نمی دونستنم اما در مورد توضیح حق با شماست، خود خواننده باید متوجه بشه و اون نکته هم جالب بود که گاهی شاعر یا ترانه سرا صرفاً چیزی رو میگه که به ذهنش رسیده و آوردتش روی کاغذ ولی نکته ای که هست اینه که ملت قبل از اینکه بیان و نظراتو بخونن ترانه رو میخونن و یه برداشت کلی از ترانه میکنن و میتونن بگن ترانه رو فهمیدن یا نه! درسته که نباید مستقیم توضیح می دادم اما حس میکنم اگه کسی بخواد متوجه مفهوم ترانه بشه یه بار که با دقت بخونه حرف کلی رو میگیره ، خودم که اصلاً تا کارو به دقت نخونم نمیرم سراغ نظرات!! ( و میدونم بسیاری از بچه ها هم همینطور هستن) اما در کل از این حرف خوشم اومد که هیچ کلیدی نباید وجود داشته باشه جز شعر!! در ضمن، "اسماعیل نژاد" نه!! اسماعیل زاده!!! هرچند مهم نیست، همون عباس صدام کنید راحت تریم!! :-) ممنون...
  • سلام خوش آمدید راستش نفهمیدم یه موضوع رو در ترانه ی خوبتون شما خودتون رو به کوه تشبیه کردید خب اما در ادامه شما شدین کسی که روی قله کوه هست و از قله سقوط کرده من یکم بد فهمیدم به نظرم منو روشن میکنید ؟ @};-
    • سلام ، ممنون از خوش آمد گوییتون... نکته قشنگی رو پرسیدین که قبلاً یکی از دوستام هم ازم پرسیده بود! در واقع عاشق خودشو به قله تشبیه کرده (که اسم ترانه هم هست) که تو اوج بوده و بدون معشوق داره از اوج به عمق سراشیبی دره میره! (مثلاً یه قله سفید رو یه کوه رو در نظر بگیرین که از اوج کنده بشه و بیفته پایین!!!) :-) همونطوری که میگه رو کوهی که من قله اش هستم به جای رود، اشک داره جاری میشه! یه کم تخیلیه اما اگه بتونین تصورش کنین جالبه!! ممنون که دقیق خوندین @};-