غزل

یه غزل کمی ترانه
یه ردیف عاشقانه
سخن صریح عشقی
که تو متن نامه هامه

دو سه خطی از پریدن
تا افق نفس کشیدن
روی شب یه خط ممتد
دور غم قفس کشیدن

با ستاره ها نشستن
کمر امید و بستن
یا اگر نمیشه بستش
کمر غم و شکستن

با یه خنده غصه هارو
تا ابد قلم گرفتن
همه ی گلایه هارو
کمی دست کم گرفتن

گل نازنین من , من
همه ثروتم یه برگه
یه دل صاف و کمی اشک
که چکیده روی برگه

یه دوبیتی یک ربایی
یه قصیده از چشاته
یه قلم یه شعر آبی
یه مرکب و دواته

یه غزل کمی ترانه
یه ردیف عاشقانه
سخن صریح عشقی
که تو متن نامه هامه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام. زبان ترنه در دو بیت آخر یه مقدار نمیخونه با باقی ترانه. "مرکب....دوات..." سادگی قلم تون رو دوست داشتم. سلامت باشید. @};- @};- @};-
    • سلام حسام عزیز مرسی از لطفت دوست من @};- راستش چیزی که توی ترانه هام من رو خیلی نگران میکنه همین ناهمگونی زبانیه. البته چون من حتی حرف زدن عادیم هم تلفیقی هستش طبیعیه که این جور بنویسم اما تلفیق باید درست و به جا باشه و توی ذوق شنونده و خواننده نزنه. آیا توی ذوف شما زد موقع خوندن و باعث ایجاد ناراحتی شد؟ خیلی دوست دارم پاسختون رو بدونم دوست من چون روی کار هام خیلی تاثیر خواهد گذاشت جوابتون. ممنون :-x @};-
  • سلام به درخواست خودتوننقد میکنم به نظر من ارتباط عناصر اصلی ترانه هم به طور عمودی و افقی بسیار لازمه شما زبان مخصوص به خودتون رو پیدا کردید و به مرز ساده نوشتن در عین تنیدن تصیر نزدیک شدید اما وقتی این وزن را انتخاب میکنید باید قدرت تصویرسازی ای پشت سر هم بی نهایت ممتد باشه به نحوی که ذهن مخاطب بی اراده کشیده بشه به سمتو سوی سخن شما هجا ها تو این وزن کمن و تصویرسازی بالا که حتما باید رعایت شود زبان تران باید متمایز از زبان شعر باشد روان و گیرا مینویسید با احترام @};- بداهمو ویرایش میکنم یه نگاه و یه ورق از پنجره تو کتاب ماه پیدا میکنم وقتی که چشم تو رو کم میاره همه ی ستاره رو میشمرم @};- @};-
    • مرسی از نکاتی که بهشون اشاره کردی اعظم عزیز. البته من زیاد قصدم تصویر سازی نبود توی این کار اما حرفت به جاست. ممنونم که نقدم کردی دوست من @};-
  • سلام خوش اومدید ترانه ی زیبایی است . موفق باشی @};- =D> =D>
  • دوستش داشتم. آورین. کاش یه حرفیم توش داشت. یا یه نتیجه گیری
    • اول اینکه درور بر رضای عزیز اینکه ترانه حرف داشته باشه باهات موافقم (که البته این ترانه حرف داره) که البته اگه ترانه ای حرفی نداشته باشه دیگه ترانه نیست و کششی نداره ولی خب لازم نیست که همیشه مثل یه داستان و اتفاق افتاده یا نیفتاده ابتدا و انتهایی داشته یاشه ترانه می تونه یه احساس یاشه یه ویژگی یه توصیف...مثلا شما از معشوقت و خصوصیاتش میگی یا از احساست در یه دوره از زندگیت میگی یا...تو همه اینا حرف داری اما ابتدا و انتهایی نیست و حتی نتیجه گیری خاصی نظر شخصیه شاید من اشتباه میکنم اگر برداشتم اشتباست راهنماییم کنید @};- با سپاس و احترام @};-
    • خب امیر عزیز @};- @};- اول اینکه خوش اومدی و ترانه خوبی بود و اولشو خیلی خوب شروع کردی @};- @};- من دوست داشتم موفق باشی --لایک دوست عزیز @};- @};- --منتظر ترانه های بعدیت هستم @};-
      • مرسی شیمای عزیز. امیدوارم با کمک شما و سایر دوستان بتونم کارای بهتری ارائه کنم @};-
      • امیر عزیز من هم امیدوارم همه با هم برای پیشرفتمون و موفقیتمون کنار هم تلاش کنیم @};- @};- موفق و پیروز باشی @};-
  • ایرادت قافیه را به اختصار عرض میکنم امیر عزیز اكفاء: يعني اختلاف در حرف روي (حرف هاي قريب المخرج) مثل سلاح و پناه در قافيه آنچه مهم است، قسمت اصلي كلمات است نه زوايدي مثل پسوندها، ضماير و علايم جمع، لذا "علف زار" با "چمن زار"، "رفتم" با "بردم"، و "جوانان" با "پيران" هيچگاه همقافيه نمي شوند زيرا اصل آنها علف، چمن- رفت، برد- جوان و پير، مي باشد و "زار، م، ان" جزء اصل كلمات نيست مثل اين شعر: آوازهاي شرقي / باران /غروب كرد جنگل در انتظار / درختان / غروب كرد خورشيدهاي تازه به دوران رسيده را بايد نديد و مثل / شهيدان / غروب كرد در اين شعر باران، درختان و شهيدان همقافيه شده اند، در صورتيكه از لحاظ قافيه به اشكال مواجه اند زيرا درختان و شهيدان با ضمير جمع آمده اند، اگر ضمير را برداريم، درخت و شهيد مي شود كه هيچگونه هم آهنگي بهم ندارند و نمي توانند با باران قافيه گردند. بعضي گفته اند: مي شود كلمات مختوم به ث و س ت و ط، ذ، ز، ض و ظ را با هم همقافيه نمود در حاليكه عده ای ديگر معتقد اند كه در قافيه علاوه بر شكل صوتي، شكل صوري نيز مهم مي باشد و رعايت آن الزامي است. بناءً همقافيه ساختن كلمات قفس و عبث، التفات و احتياط، التذاذ، راز و مقراض، ناسالم است و آوردن در شعر بيش از يك مورد به اصول شعر لطمه مي زند با این شکل امیر عزیز میبینیم که پذیرش ان مورد اختلاف نظر است حال نمیدانم شما طبق چه مرجعی میگوید م و ن قافیه سازی میکند . باور کنید که فقط همین یک قافیه برای شعر باقی مانده است .با طناب پوسیده ی مدرن گرایان به چاه نروید اساسن قافیه یعنی اوا یعنی موسیقی چطور راضی میشوید این را هم از شعر بردارید؟ در سر شب خون مرا ریختن خون به لسان عربی بود دم....... الان این قافیه هست؟ اما در مورد برگه اگر اصرار دارید که بپذیرم شما از جناس تام استفاده کرده اید ایرادی ندارد اما با پذیرش این ارایه تمام معنای بند مورد نظر زیر سوال میرود اگر منظورتان برگ سبز تحفه درویش هم باشد در نگارش اشتباه کرده اید و باز ایراد بر ان وارد است بابت مزخرفی که بداهه نوشتم عذر میخواهم چون ذهنم درگیری های بسیاری دارد
    • با سلام مجدد دوست خوبم مهدی عزیز. با خواندن پاسخ شما یاد سخن دوستی افتادم که اصرار داشت ما هجایی به عنوان هجای کشیده نداریم و صرفا دو نوع هجای بلند و کوتاه داریم. و هرچه هم برایش توضیح دادم که حتی بچه های کلاس اول دبستان هم با آن حرکات با مزه دستشان موقع بخش کردن کلمات (پر کشید) را سه هجا میدانند و نه چهار هجا قانع نمیشد. دلیلش را که پرسیدم میگفت در فلان کتاب مربوط به فارسی دری چنین خوانده ام! بحث من و شما هم بر سر قافیه بر همین منوال است مهدی جان. برای مثال یکسان بودن فرم نوشتاری قوافی دیگر سالهاست ( و از سال ها منظورم واقعا سالهاست!) که محلی از اعراب ندارد. دیگر کمتر شاعری را میدان یافت که قافیه کردن جناح با پناه را مشکل بگیرد. اگر قرار باشد به حرف پیشینیان صد سال پیشمان گوش کنیم بله حق با شماست! نه تنها در این زمینه! بلکه در بسیاری وجوه ترانه دارای اشکال است. اصلا چرا ترانه؟ باید بیاییم همان لفظ (دوبیتی) را به کار ببریم و به خودمان یک ذره اجازه کوتاه و بلند کردن هجا ها را ندهیم! باید کلا بیخیال قلب وزن بشویم! باید تماما حتی از نیما هم فاصله بگیریم! دوست من. برداشت اشتباه شما و بقیه عزیزانی که ترانه ی فارسی را مقید به اسلوب شعر کلاسیک میبینند نداشتن درک درستی از زبان شناسیسیت. زبان یک پدیده ی استاتیک نیست که یک قائده برایش بیاید و تا ابد همان یک قائده باشد. مرده ای نیست که همان که 200 سال پیش بوده امروز نیز باشد. زبان موجود زنده ایست که رشد میکند. نمو میکند. لغات جدید میپذیرد. دستور زبانش مدام تغییر میکند. قواعد ادبش طی زمان دستخوش تغییر میشوند. به عنوان شخصی که بر زبان انگلیسی تسلط کامل دارد و به آن شعر میگوید و سالیان هم (با توجه به سن کمم) در آمریکا زندگی و تحصیل کرده ام در مورد قافیه آوایی نکته ای میگویم خدمتتان. قوافی آوایی در اصل بر گرفته از بان های لاتین اند و به خصوص زبان انگلیسی. در انگلیسی دو نوع قافیه وجود دارد. یک نوع که به آن قافیه کامل میگویند همانی که ما در فارسی داریم هم صامت مد نظر است و هم مصوت. و یک نوع صرفا بر پایه مصوت میچرخد. بسیاری از لیریک های انگلیسی را که گوش کنید به نوع دوم قافیه بر میخورید. این نوع قوافی از سال ها پیش در ادب فارسی استفاده شده اند مخصوصا به طور شکسته مانند استفاده از حروف دارای واجگاه نزدیک به جای هم مانند (س و ز. م و ن. ت و د و ...) اما به طور حرفه ای با آمدن موسیقی رپ و آر اند بی به ایران به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفتند. در رپ حتی بحث از استفاده از حروف دارای فرم شنیداری نزدیک هم فراتر میرود و قافیه های مورد استفاده دقیقا فرم دوم قافیه های لاتین اند که در بالا عرض کردم. اما در مورد جناس تامی که فرمودید برای لغت (برگه) من هرچه میگردم اشکال مفهومی نیبینم. احتمالا شما اشتباه میخوانید دوست من. بنده هر دو جا یک برگ منظورم بوده و آن کاغذ بوده. اما یک جا از آن تحت عنوان (برگ) نام بردم و (ه) پایانی را به منزله ی فعل و یک بار هم از آن به عنوان (برگه). امیدوارم توضیحاتم مقبول افتاده باشد دوست من.
      • خوب دوست عزیز گفتگوی ما از ادبیات فارسی با لاتین و انگل ساکسونها و یانکی ها رسید من ایرانی هستم و به زبان و اصول شعر سرزمینم پایبندم اما برای تمام عقاید و تفکرات احترام قائلم / از نظر من و با توانایی معرفی مرجع من بر هر دوبند شما ایراد 100٪ میگذارم و افتخار من این این است که به زبانی سخن میگویم که 1000 سال قبل دانای توس سخن گفته. اگر تمام شعرای ایران کالای وارداتی شان شعر غرب باشد من به داشته های پیشینه ی خود بسنده میکنم / ضمنن ان دوست شما بیراه نمیگفته اند چون پیرو مکتب دکتر خانلری بوده اند و در مکتب ایشان ترانه بر پایه های 2هجایی استوار است کلاً داخل بحر ترانه عروضی هم تقطیع روی پایه های دو هجایی صورت می گیرد(پنج پایه ای)که همین امر باعث می شود تا وزن ترانه با تمام تغییرات ممکن همیشه مرتب و موزون باقی بماند. اما در قافیه اگر مرجعی دارید بگوید نه طبق فرمایش خودتان از 200 سال قبل /شما مرجع معاصر معرفی کنید بنده قانع خواهم شد/ من خود را مرجع نمیدانم و اگر شما خود را مرجع میدانید بجث ما تمام است به هر شکل که مایلید قافیه سازی کنید
      • با سلام دوباره مهدی عزیز. خب من به اونچه که شما بهش افتخار میکنید افتخار نمیکنم و زبان رو یک پدیده ی قومیتی میدونم. اگر در موزامبیک هم به دنیا میامدم همانقدر افتخار میکردم که در ایران. مهدی جان بعضی ها کتاب میخوانند که یادبگیرند و سپس تولید علم کنند و بعضی کتاب میخوانند و سپس خودشان همان کتاب میشوند. شخصیت دادن به دانشجو و توقع نقد بزرگان نه تنها کاری نیست که در ایران انجام شود بلکه کاری ناشایست و بی ادبی محسوب میشود و شما متاسفانه پیرو همین مطلب نظر من را غلط میدانید. اما در هنر معیار های بیرونی مانند علوم تجربی وجود ندارد آنچه که به نظر انسان زیبا میرسد به صورت قانون در میاید. کافیست نگاهی به سیر تحول شعر فارسی تا همان دویست سال پیش که به آن معتقدید بیندازید تا ببینید چگونه دگرگون میشود. دوست من چیزی که واقعیت بحث ما در مورد قافیه است اینست که گوش شنونده ی امروز قوافی آوایی را خوش میپندارد و ترانه سراهای بزرگ هم از آن استفاده میکنند. بلکه شعرای بزرگ هم از آن استفاده میکنند. بله قافیه آوایی محصولیست وارداتی از زبان های دیگر اما زبان های دنیا همیشه با هم تعامل میکنند و بده بستان دارند. این تعصبات نا به جا کار زبان شناسان نیست بلکه محصول به اصطلاح ادیبانیست که هنوز در قرن بیست و یک درگیر اثبات آبا و اجدادشانند. وام گرفتن از سایر فرهنگ ها هیچ اشکالی ندارد عزیز. در هر صورت همان طور که فرمودید بحث من و شما فایده ای ندارد چرا که شما با انکار یکی از پایه ای ترین اصول ترانه ی مدرن جایی برای بحث باقی نگذاشتید. اما دوست من نمیخواهم این گونه بحث ها سبب خدای نکرده ناراحتی شود. بنده شما را دوست خود میدانم و امیدوارم که شما هم نسب به من همینگونه فکر کنید. @};-
  • جناب امیر عیار عزیز/ هم در بند اول خطا ی قافیه موجود هست و در وادی نقد نه مونا برزوئی که با توجه به نقد هایشان در خانه ترانه متوجه شده ام فراموش کار هستند شخصیت مرجعی دارند نه جناب امین پور مرحوم / ضمن اینکه در بندی که برگه را ردیف سازی کرده اید ی نمیتواند قافیه سالم باشد
    • مرسی بابت پاسخت مهدی عزیز. من از خانم برزویی جهت مثال یاد کردم به عنوان یکی از ترانه سراهای شناخته شده ی امروز. اما قوت نظر بنده همچنان در باب قوافی آوایی برقراره. میم و نون به دلیل نزدیکی واجگاه از لحاظ فرم شنیداری به همدیگر نزدیک هستند. با یک جست و جوی ساده درباره قوافی آوایی حتی در محیط وب فکر کنم متوجه صحت حرف بنده خواهید شد. همان ططور که عرض کردم خانم برزویی یک مثال بود اما اگر فکر میکنید مرحوم امینپور هم قافیه را نفهمیده اند که دیگر نمیدانم... در مورد (برگه). احتمالا خوب نخوانده اید ترانه رو. (برگه) در دوبیتی ای که اشاره کردید ردیف نیست برگه قافیه است. (برگه) نخست به معنی (برگ هست) هست و (برگه) دوم به معنی (برگه). به عبارت دیگر (ه) در (برگه) نقش فعل داره اما در (برگه) دوم جز خود کلمه هست. با تشکر مجدد و عرض پوزش. خدای نکرده برداشت نکنید که قصد من جدل است. خود این بحث هاست که ارزشمند است و علم همیشه محصول تضارب آراست.
  • قشنگ بود...آفرین :)
  • سلام ترانه ی زیبایی بود و لذت بردم +لایک @};-
  • سلام سادگی و صداقت قلم ارتباط مستقیم داره با سادگی و صداقت صاحب قلم اگر میشه با این شعر اخت شد تنها علتش روح ساده ی شاعر هست و از اخلاق خوب سرچشمه میگیره در 2 بیت ایراد قافیه دارید اما روانی کار اون رو پوشش داده ولی چیزی از عیب دار بودن نمیتونه کم کنه. کمترین وظیفه ای که شاعران ما در برابر یادگار های گذشتگان دارند رعایت فافیه هست .این رو دیگه بیایید همه رعایت کنیم و اینقدر تبصره های غیر مستند روایت نکنیم.املا ربایی به رباعی ویرایش شود. فکر میکنم از قافیه ای که به ن ختم شده زیاد بهره گرفتی نمیدونم در اهنگ چطور میشه و خوشحال میشم اگر دوستی اشنایی کامل با اهنگ سازی داره یک نظری بده . البته جامع و گرنه خودم سالها نوازنده بودم ولی باز سالهاست که ساز رو کنار گذاشتم و نظر مستدلی ندارم..اما موسیقی رو خوب میفهمم/ کارهای بعدت رو خیلی دوست دارم ببینم جناب عیار .امیدوارم که ایین عیاری هم در کنار نام خانوادگیتان درخشنده باشد
    • خیلی از نظرتون ممنونم جناب صفا. لطف شما و دوستان دیگه باعث دلگرمی و نقدهاتون سبب پیشرفت منه. اما درمورد ایراد قافیه کاش مشخص میکردید کجای ترانه منظورتونه. در پی فرمایشتون دوباره قافیه ها رو چک کردم اما خود من ایرادی ندیدم. تنها در دوبیتی اول (که در آخر هم تکرار میشه) از قافیه آوایی استفاده کردم و میم رو در مصرع چهارم به جای نون به کار بردم. که البته کار کم سابقه ای نیست. جدای از اون که در ترانه های مدرن (برای مثال ترانه سرای خوبی مثل مونا برزویی) امثال این کار رو میبینید. مرحوم قیصر امین پور در غزل هم این نوع قافیه رو به کار میبردند مثل استفاده ی ت به جای د. البته شاید اشتباه کنم و منظور شما دوبیتی مذکور نباشه. خیلی خوشحال میشم اگر بیت های مورد نظرتون رو بفرمایید کجاست و اگر نکته ای در موردشون دارید من رو بی نسیب نذارید. دوباره از نظر صمیمانه و نقدتون تشکر میکنم دوست من.
  • یه نگاه و یه ورق از پنجره تو کتاب ماه پیدا میکنم وقتی که چشم تو رو کم میارم همه ی ستاره رو میشمرم (بداهه ای بر گرفته از ترانه) به اکادمی خوش اومدید نقد برا بعد @};- لایک
    • مرسی اعظم عزیز. اما چرا نقد برای بعد؟ هر یک نقد بیشتر یک پله ما را به موفقیت نزدیک تر میکند. خوشحال میشم اگه نقدی دارید روی همین کار من رو بی بهره نذارید.
  • سلام....ترانه ی زیبایی بود و خیلی به دلم نشست.... درضمن خوش اومدی لایک @};-
  • سلام دوست من @};- ترانه دلچسبي بود @};- موفق باشي و ماندگار @};- @};- @};-
  • ممنون ترانه ت عالی بود @};- =D>
  • سلام و درود.یه جورایی صاف و صادقانه بود.مرسی =D>
    • مرسی مهدی عزیز. واقعیتش اینه که صادقانه ترین کارمه. با این که چندید سال پیش گفتمش و از اون موقع به نظرم خیلی بهتر شدم ولی همین سادگی و صداقتشه که این ترانه رو واقعا دوست دارم خودم. مرسی از نظرت دوست من @};-
  • سلام. بیت سوم "اگر" بشه "اگه" و "یک رباعی" بشه "یه رباعی" به نظرم یکدستره. زیبا بود. @};- @};-
    • مرسی از نظرت محمد عزیز. در مورد (اگه) باهات هم نظرم و خودم هم همین جوری میخونمش. منتهی این ترانه برمیگرده با ۴ سال پیش و به همین دلیل در تایپش که همون موقع کردم یه جاهایی هنوز دست نخوردست. در مورد (یه) به جای (یک) فکر میکنم در صورت نوشتاری (یک) بهتر از (یه) باشه چون هجای بلند در اونجای نیازه و اگر بخوام به (یه) تبدیلش کنم یا باید ( ِ) را بکشم و یا روی (ر) تشدید بذارم. اما در برای خواندن خودم هم احتمال میدم که حرف شما صحیح باشه و (یه) بیشتر به کار بشینه. هرچند این گونه موارد کوچک رو شخصا ترجیح میدم پس از ساخته شدن آهنگ توش دست ببرم. مرسی از نظر بسیار خوبت دوست من. @};-
  • سلام... به آکادمی خوش اومدید @};- خواندمتان...ترانه ی زیبایست..مرسی دوست عزیز @};-